مسعود خوشابی
به جرأت میتوان ادعاکرد که از آغاز پیدایش پدیدهای به نام “امپریالیسم” درسرنوشت تاریخی بشر تا کنون ، هرگز ، هرگز ، هرگز چهرهی واقعیبه غایت ضدانسانی سرکردهی جهانی آن، چنین آشکارنشدهبود ، که همه گونه شده است درانظارِ اصحابِ دیدگان جهانیان !
نشان به این نشان که حتی در محکمهی نمایشی(!) جهانی که خود در تأسیسِآن نقشِ تعیین کننده داشتومقرّر بود طلایه دار صلح و امنیت برای جهانیان باشد ، نه تنها رأی نیاورد بلکه سکّهییک پول سیاهشد ، آن هم درفضایجهانی که ، غلام همواره حلقه به گوششش ‐ معروف به روباه پیر – این بار حتی جرأت نکرد ، درکنار و همترازش بایستد ، تا هارترین مولودقرنبیستم همچنان درسدهی بیست ویکم بهموجودیت نکبت بارش درمنطقه ادامهدهد ، که این خود اوج افشاگری تاریخی است علیه نقشآفرینی بزرگترین هنرپیشهی سینمای هالیوود !
از آن جا که “اقتصاد” ، یا به بیانیدقیق تر”اقتصاد سیاسی” ، درتحلیل نهائی همواره درسیر تکامل تاریخ بشرحرف اول وآخررا میزده ، میزند و چنان که مینماید متأسفانه خواهد زد ؛ سرکردگان سرکردهیسرمایه داریجهانی ، با بالاترین ضریب هوشی که به قیمت فراهم و جمع آوری هوشمندترین انسان ها و تکنولوژی های روزعایدش شده است دریافته است که آخرین ، بله دقیقاً آخرین شریانِحیاتیاش طرحینودرانداختن ، روزآمدکردن ، تهیه ، تولیدانبوه و فروشِ مدامِ مرگبارترین ومخوف ترین و ضدانسانی ترین سلاح های کشتارجمعی است !
…واین دامنه و وسعت عرضه و فروش بازاری می خواهد همواره گرم وپرمشتری ، مشتریهای پولداری که دست به جیب شان عالی باشد ! … فراهم نمی شود الا با جنگ وجنگ افروزی ، آن هم درمنطقه ای که رمق و مرقی برای دست به جیب بردن برایش مانده باشد یعنی این بارکه رقیب ازپادرآمده (!)نه آسیای جنوب شرقی بلکه قرینه آن، آسیای جنوب غربی ، وبرای آن که تداعیهای دردآور کمترباشد بگذارنامش را هم بگذاریم : خاورمیانه !
اگر به جرأت بتوان ادعا کرد که هم اکنون موتورمحرکهیاقتصاد اروپا آلمان است که فن آوری وتولیدات کالاهای صنعتیاش به بازارهای اروپا رونق میدهد ، این شکوفائی اقتصادی
چین است که کم وبیش از جمعیت غالب انسان های روی زمین فقرزدایی می کند ، هم اکنون و مشخصاً این اسرائیل است که درمنطقهیبیمنطق ما برای کمپانی های قدرقدرت اسلحه سازی ایالات متحدهیآمریکا دلالی و از قِبَلِ آن پول درومیکنند ، چنان چه درجوار اروپای متمدن این دولت اوکراین است که بازیچهی دست ناتو شده است و به طریقی دیگر ثروت آفرینی می کند برای همان کمپانی ها !
به ظاهر صرفاً و فقط وفقط ۲۰درصد اقتصاد ایالات متحدهی آمریکابه تولید وفروش سلاح درجهان مرتبط است ، اما ،اما ، کیست که نداند، هرفروشی هزینه های خودش رادارد !
در سویس ، یعنی صندوق و بانک جهان سرمایه داری ، شاید یکی از خسیس ترین – نه ببخشید- مقتصدترین کشورهای جهان ، فروشنده ی یک کالاحاضراست یکمیلیون فرانک خرج تزئین ویترین فروشگاهش کند تا دوسه برابرآن مخارج ، فروش داشته باشد ! گل وگشادترین – نه ببخشید – ثروتمندترین و گشاده دست ترین کشور دنیا یعنی ایالات متحدهیآمریکا حاضراست چه قدر برای حفظ ورونق بازارش خرج (!)کند ؟ … تبلیغات راه بیاندازد ! رسانه بیافریند! دررسانه های رقیب راه بیابد! حتی اسباب بازی هائی به دنیای بچه ها عرضه کند که سلاح های مرگبار را خوشایندجلوه دهد ! یا به شکل امروزی ترش (!) در دنیای مجازی ، بازی هائی خلق کند که کشتارها را عادی جلوه دهد … برای دانشگاه های به شکلی تردستانه برنامه ریزی کند تا ازدرونشان آتش جنگ ها را پرهیمه ترکردن! …اوووه…. اوووه … چه می کنه تبلیغات آشکار ونهان که طبعاً نهان اش (!) گواراتراست برای رونق بازار سلاح های مرگبار فروختن !
… کاتب این سطور خود بیش از سی سال تجربه کار دربازار دارد … حتی زمانی در پامنار (!) بله دقیقاً پامنار (!)… دکانی داشته وبه شغل شریف استنسیل استیل فروشی اشتغال ، وازآن طریق با بازار، این عروس هزارداماد ، نه تنها درعرصهی داخلی بلکه درعرصه ی خارجی ، کم وبیش به علم واطلاع عینی و واقعی دست یافته است ، یعنی آنچه درکتاب ها نیامده بود تا بخواند و فرابگیرد در آن جا خواند و فراگرفت … آن چه در حضور در نمایشگاه های جهانی ندید تا بیآموزد ، درآن جا دید وفراگرفت ، وچه خوا
دیدنی و فراگرفتنی ! … بگذریم .
نقش تولید را فروش خاتمه می دهد در غیر این صورت حاصل جنازه ای است که روبه تعفن می رود …و نقش فروش را تبلیغات و ( به معنی به علاوه )… سایرِ “بَلَغَ”ها ، “بلوغ”ها و از همه مهم تر “ابلاغ” ها !
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.