آزادسازی میلیارد دلاری و دلخوشی‌های کاذب رسانه‌ی ولایتی

به دنبال انتشار خبر آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده‌ی حکومت ایران در کره جنوبی، سران و رسانه‌های حکومت ایران، تمامی بوق و کرناها را به خدمت گرفته‌اند که مانور قدرت امنیتی و اقتصادی و… دهند، اما به نظر می‌رسد نیاز خامنه‌ای از این تبلیغات چیز دیگری باشد که پایش هرگز به بوق و کرناهای تبلیغاتی نمی‌رسد!

خبر آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده‌ی حکومت ایران در کره جنوبی، با کسر یک میلیاردی که منتشر شد، دستگاه عظیم تبلیغاتی حکومت ولایت فقیه که از پیش در آماده‌باش به سر می‌برد، تمامی عده و عده خود را به کار گرفت تا مانور اقتدار و دستاوردتراشی برای دولت رئیسی و حکومت ولایت فقیه بدهد.

برخی از کارگزاران حکومت ولایت فقیه، خاصه از جناح مغلوب، حتی این مانور فریبکارانه را برنتابیدند و با عناوینی چون «تسلیم عزتمندانه»، (نقل قول حسین ملائک)، «دستاوردتراشی دولت رئیسی فقط برای ۶ میلیارد دلار… واقعا تا این حد ضعف و ذلت؟»، (نقل قول محمد مهاجری)، «رسیدن به همان نقطه اول بعد از ۳ سال تحمیل هزینه و طول دادن»، (نقل قول از عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی دوران روحانی) از این موضوع یاد کردند. [آیا پول گروگان‌ گیری خامنه‌ای را از مرگ حتمی نجات می‌دهد؟]

در سوی دیگر اما جناح خامنه‌ای و قلم‌ به مزدانش، ضمن تبلیغات و کر کر‌کننده‌،‌ سونامی دستاوردسازی گروگان‌گیرانه! و موفقیت برای نظام تبلیغ کردند.

از جمله روزنامه فرهیختگان متعلق به علی‌اکبر ولایتی از مهره‌های خامنه‌ای، دم از «اتفاقات مثبت مالی و دیپلماتیک» زد.

روزنامه ولایتی از جمله این گونه استدلال کرده است که به دنبال این توافق، غرب و آمریکا دیگر «عملا روی اپوزیسیون خارج‌نشین» برای تغییر در ایران در آستانه‌ی سالگرد اعتراضات ۱۴۰۱ «حساب باز نمی‌کند»!

این همه گفتار پوچ و یک نکته کلیدی در روزنامه ولایتی

اما کلیدواژه‌هایی که در روزنامه فرهیختگان علی‌اکبر ولایتی رسانه‌یی شده، ما را به سوی هدف اصلی حکومت ایران از خیز برداشتن برای توافق با آمریکا برای آزادسازی پول‌هایش و آزادسازی زندانیان دو طرف رهنمون می‌سازد.

باید این نکته را مورد توجه قرار داد که پس از شروع اعتراضات سال ۱۴۰۱، غرب و خصوصا آمریکا بارها به صراحت اعلام کردند که توافق و مذاکره با حکومت ملایان در دستور کار آنها نیست و تمرکز آنان بر روی اعتراضات مردم ایران استوار است.

قطعا این امر بر حکومت ایران گران می‌آمد؛ چرا که بسته‌شدن باب مذاکره، نه به معنای نرسیدن به منافع و مقاصدش، بلکه فراتر از آن به معنای تغییر سیاست غرب به سوی خواست مردم ایران، یعنی براندازی حکومت ملایان تعبیر می‌شد.

از این رو و در این بین، بلافاصله تغییر سیاست منطقه‌یی و دیپلماتیک و بازگشت به پشت میز مذاکره، ولو با یا بی‌ هر دستاوردی، در دستور کار حکومت ولایت فقیه قرار گرفت.

فی‌الفور چین به مدد گرفته شد تا خامنه‌ای و رئیسی نشان دهند که خواهان تعامل! با کشورهای منطقه (سعودی در رأس آنها) هستند و این پیام را به غرب بدهند.

در ادامه، سیاست یک تیر و دو نشان آزادی گروگان‌های آمریکایی و دوتابعیتی مضاف بر آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده در دستور کار قرار گرفت.

مقدم بر همه‌ی تفاسیری که ممکن است از بعد اقتصادی این موضوع به عمل آید، این اولویت برای خامنه‌ای فوریت داشت که مانع تغییر سیاست غرب به سوی قرار گرفتن در جبهه مردم ایران و در مقابل حکومت ولایت فقیه شود.

به عبارت دیگر اهداف اقتصادی و دستاوردسازی برای دولت رئیسی در ردیف‌های بعدی اولویت به شمار آمده و می‌آیند.

به بیان دیگر دلخوشی خامنه‌ای، رئیسی، ولایتی و قلم‌به مزدانشان و… اگر چه اقتصادی قلمداد می‌شود، اما اصل ماجرا ممانعت از تغییر سیاست غرب در قبال ملایان و بازگشت به میز مذاکرات دیپلماتیک است که خواهان این مهم برای حکومت است که راه را بر خواست قاطبه‌ی مردم ایران، مبنی بر تغییر نظام سیاسی در ایران ببندد؛ خاصه آن که جامعه‌ی ایران آماده‌ی سالگرد اعتراضات ۱۴۰۱ در پایان شهریور می‌شود.

اما وقتی از زمین کوچک بازی آزادسازی پول‌های حکومت ملایان در کره جنوبی، به زمین بزرگتر تضادهایی چون مذاکرات هسته‌یی، موشکی، منطقه‌یی، تروریسم، حقوق بشر و… که نقل مکان کنیم، به وضوح خواهیم دید که درد اصلی خامنه‌ای در آنجاست؛ دردی که بالمره بی‌‌درمان به نظر می‌رسد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)