سپتامبر جدید و گذشت یک سال از عمر سند سپتامبر!
وزیر خارجه حکومت ایران، از محوریت سند سپتامبر در مذاکرات حکومت ایران با آمریکا بر سر برنامهی اتمی ایران خبر داده است؛ آیا چشماندازی برای رسیدن به توافق با این محوریت وجود دارد؟
به دنبال توافقات شفاهی اخیر حکومت ایران با آمریکا بر سر آزادی زندانیان و آزادسازی پولهای بلوکهشدهی حکومت ایران در کشورهای عراق و کره جنوبی، خامنهای خیز آن را برداشته است که با آمریکا مذاکرات به بنبسترسیدهی برجام از مرداد ۱۴۰۱ را پیگیری کند.
از این رو در قبل این توافق شفاهی، میزان اورانیوم غنیسازی خود را در ماه اوت میلادی به ۳۷۹۵ کیلوگرم و ۹۲۹ کیلوگرم کمتر از ماه ژوئیه رسانده است.
این اقدام با هدف همراهی آژانس بینالمللی انرژی اتمی صورت گرفته است که قرار است نشست فصلی شورای حکام آن در ماه سپتامبر (یعنی ماه جاری) برگزار شود.
هدف خامنهای از این کاهش میزان اورانیوم، قطعا ممانعت از گزارش منفی آژانس به شورای حکام و همچنین پیشگیری از صدور قطعنامهیی در این زمینه میباشد.
خاصه آن که در ماه بعدی میلادی، یعنی ماه اکتبر، برخی از مفاد توافق برجام، از جمله بند غروب و تحریمهای موشکی ذیل برجام به پایان میرسد و خامنهای قصد آن دارد تا مانع از تمدید تحریمها و یا اعمال تحریمهای جدید شود. [نگرانی حکومت ایران از تحولات ماههای آینده در پرونده اتمی و موشکی]
از این رو خامنهای با آمریکا که بازیگر اصلی این توافق است، از در تخفیف تضاد برآمده است تا به توافقی غیر از برجام با آمریکا دست پیدا کند.
خامنهای دریافته است بدون توافق با آمریکا گرهی از کار حکومت ایران باز نمیشود هر چند در لفظ، مذاکره مستقیم با آمریکا را پس میزند اما در اضطرار و ناچاری آن را با پا و به واسطه کشورهای میانجی مانند قطر و عمان پیش میکشد.
از جمله این با پا پیش کشیدنها، اظهارات حسین امیر عبداللهیان، وزیر خارجه حکومت ایران است که اعلام داشته است که در مذاکرات حکومت ایران با آمریکا «سند سپتامبر» محوریت دارد.
سند سپتامبر مرده محسوب میشود
سند سپتامبر به آخرین پیشنویس توافق در تابستان سال گذشته اطلاق میشود که جوزف بورل، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا به عنوان آخرین ابتکار عمل در آن زمان روی میز گذاشت.
اما خامنهای در پی گرفتن تضمین از دولت بایدن که دولت آتی آمریکا به این توافق پشت پا نزند و از آن خارج نشود، تن به توافق نداد و سند سپتامبر عملا بلاتکلیف باقی ماند.
به دنبال بلاتکلیفماندن سند سپتامبر که در پی شروع اعتراضات در ایران و همکاری حکومت خامنهای با روسیه در جنگ علیه اوکراین زیر هالهیی از ابهام رفت، اکنون که خامنهای دریافته است که عمر دولت بایدن رو به پایان است و چند ماه دیگر درگیر تبلیغات انتخاباتی میشود و عملا مذاکرات مجددا به محاق میرود، در سعی و کوشش است تا پیش از آن زمان، بالاخص این که در ماه اکتبر پارهیی از مفاد برجام معلق و تحریحهای آن تعلیق میشود، سودجویی خود را از این موضوع بکند و به توافقی هر چند نیمبند با دولت بایدن دست یابد.
از سوی دیگر خامنهای با مذاکره با آمریکا عملا به مرزسرخ مذاکره بر سر هر موضوعی غیر از موضوع اتمی در مذاکرات برجام، (مذاکرات تروریسم، منطقهیی و…) در توافق شفاهی با آمریکا تن داده است و این نیز اضطرار خامنهای را میرساند.
حال چرا سند سپتامبر مرده محسوب میشود؟ خامنهای قصد دارد که تضمین یادشده را به دست آورد در حالی که بر اساس سیستم حکمرانی آمریکا، عملا دادن چنین تضمینی به جز با اجازه کنگره امکانپذیر نیست.
با توجه به این که اکثریت کنگره (مجلس نمایندگان) در اختیار جمهوریخواهان است و برخی از دمکراتها نیز با دادن این تضمین مخالفند، خامنهای عملا شانسی در این زمینه ندارد و لاجرم سند سپتامبر مانند «اسب مردهیی» میماند که خامنهای نمیتواند بر روی آن شرط ببندد.
از سوی دیگر شرط حداکثری خامنهای، رفع کامل تحریمها از سوی آمریکاست که این مهم نیز به نظر غیرقابل تحقق مینماید و با رفتن احتمالی بایدن نیز احتمال آن به سوی صفر سوق پیدا میکند.
از این رو به نظر میرسد سند سپتامبری که امیر عبداللهیان داد آن را سر داده؛ برای خامنهای به مانند اسب مرده میماند نه طناب نجات.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.