حدود سی سال پیش، اندکی پیش از دوم خرداد سال ۷۶ در نوشته مفصلی توضیح دادم چگونه منابع سنتی قدرت نظام اسلامی در حال زوال است و اصلی‌ترین منبع جایگزین قدرت آن نیز چیست، یعنی جهانی شدن. به تدریج آشکار شد برنامه نظام برای فعالیت‌های برون‌مرزی کدام است، عمق استراتژیک از دیدگاه رهبران نظام به چه معنی است و جهانی‌سازی شر در راستای تامین منابع جدید قدرت چگونه می‌تواند انجام پذیرد. اما از سوی دیگر، تئوری بقا به نظام اسلامی دیکته می‌کند تا همراه با جهانی‌سازی شر، وارد نوعی از داد و ستد با جوامع غربی شود تا شر بتواند پایدار بماند: امنیت کج‌دار و مریز سفارت‌خانه‌ها و شهروندان غربی در عراق، لبنان، سودان و سومالی و دیگر کشورهای آسیایی و افریقایی به خطر خواهد افتاد اگر آنها با سپاه پاسداران مانند سازمان‌های تروریستی رفتار کنند.
قبلاً در نوشته‌هایی توضیح داده بودم چرا کشورهای اروپایی عملا در تامین امنیت خود و شهروندانشان حتی در خاک خود هم ناتوانند و چرا در فریم سیاست خارجی که آنها تعریف کرده‌اند، کشورهایی مانند ایران می‌توانند به راحتی از رخنه‌های موجود در آن استفاده کنند. در واقع استراتژی عدم تشدید تنش، ایران و هر نیروی شر دیگری را قادر می‌سازد تا فشار فزاینده‌ای را به کشورهای اروپایی وارد کند. به یاد داشته باشیم نظام اسلامی تنها یکبار در مقابل یک کشور اروپایی تسلیم شد و آن در جریان آزادسازی ملوانان انگلیسی بود، زمانی که نخست‌وزیر وقت انگلستان پیش از رفتن به کابینه جنگ مقابل خبرنگاران هشدار داد که ۲۴ ساعت آتی حیاتی است.
شاید به مذاق برخی خوش نیاید، اما آزادی گروگان‌های ایرانی- امریکایی، کاهش سرعت غنی‌سازی اورانیوم، رقیق‌سازی موجودی آن و تمایل به مصالحه، به یکباره و شباهنگام به آیت الله‌ها وحی نشد. در واقع اگر هم وحیی در کار بوده باشد، پیام‌آوران الهی آن سه هزار مارینز امریکایی، ناو‌های اتمی و هواپیماهای اف ۳۵ و اف ۲۲ بوده است. به نظر می‌رسد استراتژی تشدید تنش تنها کلید برد غرب در مواجهه با نیروی شر جهانی است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)