در کشور تحت سطله ضد بشری ج.ا ها، ایران هم اکنون هم تجزیه شده است، هم فدرالیستی است، هم مستعمره اجنبی است، هم هر آنچه از رذایل و ناپسندی های که متصور کنید است!…/ ویرایش شده

انحطاط همه جانبه مردم ایران از درون خانه شروع می شود، نجاست دنیاپرستی از همان خانواده و بین خواهر و برادرها شروع می شود تا به جامعه، این توحش و بی رحمی دنیاپرستی می تواند در تلف کردن عمر  یکدیگر از بحث تقسیم ارث ناچیز و تضییع حق الناس یکدیگر (گاه سال ها حاضر نمی شوند ارث را تقسیم کنند و جوان نیازمندی از حق برخودار کنند و ده سال و بیست  سال می گدرد و آن جوان پیر و می میرد!) و  تا کلاهبرداری و حرام وری در کسب و کار و تا حرام لقمگی در عضویت در بسیج برای داشتن کارت بسیجی و رانت فرار از سربازی اجباری (بزدل شدن نسبی جوان یا عدم تمایل به خدمت زیر پرچم ج.ا؟!) و… اینها از نجاسات انحطاط همه جانبه اخلاقی و حقوقی و اجتماعی و فرهنگی و  اقتصادی و سیاسی و… عمومی مردم ایران است! و این همه انحطاط در ۴۴ سل حکومت ج.ا تشدید و تعمیق یافته است.

در مطالم مختلف اشاره کردم به فساد عظیم سیستماتیک نهادهای ج.ا ها، تقریبا دیکتاتوری آخوندیستی پان اسلامی پان عربی ج.ا ها، هر آنچه انتظار می رفت موجب اصلاح و ترقی کشور و مردم ایران شود در قانون .ا را به انواع حیل و ترفند خنثی و یا بر ضد خودش کردند، اصول مختلف حقوق بشری مانند آزادی داشتن عقیده و بیانش، و یا عدم تفتیش عقیده، این فرقه ظاله تبهکار شیعه ولایی (انحرافی از شیعه امامیه) در راستای اهداف اهریمنی شان هر آنچه ممکن بود به نفع تعالی و ترقی اجتماعی و فرهنگی و  اقتصادی و سیاسی مردم کشور ایران باشد را با انواع دسایس خنثی و به بیراهه بردند، یکی از همین قضیای مهم، جمهوریت و واسپاری بخش های ممکن حکمرانی به مناطق (شهر و روستا و استان ها) بود.

اما با فعالیت ها و تهدید همیشگی جدایی طلبی قومی (پان)، حتی اکثریت مردم معمولی هم وحشت داشته و دارند از تمکرزدایی امور اداری و مشارکت مردم محلی در حاکمیت، تجربه چندین ساله شوراهای شهر و روستا، و آلودگی تقریبا همگی این شوراها و  برگزیدگان اداری یعنی دهدارها و شهردارها اثبات کرد که ایران حقیقتا مستعد سیستم کشورداری به سبک غیر متمرکز نیست و چه برسد به فدرالیسم!

هر چند برخلاف دروغگویی مدعیان فدرالیسم، این شیوه حکمرانی یعنی فدرالیسم اساسا نوعی همگرا کردن دولت و کشورهای منفصل در کشورهای اروپا و امریکای شمالی تا جنوبی بود که یا در پس فروپاشی امپرتوری هایی نظیر روم بودند یا استقلال  ایلات ها ها و کلونی ها تحت استعمار (استثمار) حکومت های اروپاییان در امریکا و سایر منطق استعماری، پیچیدن نسخه خاصی چون سوئیس و… غیره، هیچ ربط و تناسبی با  وقایع تاریخی و فرهنگی و اجتماعی دیروز و امروز ایران ندارد.

در واقع شوراهای شهر و روستا بعنوان کوچکترین و بنیادین ترین عنصر سازنده همان غیر متمرکز و تمرکززدایی و حتی فدرالیسم است، فدرالیسم می خواهد تقسیم قدرت سیاسی و… کند بین حکومت مرکزی و مناطق محلی، چه کامل تر و بهتر از شبه تجزیه اداری کامل یک کشور به به شهر و روستا، اما باز دیدیم فساد و ناکارامدی و تباهی و انحطاط همه جانبه ایران یکی از همین بنیادین ترین عنصر تشکیل دهنده حکومت غیر متمرکز و فدرالیسم بود.

در واقع ایران هم اکنون یک کشور فدرالی و تجزیه شده و منحط همه جانبه است!، اگر مشکوکان طرفدار فدرالیسم قومی، اندکی صداقت دارند و شجاعت دیدن حقیقت، به بینند فدرالیسم (شواریی شهر و روستا) چه بر سر ایران امروز آورده است؟، فدرالیسم شوراهای شهر و روستا، میزان مفسدان و میزان دزدی از بیت المال را به ابعاد تعداد ده ها هزارتایی رسانده، اگر خاندان پهلوی تهمت هزار فامیل فاسد بدان ها زده اند، اکنون نظام ج.ا ها، حکومت فاسد صدها هزار فامیل شده است، اگر  در زمان پهلوی ها، مثلا هزار تا کاخ فرادستان فاسد بود، امروز صد ها هزار کاخ فرادستان  فاسد دزد منابع ملی و مردم معمولی فقیر ایران است، اگر در زمان پهلوی ها چند هزار سرمایه دار متهم به فساد بود، امورز صدها هزار فاسد دزد منابع ملی و بیت المال است! و یکی از ابزارهای این همه فساد همین فدرالیسم است، فدرالیسم ماهیتش در کشورهای مثل ایران سایر کشورهایی نظر ایران عاقبت همین است.

بارها در مطالب قبلی امثالهم یا نقل از دیگران گفته شد، تا قبل از  ۱۹۴۶ که سازمان ملل تاسیس شد و مرزهای کشورهای عضو به رسمیت شناخته و هیچ کشوری حق تعرض و دیگر مرزهای  یکدیگر ندارد و عملا خواستند به نوحش چندین هزارساله کشورگشایی و کشورسازی پایان دهند تا فجایع مانند جنگ جهانی امپرالیست ها- که دروغ جنگ جهان اول و دوم می گویند- دیگر به وقوع نه پیوندد، اما بارها همین اعضای سازمان ملل، به دسایس و حیل تعهدات خود را نقض کردند، نمونه:

تعرضات متعدد و مکرر و حتی در حال ادامه ۵ عضو دائم و دارای حق وتو سازمان ملل، که با گرفتن این حق وتو ناعادلانه بایست متضمن قوانین سازمان ملل باشند، اما همین اعضای خائن و تعهدشکنان صاحب حق وتو علاوه بر اینکه بارها خودشان دست به کشورگشایی و حمله و نابودی کشورها و مردم (ملت) های دیگر کردند، به حکومت های سرسپرده و متحدنشان کمک کردند تا قوانین سازمان ملل را نقض کنند و همیشه هم استانداردهای دوگانه داشته اند.

حمله عراق در زمان رژیم بعثی پان عربی نژادپرست صدام به ایران، یکی نمونه های بارز تعهدشکنی اعضای دائم سازمان ملل و سایر اعضای سازمان ملل است (البته که حکوم ج.ا و آخوندیست ها کارهایی تحریکی و کارهایی برای تدوام جنگ کردند، اما اصل تجاوز از عراق بود)، صدام با کمک و تحریک همه جانبه مالی و تسلیحاتی دولت های پان عربی منطقه موسوم به خاورمیانه و شمال افریقا و هر ۵ عضو سازمان ملل با اعلام رسمی تصرف بخش اعظم مناطق جنوب غربی ایران، به کشور ایران حمله نظامی کرد. اما کشورهای یادشده بجای اینکه مانند قضیه حمله عراق به کویت، اجماع کنند و عیله حکومت عراق با ایران متحد و متجاوز سرکوب کنند، اقدام کمک تسلیحات و مالی و سیاسی کردند! و حتی امکانات ساخت سلاح های کشتار جمعی شیمیایی و میکروبی و هسته ای و موشک و انواع سلاح های تهاجمی و حتی اجراه جنگنده خلبلان در اختیارش قرار دادند و هیچ وقت عراق تحت فشار حقوقی و .. قرار ندادند غرامت جنگی به  ایران بپردازد.
جالب اینکه در موقع مشابه حمله و تجاوز نظامی روسیه به اوکراین، همین اعضای خائن و عهدشکن بویژه غربی تمام تلاششان برای حمایت از اوکراین کردند! از شدت بدبختی مردم ایران تحت سلطه نظام ضد بشری ج.ا، اوکراین اتهام زنی به کشور ملت ایران میزند! در حالی اوکراینی در دوران شوروی شریک جرم جنایت حمایت از صدام هستند و مثل بقیه حامیان صدام نه هیپگاه از مردن ایران عذرخواهی کردند و نه درصدد جبران خسارات. هر چند هشدار دادیم که حکومت ج.ا اصلا نباید در نه در ماجرای اوکراین و نه هیچ ماجرا شبیهش دخالت کند و از جمله قضیه اعراب و اسرائیل و…

با توجه رئوپلتیک خاص ایران، پیشنهاد داده شد ایران بی طرفی فعال داشته ابشد، یعنی نه منزوی باشذ و نه مداخله گر در ماجراهای دیگران، بلکه با همه کشورهای جهان و همسایه روابط دیپلماتیک و همکاری بویژه اقتصادی برقرار کند.

از مصالحه و آشتی کنان ایران با کشورهای عربی مانند عربستان حمایت و تشویق کردیم، اما چون حکومت ج.ا هدفش ایدئولوژیک و بسیار حقیرانه بود و یعنی کل داستان برگزاری حج و باند مافیای  فاسد حج بود و نه منافع ملی، از باندهای فاسد به بهانه مذهب بسیارند در ایران، باند واردات چادر مشکی، و… همگی دین و مذهب را وسیله سوداگری مافیای و فاسدشان قرار داده اند! وگرنه بارها گفیتم این آشتی کنان باید همزمان با برقراری و رابطه امریکا باشد، تمام کارت های ژئوپلتیکی با صرف میلیادر ها یورو و هزینه غیر قابل جبران جانی و عمر مردم ایران حاصل شد در غرب آسیا، به اقدام منفعت  طلبانه باند حج و آخوندها بر باد رفت!، آن قدر بد باختن این کارت ها که چین و روسیه نیز با ایران مانند یک لاشه بوگندو برخورد می کنند، ننگ است بر مردم ایران که ۴۴ سال اجازه دادند این فرقه تبهکار ضد بشری و ضد ایرانی بر آنها حکومت کنند، وگرنه چه فرصت عالی بود با یک بازی درست، همزمان با رابطه همه کشورها مشکل حل شود.


 

هیچ شخص حقیقی یا حققوی حق ندارد به بهانه اقدامات ج.ا ادعای خسارت کند و هر گونه مصادره و پرداخت غارمت از محل دارایی ها نقدی و غیر نقدی مردم و ملت ایران، سرقت و غارت و دزدی از مردم و ملت و شهروندان ایران است. این صریح می گویم، و  می دانیم  به احتمال اکثریت قریب به اتفاقا ایرانیان موافقند، هر گونه اقدام به مصادره و برای منظور  غرامت گیری از اموال ایران مصادق بارز سرقت و دزدی و حرام خوری و تضییع حق الناس عموم مردم ایران است.

هرگونه سوءاستفاده کشور و دولت های اجنبی در باج گیری از ج.ا، مردود است و در آینده برقررای حکومت حکمرانی مردمی، دولت مدرمی و ملی آینده باید تمام این دزدی ها اجانب و اشخاص فرصت طلب بازپس بیگرد با سود و خسارتش.

حل و فصل شکایات، منوط به برقراری حکومت مردم (سکولار دموکراسی) در ایران است.

حکومت ج.ا فعلی که حتی جرئت ندارد رفراندوم برگزار کند درباره نظر مردم درباره مشورعیتش، اعتارف می کند که کاملا نامشروع است و صرفا اقداماتی از آن قابل قبول است در جهت بدیهات منافع ملی  ایران مانند حفظ تمامیت راضی و تامین احتیاجات مادی اعم واردات وغیره است.
———————-

البته همه این مصائب ناشی از حکومت ضد بشری و ضد ملی ج.ا است، این حکومت اهریمنی ج.ا تا زمانی در ایران حاکم باشد مردم ایران بایست بلاهای حتی  از این بدتر ذتر به بینند. تا زمانی حکومت ج.ا بر این سلطه داشته باشد همنان ایران در مرعض تحقیر و تعضعیف و غارت و باج دادن به شرق و غرب خواهد بود. ایران فروشان ج.ا همچنان ایران منافع ملی می فروشند برای چند صباح ادامه ننگین حکومت ضد بشری شان که برای آن مقاصد پان اسلامی پان عربی و معشوق فلسطین و عربستان و…، این فرقه تبهکار ضد ایرانی تقریبا همه مردم ایران به فسادهای مختلف آلوده و گناه مند کرده اند، فساد گشترده انحطاط همه جانبه مردم در ایران دیگر نمی شود گفت اتفاقی یا ناشی خیانت عناصر نفوذی و خودسر است، یک سال و پنج سال… شاید توجیه کرد، اما ۴۴ سال فساد یعنی سیستماتیک و عمدی بودن.

اینکه امثالهم می گویم “عفو ملی” یکی از معانی همین است، مثلا اکبر گنجی و…. دایئم می گیود مثلا خاندان لاریجانی و فلانی فاسدند، همین جناب گنجی زمانی از فساد خانواده رفسنجانی می گفت، کلا این قماش منتقدان (که شایذ هم واقعا نیت خوبی دارند) هر وقت اقتضا کند فلانی فاسد و فلانی قهرمان می کنند، من آب پاکی روی دست همه می ریزم، کلا بعید است در زندگی هر ایرانی کنکاش کرد و فساد و تضییع حق الناسی نبیند (یعنی خودش خبر ندارد، نمونه همین رانت بخت آزمایی خودرو و یا وام های ناحق به اسم های مختلف، ظلم به مجردها و تبعیض بین مجرد سرپرست با متاهل سرپرست از بودجه بیت المل! مگر مجرد جرم کرده مجرد است؟!)، منتعی برخی مانند فرودستان دله دزد و معتاد از روی اجبار برای زنده مانی اقدام به دزدی می کنند و اما ابردزدان در سیستم ادای و مافیایی برای حرص و آز شیطانی سرناشدنی شان دزدی می کنند و بیمار ثروت اندوزی از راه حرام هستند.

فرضا تا اکنون یک تیلیارد این قماش و بقیه دزدند از ثروت ملی، این ارزش دارد عفو شده و اینها همراه قیام و گذار به حکمرانی کرد و نه با ترساندن جان و ملشان (هرچند دزدی)ف چند سال کشور در جنگ فرسایشی و خطر تجزیه و از دست دادن تلیاردها یورو دیگر کرد! بحث هزینه و فایده است. گاهی بایست باری چیزهای با ارزش تر از این مادیات دنیای کمی چشم پوشید

در این دزداخانه ایران، همین مانده کشور را به کشورک های جدا گانه تجزیه و بقیه منابع عمومی غارت کرده و کشور به عصر حجر بفرستند.

با سردمداران وروسای فرعونی و قارونی صفت گروهک های موسم به تجزیه دیگر کاری ندارم که در منجلاب اهریمین بُت شخصیت و فساد گرفتارند، روی سخنم با جوانان و سربازان و افسران رده میانی ج.ا و اپوزیسیون هست که هوز تا ته منجلاب سرانشان فرو نرفته اند در ظلم و جنایت و فساد، توبه کنید و به انقلاب مردمی به پیوند و این افکار پوسیده و ورشکسته ایدئولوژی های موسم به مارکسیستی و کمونیستی و کاپیتالیستی و پان اسلامی و پان قومی و… ها کنید، این ایدئولوژی همان القئات شیطان نفسانی است.

به نیروهای مسلح ایران برای چندین هشدار می دهد در برهه حساسی هستند، به جای درکنار فرقه تبهکار ج.ا به سرکوب مردم ادامه دهیدف به انقلاب مردمی به پیوندید و با تشکیل شورای موقت انقلاب مردمی و مشارکت نمایندگان خودتان د رکنار نخبگانی از مردم، دولت موقت گدار برای مدت دوسال تشکیل دهید. به سرعت کنترل از دستان ج.ا ها خارج کرده و در کنترل خود دربیاورید، تا کشور از خطر تجزیه طلبان در کمین نشسته در امان بماند و حوادث تلخ سالهای ۱۳۵۷-۵۹ تکرار نشود. اجانب در کمین هستند که کشور دچار هم گسیختگی امنیت شود علاوه بر تجزیه کشور، تاسیسات زیربنایی و و مهم ایران بمباران کنند یا با روش های تروریستی توسط بمب گذاری و خرابکاری کوماندویی انجام دهند و کشور به تبدیل به زمین سوخته کنند کاری با امثال لیبی کردند.

اینکه پشت این نظام ج.ا به ایستید که این بد از بدتر (انقلاب و گذار از ج.ا به حکمرانی مردمی) ریسکش کمتر است اشتباع می کیند، اینکه گفتم مرگ تدریجی در صورت ادامه ننگین ضد بشری ج.ا، به یان معنی نیست این مرگ تدریجی مثلا ده سال طول می کشد، این مرگ تدریجی از شاهدش پیدا است چه به دو سال هم نکشد، شاید همین امسال مرگ ایران و اکثریت زیست ایرانی به وقع به پیوندد، ادقامات خائنانه چین و روسیه گویای این خطر است، مرگ تدریجی شاید همان مرگ سریع دیگری است.

———————————
در مطالبی اشاره به فقدان حکومت ملی (مردمی) کردم، من زیاد روی کلمه ملی مانور نمی خواهم دهم، چون مشتی جاهل و تجاهل دارند واژه ملی در ابعاد نژادپرستانه بکار می بنرد.  برای همین دعوت کردم به مطالعه آثار رضا مردای غیاث آبادی و روشنگری های او. کسی بخاطر روشنگری هایش متهم به ایران ستیزی کرده اند، من نمی گویم او خالی از اشتباه است و اما انتقادها و تحیلی های بسیار در خور توجه دارد.
———————————

طرح شبه مگناکارتا داده شد، تا نگویند هدف، حذف کارکنان و حاکمان فعلی و قتل و اعدام است، هر چند عملا از سوی تقریبا همه طرفین مدعیان پوزیسیون ج.ا و اپوزیسیون ج.ا رَد شد با سکوت و عدم حمایت، اما توهم عجیب و خودخواهی قماش برخی کسانی اسمشان آورده شد عجیب و جالب است، فلانی ها، این نام صرفا برای مثال بود و گرنه هیچ کدام شما نه از مردم معمولی هستید و نه لیاقت دارید و بجز برخی افرادی گمان میکنم دارای  لیاقت های بشردوستی هستند مانند برخی استادان دانشگاهی، اما چون امکان شناخت یا معرفی اشخاص نخبه یا فرهیخته مردمی از میان مردم معمولی نداشتم اسم شما را بردم بعنوان مثال، اکثریتان خیلی داغونید، مثل تقریبا همه مردم  ایران، داغونید، اما  مردم معمولی اکثریشتان از سر اجبار یا جهل و کم سوادی داغونند و اما شما همه با وجود دانسته های فراوان خیلی داغونید!


پ.ن: نکته: امثالهم زمانی فکر می کرد به ره بخشی از این سرریز نصیب مردم معمولی می شود، اما این اندک سرریز غارت منابع مالی عملا با کارهای ماجراجویی ولایی و موهماتی هدر می رود، اینکه مثلا ۱۰% منابع سرریز شود ۹۰% باز غارت شود و بد هم غارت شود، یعنی دیکتاتوری غیر ایدئولوژیک فلان کشور افریقایی بدزد و صرف عیاشی کند باز خسارتش کمتر غارت این ج.ا ها است، غارتگر فلان افریقایی صد میلیارد می دزد و فرار می کند، اما  اگر ج.ا با این صد میلیارد دشمنان خطرناک عیله مردم شور  ایران می سازد، می رود میلیون ها نفر در ساسر جهان شیعه ولایی می کند برای ان کشورها نیز مشکل جدی درست می کند و آن کشورها دشمن  ایران می کند! این نوع  بدترین نوع غارت گری است، خسارات مضاعف است!

پ.ن۱: من هیچ نظر قطهی درباره حق تعیین سرونشت برای مردم ایران و جهان ندارم و بارها گفتم تمام بایدها و نبایدها امثالهم از نوع پیشنهادی است، منتقد تاوان اشتباهش انتقاد متقابل است، هر تصممی هر شخصی یا گروهی یا مردمی و لمتی بگیرد بر عهده خودش است وگرنه بخاطر انتقاد و پیشنهاد منتقد مجازتی بیشتر نقد گفته اش شود دیگر کسی جرئت نقد و روشنگری و عیب یابی و پیشنهاد راه حل نخواهد داد

پ.ن۳: درباره حق تعیین سرنوشت و یا اینکه تا ابد مثلا فلان قوم یا گروه زبانی بایست تحت یک شور باشند هیچ قانون طبیعی و حق متقابلی چنین نمی گوید، مبنای حق تمامیت راضی از نظر امثالهم تعهدات بین اللمی بعد از ۱۹۴۵ است، یعنی کشورهایی عضو سازمان ملل طبق تعهداتشان نباید تمامیت راضی یکیدگر نقض کنند، مبنای عدم مداخله  ایران  در قضیه اعراب و اسرائیل همین است و نه قضاوت دارم درباره حقانیت هیچ یک طرفین! به من نوعی چه ربطی دارد گناه ظلم کسی بر دوش یکشمف فلان حکومت و مردمی بر هم ظلم می کنند و من نوعی تاوان گناهشان بدهم و مسئولیت ظلم و جنایت احتمالی شان؟! در زندگی شخصی ام این همه ظلم بر کرده اند چه کسی پشت من ایستاد و حقم گرفت؟! تقریبا هیچ کس! اما تاریخ می گیود هیچ کشور و  مردم (ملتی) به صورت از بدو ناگهان بوجود نیامده، همین تواریخ اغلب به نفع فاتحان و برخی شبه مستقلان می گیوند کشورها و ملت ها با جنگ و کشتارو کشورگشایی بوجود آمده اند و به ندرت و شاید هرگز کشور وم لتی نبوده از روی خواست و دوستی دیگران بوجود آمده! دو کشور چک و اسلاواکی هر چند ظاهرا مسالمت امیز جدا شده اند، اما خود این دو کشور چگونه بوجود اامده اند، از ازل چک ها  اسلواکی د ران سرزمین بودند و قبلش قوم و قبیله نبود؟! کدام قوم و مردمی می تواند ثابت کند اولین در فلان نقطه بوده؟ تمام چیزی از کشفیات انسان شناسی می گوید انسان گونه  مردم خردمند از شرق افریقا با عبور باریکه باب المندب و سواحل جنوبی عربستان و شادی باریکه سوئز به مناطق جهان رهسپار شد طی ده ها هزار سال، کسی نمی داند بیشتر از این دوره تاریخی جز تاریخ جنگ و فتح و  نابودی  مغلوبین و اسارت و کنیز و بردگی و…

فقط می ماند در این مرزهای فعلی، مردم می خواهند بالاخره به داستان های تراتژیک پاین دهند و همزیستی کنند و یا مثل اخوندیست ها و ناسیونالیست ها نژادپرستان و سایر قلدرها این رنج های بشری ادامه دهند…

————
بدرود


بخوانید، کلیدرمز پیروزی در انقلاب مردمی و ابزارهای دیکتاوری شکن، اتحاد تَن ها، و کثرت مردم عادی و تن ها دارایی های خویشتن چیزی است که هیچ قدرت اهریمنی و دیکتاتوری ها نمی تواند جلویش به ایستند

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/avangard

مطالب 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)