همزمان با بن بست مذاکرات برجام و تشدید رفتارهای خصمانه ی ایران و اسرائیل نسبت به هم، ضرباهنگ رویدادها در زمینه ی احتمال یک رویارویی نظامی میان دو کشور شتاب گرفته است. رونمایی از سلاح های استراتژیک سنگین و موشک های دوربرد مانند مورد اخیر موشک هایپرسونیک «فتاح» توسط رژیم ایران از یک سو و مانوورهای عظیم نظامی اسرائیل و آمریکا به طور مداوم و گسترده از سوی دیگر علائمی از تشدید تنش ها در موقعیت کنونی هستند.

به نظر می رسد در یک نقطه ای، دو رژیم افراط گرای صهیونیستی اسرائیل و اسلامی-آخوندی ایران، موقعیت و منفعت مشترک خود را در برپایی یک جنگ خانمانسوز میان دو کشور و کشورهای منطقه ببینند. جنگ گریزگاه نظام های در بحران است.

تردید نیست که رژیم ایران با آگاهی هر چه بیشتر از غیر قابل حکومت شدن کشور، مدیریت مملکت را به نفع نوعی کنترل آتش به اختیار رها کرده است و صدای پای فروپاشی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را می شنود. وضعیت فاجعه بار معیشتی زنگ خطرها را به صدا درآورده است و هشدارهای اقتصاددانان و جامعه شناسان وسیاستمداران در مورد حرکت به سوی شورش های کور مردم گرسنه و بی آب و بی خانمان در حال افزایش است. جنگ باز هم در حال تبدیل شدن به نعمت است و آن هم نه فقط به نفع رژیم آخوندی.

در اسرائیل نیز، دولت آشفته ی نتانیاهو متشکل از افراط گرایان صهیونیست با مشاهده ی تغییرات ناخواسته در سطح جهانی، منطقه ای و داخلی با کابوس پایان رویای تشکیل اسرائیل بزرگ مواجه و برای گریز از این واقعیت، پا به فرار رو به جلو گذاشته و اصرار دارد که به قیمت به هوا فرستادن دمکراسی اسرائیل و صلح منطقه ای و جهانی -و حتی به قیمت جرقه ی جنگ داخلی در این کشور را زدن-  این باور را رفو کند که رویای اشغالگری صهیونیست ها و تشکیل اسرائیل بزرگ هنوز زنده است.

موقعیت آمریکا در این میان به گونه ای است که هر چند به طور مشخص و مستقیم و آنی در این وضعیت اقتصادی لرزان و ورود به فصل انتخابات به یک جنگ فراگیر منطقه ای در خاورمیانه نیاز ندارد، اما متصل ساختن هفتاد ساله ی ساختار سیاسی ایالات متحده به جاه طلبی ها و زیاده خواهی های اسرائیل و پیروی از لابی قدرتمند این کشور در آمریکا راهی جز دنبال کردن پروژه ی جنگ طلبانه ی صهیونیسم برایش باقی نگذاشته است. به همین دلیل، واشنگتن نیز در نهایت جز حضور تمام عیار در این جنگ تل آویو ساخته انتخابی نخواهد داشت.

عادی سازی جنگ

در این میان، ماشین تبلیغاتی فارسی زبان صهیونیست ها نیز مشغول به کار شده و از طریق رسانه های خود مانند ایران اینترنشنال و امثال آن و چهره های به خدمت گرفته شده مانند رضا پهلوی، در حال عادی سازی و توجیه تراشی برای هجوم نظامی اسرائیل به ایران هستند. به طور مثال، این متن گفتار یک ویدئوی کوتاه است که توسط یک اسرائیلی به نام «حنانیا نفتالی» در توئیتر منتشر شده است و به نمایندگی از ملت ایران صحبت می کند. او در معرفی حساب توئیتری خود نوشته است: 

     «من آن اسرائیلی هستم که در ایران دوستانی دارممن دشمن شما نیستم ، رژیم دشمن شما میباشد

وی همان فردی است که در ایام حضور رضا پهلوی در اورشلیم با وی همراه بوده و راه و بی راه با او و همسرش «مصاحبه» های پرمغز و بامزه می کرد.
او در ویدیوی کوتاه خود چنین می گوید:

     «۱۰۰ درصد مردم ایران از حمله ی اسرائیل به تاسیسات اتمی رژیم ایران حمایت می کنند. در گذشته وقتی قاسم سلیمانی کشته شد مردم ایران خوشحال شدند. وقتی یک پهباد ناشناس در تاسیسات رژیم ایران منفجر شد مردم ایران شادی کردند. آنها رنگ واقعی این رژیم شیطانی را می شناسند و برای همین است که از اسرائیل حمایت می کنند.»

 

این روند در برخی از تلویزیون ها و رسانه ها و به طور گسترده در فضای مجازی برای عادی سازی تجاوز نظامی اسرائیل به ایران و حتی جلوه دادن آن به عنوان خواست و مطالبه ی مردم ایران در جریان است. آنها حتی توضیح می دهند که این حملات، کمترین آسیبی به خانه و زندگی مردم نداشته و فقط به طور انحصاری و معجزه وار تاسیسات رژیم را آسیب می زند. به طور مثال در یک حساب اینستاگرامی با نام «@Freeiranrightnow» (ایران را همین حالا آزاد کنید). جلسه ی «کارشناسی» گذاشته و توضیح می دهند که چگونه خون از دماغ کسی بابت حمله ی اسرائیل به ایران نخواهد ریخت. برخی دیگر مانند منشه امیر (منوچهر ساچمه چی) عنوان می کنند که به واسطه ی حمله ی اسرائیل خواهد بود که مردم ایران فرصت می کنند رژیم را به زانو درآورند!

باید هشیار باشیم. پروژه ی نابودسازی ایران و ایرانی توسط دشمنان داخلی و خارجی در تهران و تل آویو کلید خورده است. طالبان و لاشخوران منطقه ای مانند اردوغان و جمهوری آذربایجان نیز در کمین و منتظر فرصت تجزیه طلبی هستند. اگر هشیار نباشیم، میهن عزیزمان را با تاریخ ده هزار ساله ی آن به محاق سکوت می کشانند.

این ادامه ی یک نبرد تاریخی است میان انسان مداری و هستی گرایی ایران و آتن از یک سو و تفکر مذهبی انتقام جوی اورشلیم از سوی دیگر. در یک طرف فلسفه است و درک و خرد و جستجو و در آن سوی خدایی آتش افروز و کینه ورز و که از آن مذاهب خرافه ساز ابراهیمی مخالف عقل بشر بیرون آمده اند. این نبرد امروز همچنان در جریان است. واپس گرایی اورشلیمی و نوگرایی پارسی-یونانی همچنان در حال نبرد هستند.

تنها و تنها با اتکاء به عقل و اراده ی ایرانیان میهن دوست و هشیار در داخل و خارج از کشور است که باید از حالا به افشای عوامل وابسته به دشمن (مانند رضا اورشلیمی) و رسانه های آن (ایران اینترنشنال) اقدام کرده و خود را آماده ی نبردی جانانه برای نجات میهن سازیم. این بار باید همه ایراندوستان آماده ی پرداخت هزینه ی لازم برای رهاسازی ایران باشند. نبردی برای زدودن آثار مخرب مذاهب ابراهیمی از ایران و منطقه و استقرار فضای خردگرایی، مهروزی، صلح، برادری، پیشرفت و اخلاق انسانی برای مردم ایران، عراق، سوریه، فلسطین، اسرائیل، لبنان، اردن، افغانستان و….جنگ طلبان و مرگ آفرینان باید به نام عشق به انسانیت و زندگی عقب رانده شوند. نگذارید که موضوعات سطحی و گذرای سیاسی درک عمیق شما از این جبهه بندی روشن و آشکار فلسفی و تاریخی را تیره و کدر کند. با مراجعه به عقل و وجدان خویش جبهه ی خود را انتخاب کنید: مدنیت یا بربریت.#

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای دنبال کردن برنامه های تحلیلی نویسنده به وبسایت تلویزیون دیدگاه مراجعه کنید: www.didgah.tv
جهت اطلاع از نظریه ی «بی نهایت گرایی» به این کتاب مراجعه کنید:
«بی نهایت گرایی: نظریه ی فلسفی برای تغییر» www.ilcpbook.com
آدرس تماس با نویسنده: korosherfani@yahoo.com
توییتر:@KoroshErfani

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)