کروبی و امید واهی به «اصلاح» حکومت ولایت فقیه
در ادامه تلاشهای باند اصلاحطلبان قلابی برای بقای حکومت ولایت فقیه، مهدی کروبی، کماکان بر گزینه اصلاح حکومت ولایت فقیه تصریح کرده است.
در این شکی نیست که در سپهر سیاسی ایران، مردم ایران و جامعهی شهروندی سالهاست که از حکومت ولایت فقیه با تمامی دستهبندیهای درونی آن عبور کرده است.
به عبارت دیگر مردم ایران در سالیان اخیر به خوبی دریافتند که آن چه تحت عناوینی چون «اصلاحات، اعتدال، اطلاحطلبی» و… عنوان میشود از ابتدا تنها برای این هدف ابداع، بارگذاری و اجراء شد که به عمر حکومت ولایت فقیه بیفزاید.
در این نیز هیچ شکی نیست که هر از گاهی که عناصر حکومت ولایت فقیه از جناح مغلوب پا به صحنه میگذارد و مجددا بر این گزینهها اصرار میورزند، بیشتر از ۲ نیت و هدف را پیگیری نمیکنند.
اول آن که با دادن امید واهی و سراب به مردم ایران، وانمود سازند که حکومت ولایت فقیه «اصلاحپذیر» است و باید بر این رویه همت گماشت و از راههای دیگر از جمله تغییر و براندازی دوری جست.
و دوم و در بستر گزینه اول، حال که کفگیر جناح خامنهای به ته دیگ خورده و راهها در مقابلش بسته شده است، با گرفتن ژست اصلاحطلبی در قالب و چارچوب نظام، راهی برای خود باز کنند و به خامنهای این پیام را مخابره کنند که اینان هنوز در دستهبندی نهایی در اردوی وی هستند و از قبل این چاکرمآبی، مجددا سهمی از قدرت را از هستهی سخت حاکمیت بگیرند.
این اصل و ماهیت موضعگیریهای تمامی عناصر جناح مغلوب حاکمیت است، از میرحسین موسوی، گرفته تا سید محمد خاتمی و از مهدی کروبی تا…
با هر آرایه و گزارهیی که آن را اعلام کنند چه مانند موسوی و از فرط اجبار جامعه، خواهان رفراندوم و تغییر قانون اساسی شوند که خامنهای هرگز و لامحاله به آن تن نخواهد داد و چه بقیه که هنوز بر طبل توخالی «اصلاح» میکوبند و میکوبند اما هیچ صدایی از آن برنمیخیزد!
کروبی و باز هم توهم اصلاح!
سخنان اخیر مهدی کروبی خطاب به «کنگره حزب اعتماد ملی» نیز مصداقی بر این ادعاست.
کروبی در بیانیه خود از جمله بر لزوم «اصلاح» و تغییر تاکید کرده است اما به موازات بر روی گزینه «پرهیز از خشونت» اصرار ورزیده است. [خشونت پرهیزی گریزگاهی برای فرار از سرنگونی]
کروبی در ادامه اظهارات خود افزوده است «هنوز حرفهای انقلاب اسلامی قابل دفاع» میباشد!
اما وی بلافاصله مجبور شده اذعان کند که در حال حاضر «باندها بر دولت، مجلس و کل کشور حکومت میکنند».
در ورای اظهارات کروبی و دیگرانی از سنخ او، این جماعت هرگز نه میخواهند و نه میتوانند خود را مجاب کنند که به این سوال پاسخ دهند که اگر در حکومت ولایت فقیه، هیچ کورسویی از اصلاح و اصلاحگری وجود داشت، آیا ۴۴ سال برای بروز و مجال آن فرصت کافی نبود؟
به عبارت دیگر اگر چنین گزینهیی در حکومت ولایت فقیه منصهی ظهور داشت، چرا سرنوشت جناح مغلوب حاکمیت به چنین روزی دچار شد و اینان خود همگی یا به حصر رانده شده و یا از حاکمیت و قدرت طرد شدند؟!
این افراد به خوبی میدانند که در زیر قبای ولایت فقیه، هیچ روزنهیی برای اصلاح و تغییر وجود ندارد، تغییر واقعی در براندازی کلیت حاکمیت ولایت فقیه و تغییر سیاسی در ایران است.
اما اگر بخواهند به این موضوع اذعان کنند، اول از همه فراموش نمیکنند که خود نیز در جبهه خامنهای و حکومت ولایت فقیه دستهبندی میشوند و در صورت تغییر در ایران، به زبالهدان تاریخ سپرده خواهند شد.
از این رو در آخرین تلاشهای مذبوح خود، ناامیدانه سعی میکنند تا بلکه با دادن آدرس و امید غلط اصلاح در حکومت ولایت فقیه، هم سهمی در قدرت به دست آورند و هم بر عمر ولایت فقیه بیفزایند.
در تصدیق این ادعا نیز همواره باید بر روی این گزینه متمرکز بود که تمامی مهرههای جناح مغلوب حاکمیت در تمامی موضعگیریهایی از این سنخ، همگی بر روی عنصر «خشونتپرهیزی» تاکید میکنند.
این کلیدواژه رمز و کلید عبور از کلیت حاکمیت ولایت فقیه است و مرز سرخ تمامی جریانهای درونی حکومت ولایت فقیه میباشد؛ از جمله مرز سرخ کروبی، خاتمی، میرحسین موسوی و… آنانی که سودای ادامه حکومت ولایت فقیه را دارند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.