بی‌درنگی، بیماری ایپیدمی ایدئولوژی‌ پان…ایسم‌ها، چپ داغون، راست داغون!… نتیجه مردمان (ملت) ایران داغون

خلاصه و چکیده و عصاره نتیجه این ایپدمی مزمن بیش از دو سده کشورهای عقب‌مانده و یا موسوم به جهان سوم (با عناوین به ظهر محترمانه کمتر توسعه‌یافته یا در حال توسعه)، اول و وسط و آخرش به این ختم می‌شود، هر گاه فرصتی برای رهایی از اهریمن ذهنیات پیش می‌آید، اصحاب قدرت و ثروت و موقعیت، با سرسیخ کردن چندین قلم‌به‌دست و حراف مسلط به سخن‌وری، صحنه آلوده ابهام می‌کنند تا مردمان نتوانند تصیمیم درست بگیرند، بزدلی‌هایشان، عقده‌هایشان، سرخودرگی‌هایشان، کینه‌هایشان، دردمندی‌های سرکوب حقوق بدیهی بشریشان از تنهایی عاطفی و جنسی تا محرومیت‌های طولانی از مواهب لذات طبیعت خدادادی، زندان و شکنجه‌های روحی و جسمی که توسط دیکتاتوری‌های دینی و غیر دینی و شبیهشان از چپ و راست.

از جمهوری‌های کذایی تا پادشاهی‌های مطلقه دیکتاتوری، همگی می‌شود اینکه ژست روشن‌فکری مخالفت با جنگ بگیرند، گویا طی این ۴۵ سال دوران تاریک و ظلماتی حکومت شترگاوپلنگ التقاطی اسلام سیاسی حاکم بر این همگی‌شان بیگناه و هم‌چون طفلان معصومی بودند که فریب هیولایی خوردند که گاهی آنها دچار سندرم استکهم کرده و بیماری همدردی و همدلی با گروگان‌گیرشان نموده است و گاه روان‌پریشی با سایه خردمندی هستند که هم‌چون فیلم دیوانه‌ای از قفس پرید، لختی فرار از زندان را تجربه کنند!

اینان بی‌چارگانی هستند که از چپ و راست راه میانه‌روی گم کرده اند، یکی به سوسیالیزم تخیلی پناه می‌برد، یکی دیگر نوکر سرمایه‌سالاری وحشی می‌شود تا هم‌یار برده‌داری نوین شود، آن یکی در ناامیدی عظیمش، هر پیشنهادی می‌دهد یک مشت خل و چل از سر ندانم‌کاری، برای این‌که حرفی زده و خودی نشان بدهند مخالفت می‌کنند، طرف می‌آید بهانه بدهد بری آشتی و صلح، طرح مصالحه ملی و عفو عمومی -اعم پوزیسیون و اپوزیسون – مطرح می‌کند در شبه مگنا و اسم چندتایی می‌برد که در میانشان سرکردگان عوامل ظلم و جنایت و فساد نیز هست، درک موقعیت نمی‌کنند که وقتی می‌گوید ، به این هیولای دیکتاتوری چندتا کاخ و سالانه مثلا یک میلیارد دلار مزد بدهید و به شرطی دست سر این دزدخانه ایران بردارد.

اما چپ و راست احمق‌نما شلوغ‌بازی درمی‌آورند، ای چی می‌گویی؟!، نه می‌بخشم و نه فراموش می‌کنم!، لعنتی، تو که عرضه نداری مردمان عادی بسیج کنی و آنها راضی که با جان نحیف خود ریسک چندباره ای کنند و بریزند به میدان و مسلخ کشتارگاه هیولای ج ا ، چرا زر مفت می‌زنی، می‌آید ایران تشبیه فرانسه اشغالی می‌کند و می‌گوید فلانی(ها) حالا وجودش نداری به داخل ایران بیایی و جرئت روبرو شدن با مشاین کشتار هیولای حکومت اسلامی ولایت فقیهی سپاهی نداری، همان خارجه نقش ژنرال دو گل بازی کن و مدیریت زدن سر افعی که خودت گفتی بازی کند و به طوری‌که با کمترین آسیب به زیرساخت‌ها، شرایط مهیای انقلاب براندازی هدایت کند با تلنگر به این ستون‌های لزران دیکتاتوری، در میان چپ‌های فسیل‌مغز توی آب نمک خوابیده که هیچ برنامه عملی برای گذار یا براندازی دیکتاتوری ندارند به جز مشتی حرفهای تکراری، سخن از مخالفت از حمله نظامی به ایران می‌گویند!

ایران هم‌اکنون در سراشیب فروپاشی و انحطاط تمام عیار و همه‌جانبه است، بورس لعنتی اش، فقط اکثریت ۷۰ درصدی مردمان ایرن تنها شاید کمتر از ۵ درصد سهم دارند و ۹۵ درصد سهام متعلق به طبقات فرادست است، کسانی چند صد ها میلیارد تومان توی حسابشان نگه می‌دارند و دائما در حال سیگنال‌بازی نوسانات نرخ دلار و هستند، حکومت اسلامی دیکتاتوری با ارزپاشی و فرصت تبدیل ریال به دلار به همان طبقات فرادست موقتا به خیال خام خویش اوضاع آرام کرده که اتنخابات نمایشی دیکتاتوری فراهم کند، بیش از ۷ هزار هزار میلیارد تومان نقدیگی است که در همین دو سال ریاست تدراکچی ابراهیم رئیسی بوجود آمده! ریالی که از پهن ستوران بی‌ارزش‌تر است، این قدر دزدخانه بی در و پیکر است، هر کی بتواند دزدی می‌کند از وابستگان دیکتاتوری، این ۷۰ درصد بیچاره بایست توان جنگ اقتصادی دیکتاتوری با دشمنان داخلی و خارجی ثرومندش بدهند، سران تا عوامل میانی و برخی نوچگانشان اصول‌گرا و اصلاح‌طلب و اعتدالی، همگی هم‌چون قارونیان، ثروت‌های افسانه‌ای به هم زده اند و عمده سهام‌دار کارخانجات و شرکت‌ها و زمین‌های مرغوب و کاخ و خانه‌های عیانی بالاشهری از باستی هیلز تهران و ویلاهای شمال و جنوب و جزایر هستند، اینان اربابان انواع قاچاق کالاهای متعلق به مردمان (ملت) ایرانند از سوخت و قیر و برق و مواد معدنی تا محصولات صنعتی و فرش وپسته و… از خارج به داخل و از داخل به داخل و از داخل به خارج هستند، اما باز مشتی چپ و راستی مخالفت با حمله نظامی ‌می‌کنند!، اینان پشت گفتارهایی چون خطر از بین رفتن زیرساخت‌ها و دروغ بمباران مردم عادی مخفی شده اند تا اربانشان پورسانتشان بدهند.

این تهران، نماد فقر و فحشا و بی‌چارگی فرودستان در برابر اقلیت فرادستان است، فیلم ۱۹۸۴ تبدیل به سریال شده در این ۴۵ سال در ایران، ایران مزرعه حیوانات اینان شده است، جورج اورول هم‌چون روح سرگردان در ایران نظاره‌گر اجرای سریالی اقتباسی آثارش است!

بدرود

درنگ و بی‌درنگی‌ها، صدها دلیل در لینک نوشتارهاست که اگر دیکتاتوری حکومت اسلامی (ج ا ولایت فقیهی آخوندی) در ایران در کمتر از سه ماه آینده (فرصت استثنائی) سرنگون نشود، جهان و تمدن مدرنش و بقای بشریت بزودی در آستانه سقوط و انحطاط سریع‌ قرار خواهد گرفت

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)