من شناختی از ابراهیم گلستان ندارم تا در باره افکار، میراث یا زندگی او چیزی بنویسم. نوشتهای از او نخواندهام تا نثری که میگویند درخشان است را از او تجربه کرده باشم، فیلمی، احتمالا به جز خشت و آیینه آنهم سالهای دور، از وی ندیدهام تا موجی که میگویند در سینمای ایران از او برآمد را بشناسم. اما بهانه این نوشته یک جمله از مصاحبه اوست که اخیرا دیدم و در چند مصاحبهای که از او دیدم، بازتاب فکرش را در گفتار چندان منسجم ندیدم.
در مورد رضا شاه میگفت: «الان وقتی از آن زمانه دور هستم و نگاه میکنم، میبینم خیلی فرق کرده». میدانیم بسیاری اکنون میگویند رضاشاه روحت شاد، کسانی که زمانی به او فحش میدادند و میدانیم که کم و بیش همین سناریو در باره محمدرضا شاه نیز وجود دارد. این سوال پرسیدنی است که آیا زمانی خواهد آمد همین جملات در باره خمینی یا خامنهای گفته شود؟
این نوشته در پی پاسخ به این پرسش نیست، موضوعش چیز دیگری است، و آن این است که مگر چه اتفاقی میافتد وقتی از صحنه دور میشویم انگار آن را بهتر میبینیم؟ خوب، در تشبیه به اثری بصری، دور شدن متناسب از یک اثر، کلیت اثر را در برابر دیدگانمان قرار میدهد، و در حالیکه نزدیک شدن به سوژه، فرد را اسیر سوژه میکند، در آن محاط میشود و فرد بدون آنکه بداند تبدیل به برده سوژه میشود، در حالیکه دور شدن به اندازه از آن، سوژه را تبدیل به برده و اسیر بیننده میسازد (تاریخ دین به مثابه تاریخ برساخت امر متعال نیز در چنین فرایندی ساخته میشود).
در این تشبیه نکتهای نهفته است که برایمان نقش روشنفکر راستین را روشنتر میکند. روشنفکر راستین کسی نیست که با دقت زیاد، جزئیات غیر مهم و بعضاً بیتاثیر یک اثر را ببیند، بلکه او اگرچه نمیتواند به صورت حقیقی خود را از اثر دور سازد تا کلیت آن را مشاهده کند، اما از این توانایی برخوردار است که فاصلهای آنچنان با اثر ایجاد کند که کلیت اثر را ارزیابی نماید، این توانایی، خاص روشنفکران راستین است.
اما وقتی میگویم «کلیت» اثر، منظورم به لحاظ تحلیل سیاسی و اجتماعی و یا فلسفی چیست؟ پاسخ آن ساده است، به جای تحلیل شخصیتها و بررسی انگیزههای آنها که در بسیار موارد به تلاشی ایدهآلیستی تقلیل پیدا میکند، روشنفکر تلاش میکند تا «مکانیزمها» یا موتورهای موجد دینامیک سیاسی و اجتماعی را درک کند و این درک را با دیگران به اشتراک بگذارد. اما مکانیزم چیزی مادی نیست که قابل دیدن باشد و در نتیجه افراد عادی توان دیدن آن را ندارند، دیدن و تحلیل مکانیزم، توانایی ویژهای نیاز دارد که مستلزم آموزش است. مثالی میزنم تا مطلب روشنتر شود. بسیار کسانی که رفتارهای جمهوری اسلامی ایران را تحلیل میکنند اصلا قادر به دیدن یک «هیات» یک «شبه» یا یک «روح» نیستند که بر فراز ایران در حال حرکت است و نام آن نظام جمهوری اسلامی است. در فقدان این دیدن، آنها مجبور میشوند تا تحلیل خود را بر مبنای رفتار و انگیزههای رهبران سیاسی متمرکز میکنند بدون اینکه متوجه باشند نظام جمهوری اسلامی به مثابه یک سیستم فارغ از مقاصد رهبران خود، چه دینامیکهایی را موجب میشود و این دینامیکها چه فرمهایی از رفتار را باعث خواهد شد. مثالی دیگر میآورم. «مردم» یک واحد است، یک روح است، یک هیات است. آیا کسی در ایران تا حال «مردم» را دیده است؟ بسیاری گمان میکنند مردم یعنی همان آحاد مردم که «مردم» را تشکیل میدهند!
اکنون به وجه دیگر این نارسایی اشاره کنم. کسانی که قادر به دیدن کلیت، هیات، شبه یا روح نیستند قادر به تحلیل مکانیزمها یا مکانیک این روح، این کلیت نیز نیستند. نتیجه سرراست: کسانی که قادر به تحلیل مکانیزمها نیستند، قادر به درک «تاریخ» نیستند. تاریخ، تاریخ خاص نیست، تاریخ، تاریخ یک روح است، در کلیت آن در یونیورسالیتی آن، درک فرایند تحول یک روح، تشخیص یک روح در فرمهای نوشونده و مستمر آن است، فرمهایی که جوهر یا هویتبخش روح نیز هستند و با این وجود، روح را در نوشوندگی مستمر خود، متعین میکنند. این فقط فرم عارض روح نیست که تغییر میکند، بلکه جوهره و هویت ذاتی روح نیز تغییر میکند و با این وجود، این روح در تغییر مستمر خود، به عنوان چیزی مستمر بازشناخته میشود و درک چیز مستمر کاملا با درک چیزی داده شده، مانند میزی که روبروی من است، متفاوت است. معلوم است که درک چنین وضعیت پیچیدهای نیاز به آموزش دارد.
روشنفکر راستینی که در دوره رضاشاه زندگی میکرده، باید چند مکانیزم را تشخیص میداده: ساخت اجتماعی در حال تغییر از وضعیت قبیلگی- عشیرهای به ساخت خانواده بزرگ. این ساخت خانواده بزرگ در فرایند تجدد به خانواده هستهای فروکاسته خواهد شد، و سپس این خانواده هستهای که هنوز حامل ارزشهای جامعه سنتی است، بالمآل به جامعه ایندیویژواله فرو یا فرا پاشیده خواهد شد. این یک دینامیک است. اما میراث ارزشهای جامعه قبیلگی-عشیرگی که خود را در ساخت جامعه مبتنی بر خانواده بزرگ، حفظ کرده، با تبدیل این ساخت به ساخت ایندیویژال، چه تغییراتی خواهد کرد و این تغییرات چه دینامیکی را ایجاد میکند و این دینامیک، چه فرمهایی از آثار هنری را موجد خواهد شد؟ در ساحت سیاست، نتایج این شیفت در ساخت ارزشها چه خواهد بود؟ دینامیک دیگر، مربوط به ساخت قدرت سیاسی، تأسیس دولت مدرن و تعارض آن با نهاد خانواده است. این تعارض تأثیر قاطعی بر ساخت قدرت در ایران میگذارد. این لیست را میتوان ادامه داد اگرچه اکنون حوصلهای برای آن ندارم و حدود سی سال پیش چیزهایی در باره آن نوشتم. با این وجود، مسئله به همین سادگی نیست. انسان با زبان و در زبان است که میبیند، و زبانی در آن دوره برای دیدن و تشخیص مکانیزمهایی که گفته آمد یا هنوز وجود نداشت با به اندازه لازم توسعه نیافته بود. در نتیجه روشنفکر بدون ابزار دیدن که همان زبان باشد، وظیفه دارد که پنهانترین علل موجده دینامیک تاریخ را ببیند و مکانیک روح را دریابد.
حرف پایانی: تفاوت روشنفکر با فرد عادی در این است که روشنفکر، تاریخ سوژه را میبیند، و تاریخ سوژه نه صرفا گذشته سوژه که آینده آن را نیز شامل میشود. روشنفکر از سوژه فرا میرود تا امکان یابد آن را دوباره در کلیتش، در تاریخش درک کند. درک تاریخ سوژه، بدون دیدن سوژه به مثابه یک واحد، یک کلیت، ناممکن است و به این سبب است که تاریخ سوژه نه صرفا گذشته آن، که شامل آینده آن نیز میشود. سوژه، همان تاریخ سوژه است، گشودگی سوژه در تاریخ خود، نه چیزی که تاریخ آن، وجه، ساحت یا مومنتی از آن باشد. سوژه تاریخ خود را طی نمیکند، در تاریخ خود حرکت نمیکند، حتی در تاریخ خود فرمهای خود را تغییر نمیدهد، بلکه تاریخ سوژه همان سوژه است، سوژه همان تاریخ خود است و به این سبب است که جوهر سوژه در هیچ لحظهای ماندگار نیست. برای چنین دیدنی، روشنفکر میباید خود را از اسارت سوژه برهاند، از آن «دور» شود، از آن فرا گذرد و سپس آن را اسیر خود سازد. فاصله گرفتن روشنفکر و دیدن از «دور» عملا به معنی تحلیل مکانیزمهایی است که تاریخ روح را میسازد، تحلیل مکانیک روح است و نه تحلیل رفتار شخصیت در یک موقعیت خاص. اینکه گلستان روشنفکر بود یا خیر را نمیدانم، اما بسیاری از اندیشمندان ما در زمره روشنفکران با تعبیری که گفتم نبودند، اگرچه ممکن است با تعابیر موجه دیگری چنین بوده باشند.
گلستان
دوشنبه, ۱۳ام شهریور, ۱۴۰۲
اضافه شده توسط گیلانی نویسنده مطلب:مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز میتوانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.