پایان دوره روشنفکران و آغاز انقلاب از زبان روزنامه ولایتی
روزنامه فرهیختگان متعلق به دانشگاه آزاد حکومت ایران و ولایتی، مشاور خامنهای در مطلبی به تاریخ ۲۷ خرداد ۱۴۰۱، با عنوان «اعتراض ۱۴۰۱ آیا نشانی از پایان روشنفکری است؟ روشنفکران مصرفی علیه امر ملی» به بررسی انقلاب ۱۴۰۱ و افول روشنفکری از جنس ولایت فقیه پرداخته است.
شکی در این نبوده و نیست که قیام و اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، خط پایان و بطلانی بر بازیهای درونی حکومت ولایت فقیه از هر سنخی و روشنفکری از سنخ و جنس ولایت فقیه کشید و مردم ایران در عمل نیز نشان دادند که پسا شعاری که در دی ماه ۱۳۹۶ از سر در دانشگاه تهران بپا خاست و پایان بازی موهوم «اصلاحطلبی و اصولگرایی» را فریاد زد، در عمل نیز اسیر دود و دمهایی از جنس روشنفکری! از نوع ولایت فقیه نمیشوند و آنها را نیز در جبهه حکومت ولایت فقیه دستهبندی میکنند.
این امر البته بیش از هر کس و هر چیز بر جناح خامنهای و بیش از آنها بر جناح مغلوب حاکمیت گران آمده است چرا که بالکل شعبدهی آنها را سوزانده، دود کرده و به هوا میفرستد.
در این بین این امر بر مهرهها و رسانههای حکومت ولایت فقیه گران آمده است روزنامه فرهیختگان وابسته به دانشگاه آزاد و متعلق به ولایتی مشاور خامنهای این گران آمدن را در مطلبی بروز داده است.
مطلب با این گزاره آغاز میشود که با شروع قیام و اعتراضات سراسری در سال ۱۴۰۱ آن چه که بسیار عیان و نمایان بود «عدم حضور روشنفکران در صحنه واقعی بود» و سپس ادامه میدهد که اکثر روشنفکران از جنس حکومت ولایت فقیه در «کانالهای خود و گعدههای خاصی» ارائه تحلیل میکردند که از صحنه اصلی مانند کف خیابانها و فضای مجازی دور بود و کف خیابان عملا بیتوجهی ویژهیی به این گفتارها و روشنفکران داشت.
مطلب سپس از این بابت اظهار ترس و نگرانی میکند آیا روشنفکران در جامعه اهمیت گذشتهی خود را از دست دادهاند؟ و اگر چنین چیزی واقعیت دارد آیا جایگزینی برای آنان وجود دارد و جامعه و حکومت بدون حضور روشنفکران به چه شکل خواهد بود و این موقعیت آیا خطرناک است؟
ترس فرهیختگان از سرپیچی جامعه ایران از روشنفکرانی از جنس ولایت فقیه
در همین بدایه مطلب، دم خروس بیرون میزند که نگارنده، در پی آن است که با مهرههایی عمدتا از جناح مغلوب حاکمیت، حکومت ولایت فقیه همان گونه که پیش از این پیش برده بود، برای پس از این نیز قصد داشته و دارد که با برجستهکردن چنین افرادی و تبلیغات صوری برای آنها، بخشی از جامعه را در زیر لوای این روشنفکران از جنس ولایت فقیه! همراه خود کند. [مملکتی که هیچ چیزش سر جایش نیست]
مطلب در ادامه با توضیحات کشافی پیرامون تعریف روشنفکری ادامه میدهد که در اعتراضات ۱۴۰۱ جامعه ایران با طیف وسیعی از روشنفکران مردمگرا و نه حقیقتگرا مواجه بوده است که به صورت خام در حال ترویج نوعی ایدههای تودهیی بودند… در این شرایط خود روشنفکر هم دیگر معنایی ندارد و نقش روشنفکران در جامعه تحت حاکمیت ولایت فقیه به سلبریتی کاهش و به حد آن تنزل پیدا کرده است.
مطلب سپس نتیجه میگیرد که روشنفکران که باید در سطح نگرشها و ارزشها و اندیشیدن در جامعه اثرگذار باشند پشت سر افراد سلبریتی قرار میگیرند که نه سواد رسانه دارند و نه سواد سیاست و میافزاید که در اینجا باید همان جمله معروف فوکو را یادآوری کرد که ظاهرا روشنفکران در حکومت ولایت فقیه در پس تودهها هستند و نتیجه میگیرد که کار روشنفکران فعلی حکومت ولایت فقیه عملا تقریری از یک اتفاق است و پدیده روشنفکری در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه دچار گسست معرفتی شده است.
اما این تمامی ماجرا نیست؛ در ورای مطلب فرهیختگان باید به این امر توجه داشت که اگر روشنفکر و روشنفکرانی در جامعه تحت حاکمیت ولایت فقیه وجود داشتند قطعا پدیده شومی به نام ولایت فقیه و خبائث آن را برنمیتابیدند، کما این که هر کس بدین مفهوم واقعی وجود داشته و دارد؛ که البته دارد یا مجبور به ترک دیار شده و یا در گوشه زندان یا در تبعید گذران ایام میکند و یا مانند مردم و جوانان معترض درگیر نبرد با حکومت ولایت فقیه است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.