یکسال از جمعه خونین ۸ مهر سال ۱۴۰۱ گذشت. جمعه خونین یک زلزله نبود که طبیعت بیافریند بلکه جهنمی بود که رژیم جمهوری اسلامی در ظرف چند ساعت در همان روز آفرید و با این جنایت خود بطور آشکاری تبعیضاتی را در اشکال متفاوت و منجمله قومی و دینی بر مردم بلوج روا داشته بود به آتش و گلوله تبدیل کرد و بیش از ۱۰۰ نفر را سبعانه به قتل رساند و چند صد نفر را معلول و زخمی کرد. متعاقب آن، کشتارها، فشار ها و دستگیری و شکنجه بطور سفاکانه و فاشیستی ببهانه های متفاوت و در اشکال متفاوت همچنان ادامه یافته است و هنوز ادامه دارد.
اما جمعه خونین بصورت یک واقعه اسفناک تاریخی در زندگی مدرن مردم بلوچ نیز ثبت شد. از جهاتی هم به زمانی تبدیل شد که زندگی و اندیشمندی بهم رسیدند اما نه به این معنی که حالا همه چیز قابل تضمین باشد.
مردم بلوچ درس های خود را از این فاجعه گرفتند و هنوز در همین مسیر مبارزه و درس آموزی در حرکت اند. آنها این را در یافتند که می توانند بصورت جمعی به خیابان بیایند و این قدرت را در خود دیدند که می توانند بر علیه یک دستگاه مخوف و جبار ایستادگی کنند..آنها در یافتند که میـتوانند فراتر از فرمان سران طوایف و قبایل اجدادی و فرامین ملاها بحرکت در آیند. آنها دریافتند که که از درون به آگاهی رسیده اند تا بعنوان افراد، گرد هم آمده وعمل کنند. آنها دریافتند که یک رابطه عمیق انسانی آنها را به اعتراضات گسترده سراسر ایران یعنی جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی پیوند می دهد. آنها به یک ارزش ابتدائی پای بند ماندند که علیرغم همه تحریکات، از دامن زدن به تشنجات و تخاصمات بین قومی ، زبانی و مذهبی دوری کنند.
آنها دریافتند که مبارز آنها بشدت خونین و دردناک بوده است ولی بهدر نرفته است. آنها در یافتند که ارزش های واقعی مبارزه را نه در ارزش های منجمد شده و دیکته شده دوران گذشته بلکه در رقص زندگی خدانور لجه ای جستجو کنند . آنها هنوز در حرکت اند به این امید که به پله های بالاتری صعود کنند و بطور گسترده ای با زنان آزاد با حقوق برابر در یک صف واحد مبارزه کنند و بتوانند قدرت خود را در سازمان های مستقل خود بنمایش در آورند و اینکه خدانور گونه به تحولات گسترده اجتماعی ـبرسند که در آن بی شناسنامه ها و بیغوله نشینان همه به عدالت اجتماعی برسند. عدالت اجتماعی برای خدانور ها و بسیاری از آنها که بخون غلطیده و فلج شده و یا در بندند هم آزادی است و هم زندگی که برابر است با داشتن شناسنامه، کار و مسکن مناسب و انسانی و نیز بهداشت و آموزش و محیط زیست سالم و پاک و نیز نیازهای ابتدائی دیگر. رفع همه تبعیضات قومی و مذهبی و تامین مشارکت گسترده و دموکراتیک.در ایرانی نا متمرکز که در آن قدرت پخش شده است، هم جزیی جدا ناپذیر از همان آزادی، برابری و عدالت اجتماعی است این عدالت اجتماعی هم بدون مشارکت و سازماندهی مبارزات مستقل آنها، یعنی مستقل از قشرهای صاحب امتیاز دینی و عشیره ای بدست آوردنی نیست. این عدالت هم بدون مشارکت آزادانه و آگاهانه زنان بر علیه مناسبات و ارزش های سرکوبگرانه مرد / پدر سالارانه در این سیستم مذهبی و توتالیتری سرمایه داری فاسد رانت خوار بدست نمی آید.
همه آنها که اکنون بسیاری با غم و اندوه به جانباختگان و زخم دیدگان جمعه خونین ادای حترام می کنند ، عهد می کنند که آنها را فراموش نکرده و برای تحقق مطالبا ت انقلابی زن زندگی آزادی مبارزه کنند. مبارزه نه در یک شکل بلکه اشکال متفاوت نه با یک گروه بلکه همراه با همه گروههائی که بدنبال آزادی، زندگی و دموکراسی و رفاه عمومی و محیط زیست سالمی هستند. هنوز راه درازی در پیش است که پر از ترس و امید و چاله های خطرناک هم هست ولی حرکتی آغاز شده است که مردم ستمدبده، استثمار شده و مورد تبعیض بلوچ را هم فعالانه در مسیر مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی آورده است.
هوشنگ نورائی (ایوب حسین بر) ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۳
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.