اتحاد کارگران انقلابی ایران:روز گذشته شنبه ۱۷ تیر ماه  یک شهروند اهل روستای «پسوه» پیرانشهر به نام موسی اسماعیلی که در تاریخ ۱۷ اردیبهشت  توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده بود در بازداشتگاه این نهاد امنیتی در ارومیه کشته شد. همزمان خبر رسید که نعیم هاشم قتالی و محمد رامز رشیدی دو کارگر جوان افغانستانی در پرونده شاهچراغ در ملا عام اعدام شدند.

 روز شنبه ۱۷ تیر، پدر موسی اسماعیلی به ستاد خبری اداره اطلاعات ارومیه احضار شده و ماموران امنیتی به وی اعلام کردند که فرزندش در بازداشتگاه جان خود را از دست داده است. ماموران امنیتی از تحویل جسد موسی اسماعیلی به خانواده‌اش خودداری کرده و آنها را تهدید کردند که حق برگزاری مراسم ختم وی را ندارند. اتهام دو جوان اعدام شده در پرونده شاهچراغ افساد فی الارض و » بغی » و اقدام علیه امنیت کشور اعلام شده است.

 بنا به گزارش منابع خبری موسی اسماعیلی از زمان بازداشت از حق دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بوده است. خانواده این شهروند بارها به دادگاه و نهادهای امنیتی در شهرهای پیرانشهر و ارومیه مراجعه کردند اما هیچ پاسخی روشنی در خصوص وضعیت وی به خانواده داده نشده بود.

ماموران امنیتی اتهام او را «عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون کُرد» اعلام کردند.

بر اساس اظهارات منبعی نزدیک به خانواده اسماعیلی، «ماموران امنیتی بدون هیچ گونه توضیح یا ارائه مدارکی دائر بر طی کردن هر گونه پروسه قضایی و محاکمه به خانواده اعلام کرده‌اند که موسی اعدام شده است. لیکن خانواده اسماعیلی که در ایام بازداشت به شدت پیگیر وضعیت فرزندشان بوده بر این باور هستند که هیچ گونه محاکمه یا دادرسی نسبت به فرزندشان صورت نپذیرفته است.

“موسی” در هیچ دادگاهی حاضر نشده که با این سرعت رسیدگی انجام و مراحل تجدید نظر انجام و حکم به تایید دیوان عالی کشور رسیده و اجرا شده باشد، حتی اتهام احتمالی “موسی” نامشخص است». خانواده قویاً اعلام میدارند که فرزندشان زیر شکنجه ماموران امنیتی کشته شده است. همچنین این مسئله قابل توجه است که جسد متعاقب گذشت زمان قابل توجهی از مرگ در سردخانه نگهداری شده که در نهایت روز شنبه خانواده را مطلع کرده‌اند. 

موسی اسماعیلی از زمان بازداشت هیچ تماسی با خانواده نداشته و پیگیری‌های مکرر خانواده‌اش در نهادهای متعدد امنیتی و قضایی با سکوت مقامات مواجه شده است.

این دو پرونده فقط دو نمونه از جنایاتی است که این روزها توسط جمهوری اسلامی صورت می گیرد. اتهام افساد فی الارض به توماج صالحی که موجب واکنش خشم یک پارچه و اعتراضی ایرانیان در داخل و خارج کشور شده و هم چنین حکم اعدام عباس دریس نیز توسط همین دستگاه جنایتکار ظرف روزهای اخیر صادر شده است.

در هفته های اخیر هم چنین شاهد بازداشت روزنامه نگاران و فعالین اجتماعی، فعالین کلاب‌هاوس، احضار فعالین کارگری، دادن احکام سنگین به معلمان و فعالان کارگری و تشدید فشار در زندان ها به زنان زندانی سیاس ، دادن احکام تعلیق و محرومیت از تحصیل برای بسیاری از دانشجویان و….بودیم.

جمهوری اسلامی البته همیشه پایه های نظامش بر دستگاه سرکوب استوار بوده است. اما اکنون بوضوح شاهد گسترش و شدت دادن ابعاد سرکوب و تسری دستگیری ها به همه بخش ها و لایه های اجتماعی و شدت دادن رفتار وحشیانه در زندان‌ها و … هستیم. این نوع فشار و سرکوب در حال حاضر که ریتم خاصی دارد و البته با هدف مشخص و معینی نیز علاوه بر اهداف همیشگی صورت می گیرد نه نشانه نقطه قوت رژیم  بلکه از استیصال و از سر ترس است.

 آنها با نزدیک شدن سالگرد مهسا امینی و بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها در وحشت شروع دوباره اعتراضات خیابانی،  هر کس را که گمان می برند می تواند در اعتراضات آتی نقشی داشته باشد به زندان می اندازند یا احکام تعلیق برای معلمان و دانشجویان صادر می کنند تا آنها را به خیال خود از صحنه اعتراضات دور کنند.  برشمردن ۲۵ مورد اتهامی برای عزیز قاسم زاده توسط آموزش و پرورش، برای مثال چه چیزی جز نشانه ترس از نیروهای آگاه است؟ ولی دیکتاتوری جمهوری اسلامی مانند همه رژیم های دیکتاتوری از درک این نکته عاجز است که مردم به جان آمده از دیکتاتوری دوباره به خیابان بر می گردند و رهبران میدانی جدید از بین همین مردم معترض زاده خواهند شد. همین الان نسل جوان و نوجوانان عاصی از سیستم در حال تمرین و مشق مبارزه برای ظاهر شدن دوباره در اعتراضات هستند. در همین خیزش انقلابی مهسا بسیاری از همین رهبران میدانی در خیابان زاده شدند و این بار با بهره گیری از تجربیات خیابان در جنبش زن زندگی آزادی به گونه ای پخته تر وارد میدان خواهند شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)