روز سیاه، روز عزا، روز جزا، روز رنج، روز درد، روز عذاب،  روز زور، روز تهى شدن، روز تحقیر ، روز پاى پهلوى روى گلویم و گلویت، روز ذبح زبانم و زبانت با بسمل خمینى و خامنه اى، روز گریه، روز زارى، روز قتل زبان مادرى، روز وداع با زبان پدرى، روز یک سده مرثیه،  روز “الفاتحه” به زبان فارسى، روز شادى لاشخوران زبان، روز فرهنگستان زبان، روز زبان خود پرستان، رقصندگان بر پیکر  نیمه مرده زبان من و و زبان تو . روز پیروزى دشمن زبان مادرى، روز ضعف و سستى غیر فارس ها. بس است دیگر، خصم من و شما زمان زیادى خریده است. یک سده شیره مالیده است. تخدیر کرده است. عزا را به نام شادى به ما فروخته است. مهر از آن اوست و نامهرى از آن ما. اول مهر، اول از خود بیگانگى و اول از هم گسیختگى هویتى ماست. آیا حد یقفى براى این انحطاط هست؟ آیا در اول مهر سال دگر و سال هاى دگر بازهم شیون خواهیم کرد بر مرگ تدریجى خویش؟ این سخن را به یاد آوریم که “اگر ملتى گرانبها ترین هاى خود و حتى سرزمین خودرا از دست دهد مى تواند آن را پس بگیرد اما اگر زبان خودرا از دست دهد نمى تواند آن را پس بگیرد. 
یوسف عزیزى بنى طرف 
اول مهر ١۴٠٢

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)