اعدام همجنسگرایان و افراد ال‌جی‌بی‌تی‌کیو در ایران، ابزاری برای سرکوب دیگری و حذف تفاوت‌ها مجازات اعدام در ایران، همواره از مباحث چالش‌انگیز در جامعه بوده است و مخالفان و موافقان فراوانی دارد اما در عالم سیاست و بین جریانات سیاسی، اعدام همواره یکی از شیوه‌های حذف و از بین بردن مخالفان سیاسی، فکری و هژمونیک نظام حاکم بوده است.

پس از سرکوب انقلاب ۵۷ و استقرار نظام جمهوری اسلامی یکی از بخشهای جامعه که از همان روزهای نخست هدف حذف و سرکوب سیستماتیک قرار گرفت همجنسگرایان، ترنس ها و دوجنسگرایان و افراد بیناجنسی و به شکل کلی ال‌جی‌بی‌تی‌ها بودند که در جهان بینی دگرجنسگرا محور و مردسالار و فاعل برتر مذهب اسلام و اخلاقیات سلطه جو، ضد زن و هموفوب آن، جایی برای زیست و ابراز وجود انسانی نداشتند و باید به شکل کلی، انکار، سانسور و حذف می‌شدند.

از آنجا که نظام جمهوری اسلامی برای خود رسالتی مذهبی و جهانی برای برپایی نظمی جدید و اخلاقی می‌دید و همانگونه که مخالفان سیاسی و عقیدتی خود مانند نویسندگان، هنرمندان، روشنفکران، کمونیستها، چپ ها، کردها، عربها، بلوچها و ترکمن ها، بهایی‌ها و سنی ها را باید قلع و قمع و اعدام میکرد به همجنسگرایان و ال‌جی‌بی‌تی ها هم به عنوان برهم زنندگان ساختار و نظم هترنرماتیو/دگرجنسجرامحور و مردسالار که قاعده تنها دو جنسیت زن و مرد و گرایش جنسی دگرجنس‌گرایانه را بر هم میزدند حمله کرد و از آنها دیگری ای فاسد، شیطانی، آخرالزمانی و پلید ساخت که یا باید درمان می‌شدند و یا کشته و حذف.

اعدام همجنسگرایان توسط گروه قنات در جهرم استان فارس در دهه ۶۰ توسط نیروهای حزب اللهی و حامی حکومت و زجرکش کردن آنها به شکل غیرقانونی و آتش به اختیار تا اعدام صدها نفر به جرم داشتن رابطه با همجنس، توسط دادگاههای نظام جمهوری اسلامی یا شلاق و شکنجه و تحقیر آنان در زندانها و بازداشتگاهها از مواردی است که باید به شکل دقیق مستند شود و کیفرخواستی علیه بیش از چهل و چهار سال شکنجه، تجاوز، اعدام و قتل همجنسگرایان و افراد ال‌جی بی‌تی‌کیو توسط نظام جمهوری اسلامی، تهیه شود تا بتوانیم دادخواهی را پیش ببریم.

 

اکنون که ال‌جی‌بی‌تی کیوهای ایرانی همراه با جامعه و جنبش زنان در شجاعانه ترین و پیشروترین شکل ممکن به عرصه اعتراض و مبارزه پای گذاشته اند و در انقلاب زن، زندگی، آزادی در صفوف اول مبارزه، سازماندهی و مطالبه گری قرار گرفته اند باید به عنوان یکی از گروه های قربانی مجازات ضدانسانی اعدام، (که به باور ما، قتل عمد توسط دولت است) در این چهل و چهار سال، خواهان لغو فوری حکم اعدام شویم.

 

همانگونه که در این ماههای قیام ژینا مشاهده کردیم، اعدام ابزار سرکوب و حذف مخالفان و مبارزین قرار گرفت. این نشان می دهد که همیشه حکومتها می‌توانند با بهانه‌هایی همچون اقدام علیه امنیت، افساد و بر هم زدن اخلاق جامعه و کلیدواژه های سرکوبگرانه ای که در این چند ماهه نیز به کرات مورد استفاده حاکمیت و بخشی از اپوزیسیون با تفکر ضد زن و لمپن قرار گرفته است، دوباره چوبه های دار را برپا کنند و این وظیفه ما افراد به حاشیه رفته و سرکوب شده جامعه است که آگاه‌گری کنیم و اعلام کنیم همانگونه که دفاع واقعی از حقوق انسانی و مطالبات همجنسگرایان، دوجنسگرایان، ترنس ها و کوییرها ، معیار و تراز ادعای آزادیخواهی و برابری‌ طلبی است، خواسته لغو حکم اعدام و تاکید جریانات سیاسی و احزاب بر آن نیز، معیاری بر اینست که در فردای پس از جمهوری اسلامی، دیگر حذف، طرد و دیگری سازی در دستور کار قرار نخواهد گرفت تا بتوانیم به سمت ساختن جامعه ای آزاد، انسانی و برابر، گام برداریم.

لغو مجازات اعدام، توقف چرخه خشونت در جامعه ایست که در یک قرن گذشته طعم دموکراسی را نچشیده است.در سالگرد خیزش انقلابی ژینا، در هر مراسمی که شرکت می‌کنیم، در کنار دیگر مطالبات خود، شعار لغو اعدام را فریاد کنیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)