به نام خدا، همسر عزیزم! هنگامی که آقای حدادعادل هیأت امنای دانشگاه آزاد را تهدید کرد که از برکناری رئیس آن موسسه پشیمان خواهند شد، انتظار نمی رفت که به ماه نرسیده مداح ثابت مراسم سوگواری بیت رهبری و شبکه های اصلی صدا و سیما گستاخانه مرگ آقای هاشمی را آرزو کنند و انصار خوارج مسلک بکوشند سخنرانی وی را در کرمانشاه برهم زنند.

جالب آن که هجوم تبلیغاتی گسترده و بیسابقه به بیت و موسسه نشر آثار امام نیز درهمین فاصله انجام گرفت. همچنین فشارها علیه دکتر توفیقی که یکی از جرم هایش موافقت با تغییر مزبور بود، چنان افزایش یافت که رئیس جمهور از معرفی وی به مجلس خودداری کرد. آنگونه که از شواهد امر پیداست ظاهرا سرعت تحولات در این دوره از عصر اصلاحات بیشتر است.

فخری جان!

این که آقای حدادعادل که نه اهل فعالیت انقلابی بود و نه از اصحاب جبهه و جنگ به شمار می رفت با وجود وجهه دانشگاهی اش مانند یک ژنرال نظامی که گویی در برابر فرماندهان ارتش محارب و متجاوز سخن می گوید، علیه آقای هاشمی رجز می خواند، به نظر من دلایلی بیش از جابه جایی رئیس یک دانشگاه داشته و دارد. اگر به این پرسش پاسخ دهیم که کسی که بزرگترین سرمایه سیاسی اش یک پیوند ازدواج است با کدام پشتوانه برای رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یادگار امام خط و نشان می کشد، ابعاد و عمق مسئله تاحدود زیادی روشن می شود. از آن جا که حدِّ حدّاد این نیست، ظاهراَ قصه باید همان ماجرای قدیمی و مشهور آواز شه و حلقوم عبدالله باشد.

به هر رو من علت عصبانیت از ما بهتران را در این می بینم که حضرات وجود آقایان هاشمی و سید حسن خمینی و بیت امام را مانع بزرگی در راه تک صدا شدن جامعه و حکومت می بینند و از این نظر حق با آن هاست. مگر برای جلوگیری از تکرار دوم خرداد، پیشنهاد حذف پست و انتخابات ریاست جمهوری مطرح نشد؟

مگر با تمام کارشکنی ها ثمرات مبارک حضور این بزرگواران در ۲۴ خرداد تجلی نکرد؟ البته روشن است که نقش اصلی در پیروزی در انتخابات اخیر متعلق به میلیون ها زن و مرد صلح طلب و زمان شناسی است که از مهندسی شده ترین انتخابات سالیان اخیر حماسه ای آفریدند که رویاهای جنگ طلبان آمریکایی – اسرائیلی و ایرانی را یک جا نقش بر آب کرد! قطعا خلق این حماسه منوط به شرایطی بود که حضور فعال خاتمی و هاشمی و دیگر مغضوبین مداحان درباری از جمله آن شرایط به شمار می روند.

یار باوفایم!

خشم اقتدارگراها را باید در این دید که نه می توانند عملکرد هشت ساله اخیر را توجیه کنند و نه کسی از آنان می پذیرد که برخلاف واقع و با روشی غیراخلاقی آقای احمدی نژاد را به تنهایی مسبب و مسئول اوضاع اسفناک کنونی و نیز تحریم های بی سابقه علیه میهن و مردم معرفی نمایند.

آنان ناخشنودند که چرا با تمام بهانه تراشی ها که گاه به سرحد کارشکنی می رسد، نمی توانند مانع انجام مذاکرات دکتر ظریف و همکارانش با کشورهای ۵+۱ شوند. حضرات عصبانی اند زیرا گرچه مانند عصر اصلاحات دولت را آماج تبلیغات خود قرار داده اند که پاسخ گوی نیازهای اقتصادی مردم نیست ولی خود می دانند که حتی نمی توانند طرفداران خویش را در این زمینه کاملا توجیه کنند چه رسد به میلیون ها ایرانی که هوشیارانه و سرفرازانه به دکتر روحانی رأی دادند. قاطبه مردم ما می دانند که به سامان شدن اوضاع اقتصادی بدون لغو تحریم ها اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار و زمان بر است. اقتدارگراها با همه وجود حس می کنند که موفقیت دولت تدبیر و امید به ویژه در عرصه های اقتصادی و بین المللی معنایی جز شکست نظری و عملی حکومت مطلقه فردی ندارد و به حاکمیت فضای امنیتی و پلیسی به طور کامل پایان می دهد.

یار گرامی ام!

ادبیات نظامی حدّاد و نیز مرگ خواهی آقای مدّاح هم چون پرتاب کردن لنگه کفش به روی دکتر روحانی پس از سفر موفقش به نیویورک، بیانگر نهایت استیصال آنان است. استیصالی که از سویی موجب خرسندی است اما در عین حال به همه ما هشدار می دهد که مبادا خطایی مرتکب شویم. زیرا با اقلیتی مأیوس اما آماده خشونت ورزی روبروییم که منتظرند هر اشتباه احتمالی ما را دست مایه ایجاد بلوا و حتی فاجعه ای بکنند. من امروز بیش از همیشه ناامیدی و سردرگمی را در چهره و اعمال افراطیون می بینم و در این شرایط ما بیش از همیشه نیاز به همگرایی داریم. کافی است همگی مانند سالیان گذشته با هم باشیم، از گذشته عبرت بگیریم و امیدوارانه و با حمایت از بزرگانمان از خاتمی و موسوی و کروبی تا هاشمی و روحانی و سید حسن خمینی به سوی فردایی بهتر حرکت کنیم.

دوستدار همیشگی تو مصطفی
اوین آبان ۹۲

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)