مذاکرات اتمی، اما و اگرها و نیاز مبرم خامنه‌ای

با وجود این که خامنه‌ای سعی دارد تا دولت منصوبش را در همه عرصه‌ها از سیاست داخلی و خارجی، بدون اختلاف و حاشیه معرفی کند، اما واکنش‌های کارگزاران حکومت نشان می‌دهد که در مذاکرات اتمی بر خلاف تصور، افتراق سخن نخست را می‌گوید.

پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱، برگی در صحنه سیاسی ایران رقم خورد، همه بر این باروند که شرایط چه در جبهه مردم ایران و چه در جبهه ملایان به پیش از اعتراضات ۱۴۰۱ برنمی‌گردد.

خامنه‌ای نیز در پی واکنش غرب در دوران اعتراضات دریافت که اگر دیر بجنبد و به تشدید تضاد با «شیطان بزرگ» ادامه دهد، به زودی باید حکومت خود را پایان یافته تلقی کند.

این اضطرار خامنه‌‌ای را بر آن داشت تا به سوی «نرمش قهرمانانه» دیگری چرخش‌مداری پیشه کند.

به دنبال یک سال استغاثه و التماس خامنه‌‌ای ـ رئیسی و شرکاء و تسهیل‌کنندگان و واسطه‌ها، توافقی شفاهی بین آمریکا و خامنه‌ای پدیدار شد که به آزادسازی منابع مالی و تبادل زندانیان انجامید.

این توافق افزون بر اضطرار خامنه‌ای، در شرایط ورود بایدن به سال رقابت‌های انتخاباتی انجام شد که می‌طلبید تا تنش‌ها کاهش یابد.

توافق انجام و سپری شد، اما خامنه‌ای که به موازات نیاز داشت که چنین به مخاطب داخلی و خارجی القاء کند که آمریکا در کنار حکومت او ایستاده است، به طور گسترده‌یی، تبلیغاتی پیرامون تمایل به توافق هسته‌یی، با واسطه و بی‌واسطه و… به راه انداخت.

اما هم‌زمان تنش‌های مربوط به لغو مجوز بازرسان آژانس در تقابل با تهدیدات تروئیکای اروپایی به تنش‌های بین ملایان و غرب افزود. [خامنه‌ای با لغو مجوز بازرسان اتمی دنبال چیست؟]

وعده شروع مذاکرات اتمی به همراه کارشکنی «کاسبان تحریم»

حال در حالی که ابراهیم رئیسی، حسین امیر عبداللهیان، علی باقری کنی و… شماری دیگر از کارگزاران حکومت خامنه‌ای، در تلاشند تا با پروپاگاندای تبلیغاتی، فضایی رویایی و در چشم‌انداز نزدیک از مذاکرات اتمی ترسیم و غرب را به پای میز آن بکشانند، داده‌های رسانه‌یی شده، حکایت از آن دارد که «کاسبان تحریم» در اردوی خامنه‌ای، بازی دیروز با روحانی و ظریف را قصد دارند با دولت «نور چشمی» خامنه‌ای نیز پیش ببرند.

ماجرا از آن جا شروع شد که علی باقری کنی، مذاکراه کننده ارشد خامنه‌ای در مذاکرات اتمی پرده از تلاش «کاسبان تحریم» برای «بهره‌برداری از ارزش‌های ملی مذهبی» در راستای تخریب مذاکره کنندگان برداشت.

رسانه‌های حامی رئیسی به موازات اکثریت قریب به اتفاق مهره‌های و رسانه‌های جناح مغلوب حاکمیت، در برابر این امر واکنش نشان دادند.

واکنش جناح مغلوب حاکمیت را می‌‌توان بغض فروخورده‌یی نامید که ۸ سال در دولت روحانی تحمل شد و مجال بروز نیافت و حال که باند ذی‌نفوذ در اردوی خامنه‌ای، مذاکره‌کنندگان دولت «نور چشمی‌» خامنه‌ای را به تخریب پرداخته‌اند، فرصت را غنیمت شمرده تا هم بغض خود را بیرون بریزند و هم با این جماعت تسویه حساب کنند.

اما به نظر می‌رسد این طناب گره‌های کور بسیاری بر تن خود دارد، عدم واکنش حسین امیرعبداللیهان، وزیر خارجه رئیسی، که رئیس علی باقری کنی نیز به شمار می‌رود و همچنین بی‌واکنشی ابراهیم رئیسی به اظهارات علی باقری کنی، هر دلیلی داشته باشد، این امر را به ذهن متبادر می‌سازد که در اردوی خامنه‌‌ای، بر خلاف خواست و اراده‌اش، تفرق همچنان حکم اول و آخر را می‌راند.

این امر از چشم کارگزاران حکومت نیز دور نمانده است و با یادآوری عملکرد باند مذکور، یعنی «کاسبان تحریم» در دوران روحانی، در رسانه‌های خود قلم از این می‌رانند که فشار بر علی باقری کنی آنقدر زیاد و گسترده شده است که حتی به رئیسی نیز اجازه داده نمی‌شود تا در مقابل اظهارات باقری کنی موضع‌گیری کرده و از وی دفاع نماید.

این طیف از کارگزاران حکومتی از دو جناح حاکمیت چنین نتیجه می‌گیرند که در اثر فشار گروه‌های مزبور که در تقسیم‌بندی کلی، از حلقه اطرافیان رئیسی به شمار می‌روند، سرانجام کار بدان‌جا خواهد کشید که خامنه‌ای خود دوباره مجبور خواهد شد برای حمایت از مذاکرات اتمی و مذاکره‌کننده‌گانش پای به میدان بگذارد.

نتیجه آن که در حالی که همه می‌پنداشتند مذاکرات اتمی به زودی شروع و به بار خواهد نشست، اما به نظر می‌رسد تفرق در اردوی خامنه‌ای، نوید مرگ زودرس مذاکرات اتمی را می‌دهد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)