هدف از نگارش این مقاله پاسخ به این سوال است که آیا دیاسپورای ارمنی عامل اقتدار و تاثیر گذاری حکومت ارمنستان در کشورهای دیگر است یا برعکس، عاملی است برای تحمیل سیاستهای کشورهای دیگر بر ارمنستان و عدم استقلال سیاسی حقیقی این کشور؟
در نگاه اول شاید به نظر برسد که دیاسپورای ارمنی باعث اقتدار ایروان بوده و دولت ارمنستان ضمن بهره مندی از مزایای اقتصادی، از قدرت لابی گری دیاسپورا برای پیش برد سیاستهای خود استفاده میکند. اما شاید با نگاهی دقیقتر به مسأله، چگونگی به چالش کشیده شدن اقتدار ملی و استقلال عمل ارمنستان و در واقع تأثیرگذاری بر سیاستهای ارمنستان توسط کشورهای مختلف جهان از طریق دیاسپورا را ملاحظه نمود. برای بررسی این مهم در این مقاله پس از نظری اجمالی بر مفهوم دیاسپورا و نظریههای پیرامون آن، مروری خواهیم داشت به روابط دیاسپورای ارمنی با دولت ارمنستان و نقش آن در سیاستهای کلان این کشور.
دیاسپورا به معنی پراکندگی بخشی از یک قوم یا ملت در نقاط مختلف جهان در عین تداوم پیوند با بخش اصلی ملت خود و تلاش برای حفظ منافع ملی آن است. لذا با این تعریف بخش بسیار اندکی از جمعیت مهاجر را میتوان به عنوان دیاسپورا شناخت.
هرچند شاید تا قبل از دهه هفتاد قرن بیستم مطالعات چندانی در مورد دیاسپورا وجود نداشت، اما پژوهشها و نظرات شخصیتهای علمی برجسته نظیر کوهن، نای و آرمسترانگ در مورد ابزارهای جدید رخنه یا نفوذ غیررسمی در حکومتها، باعث توجه بیشتر به مقوله دیاسپورا شد. به طور کلی در ادبیات سیاسی دو نظریه در مورد تأثیر دیاسپورا بر سیاستهای حکومتی در کشورهای میزبان وجود دارد. در نظریه اول دیاسپورا نفوذ سیاسی و لابی گری در کشورهای میزبان است و نظریه دوم بر نفوذ سیاسی کشورهای میزبان از طریق دیاسپورا در وطن آنان تمرکز دارد.
اما برای شناخت دیاسپورای ارمنی باید به دوران قبل از فروپاشی شوروی هم نگاهی داشت. در آن دوران، گروهی از دیاسپورای ارمنی طرفدار کمونیسم و تسلط روسها بودند و گروهی نیز مخالف کمونیسم که مشهورترین آنها گروه تروریستی داشناکسیون بود. در دوره شوروی حدود ۹۰ هزار ارمنی از کشورهای خاورمیانه، یونان و فرانسه با تشویق حکومت شوروی به ارمنستان آمده و مشغول به کار شدند ( ۲۰۱۷:Laycock). همچنین بین سالهای ۱۹۸۲-۱۹۶۸ حدود ۳۲ هزار ارمنی دارای تحصیلات عالیه با حمایت دولت شوروی در ارمنستان امروزی اسکان یافتند. این مسأله وزن دیاسپورای ارمنی طرفدار کمونیسم و روسها را در ارمنستان به شدت تقویت نموده بود. اما با فروپاشی شوروی، زمینه برای فعالیت بخش دیگر دیاسپورا، از جمله دیاسپورای ارمنی در فرانسه حاصل شد.
پس از استقلال ارمنستان، اگرچه کمک های مالی دیاسپورا و حمایت از اشغال خاک جمهوری آذربایجان در داخل ارمنستان مورد استقبال قرار گرفته بود، اما تلاش آنها برای تأثیرگذاری بر فرایندهای سیاسی این کشور، که اغلب در راستای منافع ملی کشورهای دیگر بود، از سوی بسیاری از شهروندان و نخبگان ارمنی داخل قابل پذیرش نبود. رویکرد کلی پتروسیان، اولین رئیس جمهور ارمنستان (۱۹۹۸-۱۹۹۱) نیز همانگونه بود. سیاست وی در قبال دیاسپورای ارمنی این بود که آنها باید از دخالت در سیاست ارمنستان خودداری نموده و بر تأمین کمکهای مالی و حمایت از سیاستهای حکومت در کشورهای میزبان تمرکز کنند. اما فشار کشورهای خارجی، پتروسیان را مجبور به عقبنشینی کرد و وی مجبور شد تا برخی از مناصب مهم دولتی، ازجمله وزارت امور خارجه و مشاور عالی ریاست جمهوری را به اعضای دیاسپورای ارمنی واگذار کند. حکومت پتروسیان در سال ۱۹۹۵ تلاش کرد تا با برگزاری رفراندوم و تغییر قانون اساسی نفوذ و قدرت دیاسپورا را کنترل کند که با مخالفت حزب داشناک و فشارهای خارجی به نتیجه نرسید. در نهایت با افزایش اختلافات بین دیاسپورا و حکومت رسمی ارمنستان، پتروسیان در فوریه ۱۹۹۸ مجبور به استعفا شد تا جای خود را به روبرت کوچاریان دهد.
روبرت کوچاریان فورا حکم ممنوعیت فعالیت حزب تروریستی داشناکسیون را ملغی کرده و برخی از اعضای آن را به سمتهای مختلف منصوب نمود. وی همچنین برخی اولویت های سیاست خارجی ارمنستان را در راستای ترجیحات دیاسپورا تنظیم کرده بود که از آن جمله میتوان به تلاش برای به رسمیت شناخته شدن به اصطلاح نسل کشی ارامنه در حوادث سال ۱۹۱۵ اشاره کرد که مد نظر فرانسه بود. میتوان گفت که در آن دوره دیاسپورا تبدیل به یک دولت موازی در ارمنستان شده بود که سیاستهای کلان آن را تعیین میکرد. حتی کوچاریان در سال ۲۰۰۷، قانون شهروندی دوگانه را مصوب کرد تا امکان مشارکت دیاسپورا در امور ارمنستان رسمی شود.
پس از کوچاریان، در فوریه ۲۰۰۸، سرژ سارگیسیان که وی نیز به دنبال اجرای سیاستهای دیاسپورا بود، در رقابت با پتروسیان به پیروزی رسید. اما پتروسیان نتیجه را حاصل تقلب دانسته و از طرفداران خود خواست دست به اعتراض و تظاهرات بزنند. این تظاهرات با برخورد خشن و کشتار مردم روبرو شد. واکنش دیاسپورای ارمنی به اتفاقات ماه مارس ۲۰۰۸ ارمنستان تنها حمایت قوی از سرکوب مردم معترض و حفظ وضعیت موجود بود. پس از سرکوب اعتراضات، حکومت سرژ سارگیسیان علاوه بر تمکین بر خواسته دیاسپورا، وزارت دیاسپورا را ایجاد نمود تا حزب تروریستی داشناک به عنوان بخشی از حکومت، نقش خود را ایفا نماید.
در دوره پاشینیان نیز فشار دیاسپورا برای تعیین خط و مشی سیاسی ارمنستان را میتوان براحتی مشاهده نمود. تلاش برای ایجاد تنش با جمهوری آذربایجان و عدم عادی سازی روابط با تورکیه همگی سیاستهای دیاسپورای ارمنی است که البته در راستای منافع کشورهای دیگر نظیر فرانسه و مغایر با منافع ملی ارمنستان است. دیاسپورای ارمنی و برخی کشورها اینک به دنبال حذف پاشینیان و بر سر کار آوردن دولتی هستند که مجدداً سیاستهای مورد نظر آنها را، علیرغم مغایرت با منافع ملی ارمنستان، اجرایی نماید.
بنابراین با توجه به تاریخچه فعالیت دیاسپورای ارمنی میتوان دریافت که دیاسپورای ارمنی بیش از آنکه موجب اقتدار و تاثیرگذاری ارمنستان بر سیاستهای خارجی کشورهای دیگر باشد، به عنوان یک دولت موازی در ارمنستان برای پیشبرد اهداف سایر کشورها عمل مینماید. این نکته را نیز باید به یاد داشت که هیچ کشوری تحت تاثیر عدهای اندک به عنوان دیاسپورا یا لابی قرار نگرفته و سیاستهای خود را با خواست آنها منطبق نمینماید. امروز آنچه به عنوان لابی و دیاسپورای ارمنی شناخته میشود، در واقع اسب تروایی است که هدف آنها تحمیل سیاستهای مد نظر کشورهای قدرتمند نظیر آمریکا، فرانسه و روسیه بر دولت ارمنستان است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.