مسعودخوشابی
درصفحهی۴ روزنامهیاقتصادی آسیا (۱۴۰۲/۰۹/۰۹) مطلبی با پیش نمایهی: ‘ اثراتِ “تولیداتِ بارِاول”در ارز آوریِ پُرحجم و خنثی سازی تحریم ها ‘ ، براساس گفتارهای مهندس محمدحسن دیدهور ، ازاعضای کهنه کار و ارشد اتاقبازرگانی که خوشبختانه از توان صنعتی ایران وجهان نیزبیاطلاع نیست به نکاتی اشاره شده است که شوربختانه همگی درهاله هائی از ابهام و ایهام وچه بسا تاریکی شناورهستند !
دربدوامر انظار را به جمله کلیدی ایشان جلب می نمائیم مبنیبر اینکه :
“اگر باوجود برخی سوءاستفادهها بخواهیم منافع طرح تولید[ات]باراول را بسنجیم ، باید بگویم که سودش بیشتر از ضررشاست و توانسته کمکهایزیادی بهلحاظصنعتی بهکشور بکند .”
پیرو همین عبارت جاداشت ایشان قدری از شیوهی متعارف بیان جماعت “اتاق بازرگانی”ها فاصلهمیگرفت و صراحتاً اظهار میکرد منظور از برخی سوءاستفاده ها چیست ؟ … و بانی یا بانیان این رفتارها چه اشخاص حقیقی و حقوقی هستند ؟ … و چرا متخلفان به انواع نهادهای پُرشمار و پُرقدرت دستگاه های همیشه حاضردرصحنه یعنی قضاء معرفی نشدهاند ؟ … واگرشدهاند عاقبت کار به کجا کشیده شده است؟
قطعاًچوب لای چرخ رشد اقتصادی کشورگذاشتن نه تنهاجفا بلکه خیانتی آشکار به منافع ملت است ، به ویژه دراین برههیحاد تاریخی که درواقعِ امر، کشورمان به نوعی دیگر درحال جنگی تمام عیار است !
نیم جمله قابل تفسیر دوم این که آمده : ” سودش بیشتر از ضررش است ” یعنی مضاری دارد ولی مِن حیث المجموع ، ای ، همچین ، خیرش بیشتر از شرّش است .بازانبوه پرسشها ذهن خواننده را به خودمشغول میکند : چه ضررهایی دارد ؟ … به تعداد و کمیت مُضِراند یا به لحاظ کیفیت ؟ به لحاظ عواقب صنعتی یا حقوقی ؟ درکوتاه مدت یا بلند مدت ؟ برای محیط زیست یا جماعات انسانیمبتلابه ؟ … وتازه اگر چنین ویژگی دارند چرا راه کارهای بهتری درپیش گرفته نشدند که عاری از زیان باشند ؟
جادارد سؤال شود باتوجه به ویژگی بارز اینطرح قانونی ، یعنی ترک تشریفات لازمه معاملات در قالب قواعد متعارف مناقصات ، راه را برچه دست پاکان و ناپاکان گشوده یا بسته است !… واساساً چه شدکه این رویهیغیر متعارف لباس قانونی برتن کرد و برکرسی اجرا جلوس کرد؟
روال توسعهیتحریم ها تا الی ماشاءالله ادامه خواهدداشت وهمواره بیش ازپیش چنگ درگلوگاه های صنایع کشورمان فرو خواهند برد ،لذا پُر واضح است راه کارهای موقتی ، مشکل دار و معیوب کارساز دائمی نخواهند بود.
بدیهیاست باتوجهبهتوانائیهای بالفعل وبالقوه و ظرفیتهای موجود صنایع ایران،اگر صنعت با علم ، یا به عبارت عینی تر،نهادهایصنعتی با دانشگاهها پیمان موّدت نبندند و درعقد دائم هم درنیایند،گرههابادستان هیچنهادیحتیباعنوان پُرطمطراق “دانش بنیان”بازنخواهند شد .
علیالاصول جناب مهندسمحمدحسندیدهور که دستینهبرآتش صنعت و تولیدات صنعتی دارند بلکه در آتشآنهادارند بهتر ازهمه میداند که هرگونه ضربه به دانشگاه ، چندین برابرضربهیمستقیم به صنعت است ، نابکار کردن دانشگاه ها یعنی عقیم کردنصنعت ، و در دنیای هزاره ی سوم میلادی ، این یعنی فاتحه خوانان بسوی گورستان تاریخ گام برداشتن !
توکّل به زیرنهادهای ریاست جمهوری ازقبیل بنگاه های موصوف به” دانش بنیان ” یعنی دوری ازمحورخیمهی دولت که همان دانشگاه ها ، مؤسسات تربیت تکنسینها و کارگرانماهر و مدارس مجهز به انواع آزمایشگاه و کارگاه ها ست .
صرفاً درپیوند تنگاتنگ صنعت و علم ، تکنولوژیِ کارآمد زاده میشود و به سعیبی وقفهیخِرد وهمتِجمعی ، همراه با برنامهریزیکلانمملکتی ، رونق ، رفاه و درپی آن امنیت خاطر و آسایش جلوهگرخواهندشد !
ایشان در فرازی دیگر از بیانات شان آورده اند :
” بومیسازیو فرایند استراتژیک و راهبردی صنایع ذیل سازوکار ” تولید[ات]باراول” با عقد بیشاز ۹۲ قراردادنهائی،تاکنون بیش از ۶۸هزارمیلیاردتومان (معادل۱/۳۶میلیارددلار)صرفه جوئیارزیبرایکشور همراه داشته است .ً
البته رقم مذکور شاید ازبُعد اقتصادِخُرد ، دُرُشت به نظر آید ولی با توجه به انبوه سرمایههایمادی ومعنوی که کرورکرور ازکشورخارج می شوند ، کاهی درمقابل کوه بیشتر نیست ! چه سرمایه های بالفعل که بانک مرکزی آمارش را دارد وچه سرمایه های بالقوه که وزارت علوم ، تحقیقات و فنآوری، ازخروج خیل عظیم فارغ التحصیلان دانشگاه ها دراختیار دارند !
فراموش کردنی نیست ، اصحاب صنعتی که استخوان خُرد کردهی این مهم بودند و از عِرق ملی سرشار ، پس از بازگشائی دست اصحاب قدرت باز آمده ازجنگ ۸ ساله ، توسط سردارسازندگی ، یکی پس ازدیگری از حرکت بازماندند و عرصه را خالی کردند تا نورسیدگان با آزمون وخطاهای پرهزینه بر سر کار آیند … چه بسا بعد ازخرابی بغداد!
نظر به احترام به حوصلهی خواننده ، شاید بهتر باشد فعلاً درهمین حد اکتفا شود که : حرف حرفمیآورد و غم ، غمباد !
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.