اقتصاد، اجتماع، سیاست، انقلاب و زنگهای خطر برای ملایان
وضعیت اقتصادی نابسامان ایران در سالیان اخیر، صدای بسیاری از خودیهای و نهخودیهای ملایان را درآورده است صدا و زنگهای خطری که به نظر ملایان آن را نمیشنوند.
عمده تحلیلگران بر این عقیده استوارند که موضوعات اقتصادی با وجود این که زیربنا محسوب میشوند، عاملی نیستند که به تنهایی منجر به تغییر در یک کشور شوند.
به بیان دیگر مسائل اقتصادی به خودی خود معمولا انقلاب ایجاد نمیکنند.
البت این قانون عام، در جوامع امروزی به شمار میرود که برخی حداقلهای دستاوردهای بشری در زمینه حکمرانی بر آن جامعه حکم میراند.
شاید بتوان استثنائاتی را نیز نام برد که موضوعات اقتصادی، به تنهایی موتور محرک تغییر در یک کشور بوده؛ اما این، نفی قاعده نمیکند.
پیشینه تاریخی دیکتاتوری اجتماعی و سیاسی در ایران
در تاریخ معاصر ایران نیز چنین بوده و هست، پیش از انقلاب ۵۷، ابتدا به ساکن این موضوعات اقتصادی نبود که راه و ره را برای تغییر نظام سلطنتی هموار کرد.
در سالهای پایانی حکومت پهلوی، برخی بسیاری پارامترهای اقتصادی کشور، رو به رشد و در بسیاری موارد همراه با رشد چشمگیر نیز بود.
اما به موازات این رشد اقتصادی، حکومت خودکامهی پهلوی، زمینه و بستر رشد اجتماعی و سیاسی را فراهم نیاورد.
میزان مشارکت اجتماعی و سیاسی مردمی، به دلیل برخی سیاستهای اقتصادی و ماتبع آن مانند تحصیلات عالیه، بهداشت و… که مردمان این سرزمین از آن برخوردار شده بودند، بر خلاف روند اقتصادی روندی نزولی پی گرفت.
سیاست تکحزبی محمدرضا پهلوی و انحلال احزاب دیگر و فقدان مشارکت اجتماعی و سیاسی مردم، در سرانجام کار، در افق دید مردمی که برای خود زندگی بهتری میخواستند، راه را برای تغییر سیستم سلطنتی فراهم کرد.
نمونه مشابه، این بار در حاکمیت ملایان
پیرامون نتیجه در اینجا نمیخواهیم سخنی بگوییم! ملایان آن را به یغما بردند.
چند دهه از حکومت غصبی ملایان میگذارد، دهه خونین اول با ضرب و زور کشتار و قتلعام مردم و مخالفین و آزادیخواهان به پایان رسید.
در سالیان بعد که ملایان به وهم، گمان بردند که حکومتشان بر پایهی تثبیت میچرخد، اقدام به بسط کردند.
اما با ۴.۵ دههیی گذر از حاکمیت ملایان، نگاهی گذار نه به سیاست و اجتماع، که به اقتصاد کشور، جای حرف و حدیث باقی نمیگذارد.
پیمانه سخن ملایان در مورد اقتصاد خالی است و وضعیت اقتصادی کشور بینیاز از توضیح.
نرخ تورمی که دیگر بس ادامه و امتداد داشته به حالت سکون و موزیک متن درآمده است.
زنگهای خطر در زمینه نرخ تورم
آمارهای رسمی تورم، نزدیک به ۵۰ درصد، جا خوش کرده و آمارهای غیررسمی دیگر جایی برای جا خوش کردن ندارند چرا که دقیقهافزون بالا میروند. [فاصله نرخ تورم از دفتر رئیس تا کوچه و خیابان]
گرانی و فقر و فاقهیی که دیگر تقریبا هیچ آمار دقیقی از آن رسانهیی و بیرونی نمیشود و اگر میشود به فراخور جنگ جناحین ملایان است.
ابرچالشهایی مانند آب، ورشکستگی بانکی، مالی بورس، صندوقهای بازنشستگی، کسری مداوم و افزایشیابنده بودجه، بیکاری، فقر…
زنگهای خطر اقتصادی دیگر از کار افتادهاند و دیگر ظاهرا کار نمیکنند.
اگر چنین نبود باید این زنگهای خطر، نه ناقوسهای خطر، سونامییی از صدا تولید میکردند.
حاضرا، آگاهی و رشد مردمی در سایه ارتباطات جمعی جهانی به حد فزونی رسیده است.
لاجرم این آگاهی و افزایش مطالبات، ابتدا بعدی اقتصادی، سپس اجتماعی و در انتها سیاسی و امنیتی دارد.
دیگر دیر شده است!
بدین معنا که زنگهای خطری که ملایان آن را نمیشنوند سالیان است که به صدا درآمد و دوره آن گذشته است.
پژواک شعارهای اقتصادی و اجتماعی در اعتراضات ۹۶ تا کنون، به سرعت به صورت سیاسی و علیه حاکمیت ملایان تبلور یافته است.
بستن گستره اجتماعی و سیاسی و انقباض و یکپایگی ملایان، دقیقا مانند سالهای دوران پایانی پهلوی است.
در آن دوره نیز زنگهای خطر مدتهای متمادی بود که به صدا درآمده بود اما محمدرضا پهلوی دیر آن را و صدای انقلاب مردم را شنید و بهای آن را داد.
اکنون با وجود این که زنگهای خطر مدتهاست به صدا درآمده، گویا خامنهای و اعوان و انصارش، گوشی برای شنیدن این صدا ندارند.
نتیجه کاملا روشن است؛ سرنوشت همانی است که بر سر خاندان پهلوی آمد.
ملایان نیز به زودی به تاریخی خواهند پیوست که آیندگان از نشنیدن صدای زنگهای خطر توسط آنها، درسهایی را خواهند گرفت.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.