بیدرنگی بشردوستانه برای سود ایرانیان و جهانیان!، بررسی سریع پایان به تراژدی غزه و رهایی ایران و منطقه از تروریسم پان اسلامیستی، تاکتیک رهاکردن گربه و تغییر محل صندلی چرخان مادربزرگ
این نگارنده، موضع بیطرف دارد در قضیه تراژدی غزه، قطعا از وقوع آسیب به مردم عادی (غیر نظامیان) چه طرف اسرائیلی چه طرف غزه ای مورد تاسف و اقدامات تروریستی و قتل عمد مردم عادی (غیر نظامی) از هر کسی محکوم است. طی این حدود دو ماه از بحران اخیر، از آنجا که شانسی برای بقای نیروهای شبه نظامی در غزه قائل نیستند و این گیر انداختن در گوشه دیوار را شبیه گربه مقایسه میکنند، بسیاری دارند پیشنهاد راه فرار برای این گربه داغون شده میدهند (تقریبا همه تحلیلگران مستقل نظر دارند شانسی برای بقای شبه نظامیان در غزه نیست و این مطلب اساس بر اساس این فرضیات ارائه شده است)، اجازه به خروج نیروهای شبه نظامی از غزه البته مورد استقبال اسرائیلیها قرار نگرفته، بسیاری هم پیشنهاد جابجایی بین بخشی در باریکه غزه میدهند، ایدههای کلی این است، اسرائیلیها با همین مقدار اراضی که تصرف کرده اند، که فعلا نواحی خالی از سکنه بخشهای شمالی و مرکزی از جمله یک خط یک کیلومتری از ساحل باریکه غزه است را تبدیل به کمپهای موقت اسکان کنند و به همه عادی (غیر نظامی) غزه و حتی بخش عمده نیروهای سطح میانی به پایین که از نظر استراژیک چندان اهمیت ندارند (مثلا مشارکت در ترور و کشتار مردم عادی اسرائیل نداشتند) بعد از خلع سلاح و تسلیم شوند و اسرائیل لااقل امان جانی بدهد و در نهایت تنبیه حصر کوتاه مدت و سپس آزایشان.
چرا که اگر بحران طولانی شود به نظر خواست محور تروریستهای پان اسلامیستی است تا هم فرصت تجدد قوا برای ضربات بیشتر یابند و هم در اثر خسارت جانی و مالی مردم عادی منطقه، موج نفرت پراکنی علیه متنقین ایجاد کنند و بستر یارگیری از میان مردم، از ترکیب این ایدهها، بحران غزه به سرعت پایان یافته و گروگانهای اسرائیلی و سایر اتباع نیز آزاد بشوند با تسلط سریع قوای دفاعی اسرائیلی و در نهایت سپردن منطقه تحت مدیریت ترکیبی از بین المللی و مردم عادی غزه و موقتا تحت نظارت امنیتی اسرائیل تا آینده نزدیک در یک پیمان صلح جامع بین اعراب و اسرائیل تکلیف نهایی این مناطق مشخص شود ، برای تضمین اینکه دیگر تراژدی ۷ اکتبر از سوی غزه رخ ندهد. تا جامعه بین اللملی آزاد و دموکراتیک به سراغ سر افعی بروند و برای همیشه تکلیف این ترویسم پان اسلامیسم (که از علایق اسلمی مردم سوءاستفاده میکنند) را یکسره کرده و در میان مردمان ایران به جامعه بین المللی آزاد و دموکراتیک و سکولارلیبرال به پیوندد و هر دو طرف یعنی ایران و جامعه جهانی آزاد از مواهب اقتصادی و اجتماعی و امنیتی بهرهمند شوند، این ایدهها اگر درست وسریع اجرا شود کلا ممکن است ظرف دو ماه دیگر کلا چهره منطقه خاورمیانه تغییر مسیر کلی یابد، و ایران نیز مردمانش مسیر برقراری حاکمیت سکولارلیبرال دموکراسی بالاخره بعد بیش از ۱۲۰ سال تلاش- از زمان جنبش مشروطه- از این موهبت تمدن مدرن جهانی برخودار شوند.
پایان دادن به مماشات با جریان تروریسم پان اسلامیستی، را برخی دارند تبدیل به تکرار تشدی تحریم میکنند و فکر میکنند با تشدید تحریم مشکل حل میشود!
طبق معمل، مشکوک الحالان از قبیل چپها و پانایرانیست (مانند بوقلمون صفتی هم توبره میخورند و هم از آخور و ژست ایرانگرایی دارند و بدترین اهانتها به مردم عادی میکنند و حتی انها حرام زاده خطاب میکنند به جرم مسلمانزادگی! و در حالی افکار و عقاید ضد بشری نژادستیزانه و شبه نازیستی و فاشیستی دارند و اگر موقعیتش یابند دست کمی نازیستها و فاشیستهای دوران جنگ دوم جهانی ندارند برای ارتکاب به جنایت و هم اکنون هنوز به قدرت نرسیده احکام خیانت و مرگ برای مردم عادی و منتقدان میدهند! اینها تروریست بالقوه و گاهی بالفعل هستند عیله نظردهندگان و منتقدان و مخالفانشان) و بزدلهای کاسبککار سیاسی با وجودی بیشترین سود از براندازی دیکتاتوری رژیم تهران خواهند برد در فردای انتخابات و رفراندوم – احتمالا دو قانون اساسی سکولارلیبرال دموکراسی ارائه شد و یکی بر فرم جمهوری و دیگری پادشاهی پارلمانی و در نهایت یکی انتخاب خواهد شد- اما مزورانه و منافقانه ژست مخالفت با حمله نظامی خارجی گرفته و به دنبال افراد عادی ساده لوحی میگردند که بگویند آهان این فلانیها خواستند حمله خارجی و ما نقش و گناهی در عواقبش نداریم! در حالیکه مردم عادی چیزی بیشتر حداقلهای رایج حقوق بشری نمیخواهند و این سیاسیکار هستند در نهایت در رقابت به دنبال کاسبی رسانه ای و یا کسب مقامات خواهند بود. و اما در دلشان احتمالا قریب به یقین خوشحال خواهند شد دخالت خارجی بیعرضگی آنها در براندازی جبران کند، چرا که واقعا مردمان عادی خسته و فرسوده شده اند از بس تحمل دیکتاتوری و تحریم و نسلسوزی شده اند و اپوزیسیونی نماییها توقع دارند مردم عادی جانشات همچنان به خطر به اندازند برای ای قماش!
برآوردها نشان میدهد احتمالا اکثریت مردم عادی نیز از این بنبست خسته و تا حدی ناامید شده اند و چشم به دخالت جامعه بین المللی آزاد سکولارلیبرال دموکراتیک دارند. اینکه چه نوع دخالت سریع بایست صورت گیرد مورد بحث است تا کمترین میزان هزینه بهترین و سریعترین نتیجه مطلوب و برد برد برای مردم عادی ایران و جامعه بین المللی سکولارلیبرال دموکراتیک حاصل شود. اما قطعا تکرار و استمرار تاکتیکهای کمفایده و بسیار مضر با عواقب خواسته یا ناخواسته نقض حقوق بشر یعنی تحریم و تشدید تحرم علیه مردمان عادی ایران مد نظر نبایست باشد، اینکه حتی اقوام و بستگان درجه دی نفعان دیکتاتوری حکومت اسلامی در ایران در کشورهای موسوم به غربی آزادانه با پول و منابع غارت شده مردمان ایران کیف کنند- در حالیکه مردمان عادی ایران در داخل کشور، در رنج و محنت و فقر که در اثر تحریمها تشدید شده وضعیتشان- تاوان کار نکرده بدهند قابل پذیرش نیست!
بدرود
قضیه درنگ (۳)، جمعبندی اولیه، پرسش اول، چگونه دگراندیش(ها) در کشور تحت حکومت اسلامی زنده بماند؟!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.