در مطلب قبلی ستایشی مختصر از اقدامات شبه انقلابی و تعالی بخش پادشاهی سعودی و ولیعهد محمد بین سلمان گفتم، اما برای اینکه سوءتفاهم نشود و گمان کنند امثالهم مهر تایید بر همه اقدامات پیشن و اکنون و آینده دولت پادشاهی فعلا شبه سکولار شده تاکیید نمی کینم، سه عامل راهبردی و فوق مهم در موفقیت و یا شکست شبه انقلاب سکولاری دولت پادشاهی عربستان متذکر می شوم، این مطلب و مطلب قبلی سند محکمی است امثالهم بر اینکه پان آریایی و پات فارسی و پان ایرانیست (به معنای منفی و نژادپرستانه) از تمهت مبرا می کند، همان طور بارها تالکید کردم امثالهم که شاید اقلیت بزرگ یا اکثریت مردم تش;یل می دهیم هیچ دشمنی شخصی و قومی و نژادی و ملی با دیگران نداریم، مشکل ما و مبارزه ما با عقدیتی و با افکار و عقاید اشتابه دیگران است و نه هستی و موجودیت مردم و ملت و کشورها، به طوری به طور پیش فرض حتی حاضر هستیم تقریبا همه عوامل حکومت پان اسلامی از راس خامنه ای و مجتبی گرفته با کارمندان دون پایه، در همین قدرت بمانند و اما تغییر رویه حکومتی بدهند، از امروز اگر خامنه ای یا مجتبی بجای پان اسلامی، راه حکمرانی مکردمی (سکولار دمکراسی) و ملی گرایی ایرانی پیشه کنند از نظر امثالهم هیچ منعی ندارد خود خامنه ای یا مجتبی نام نمادین پادشاه و یا همزمان پادشاه و رئیش جمهور داشته باشند و در کاخ باشکوه و حقوق رسمی و قانونی میلیارد یورویی در سال زندگی کنند همان طو رامپراتور ژاپن و یا شاهان و ملکه اروپایی هستند، هر چند از نظر اشخاص مورد احترام و مرجع فکری مانند آقای اکبر گنجی مردود است و این قسمت از اختلافت من با اکبر گنجی است در حالی شاید بیش از ۹۰% از دید بنیادهای فکری شبیه هم باشیم.

حالا به سه عامل به پردازیم

۱– نخستین عامل موفقیت، این است شبه انقلاب اصلاحاتی سکولاری پادشاهی عربستان محدود به موراد اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی نشود و در نهایت به سیاست و نحوه کشورداری سرایت کند، یعنی سکولاری به سکولار دمکراسی ادامه یابد. مانند چین نباشد که سکولاری بسنده کرد و آن را (لااقل تا به امروز) به دمکراسی امتداد نداده، هر چند از نظر امثالهم، سکولار دمکراسی یک پیشنهاد موقتی است و شاید صد سال دیگر نمونه پیشرفته تر و کامل تری از حکمرانی مردمی ارائه طبیعی عملی در جوامع بوجود بیادی، اما فعلا بهتر از سکولار دمکراسی که امتحانش نسبتا خوب پس داده و شاهد موفقیت بزرگی در جوامع به اصلاح غربی هستیم و هر چند در آنجا هم انواع ناقص و پر ایرادی از سکولار دمرکاسی در حال اجرا است. متاسفانه تلاش های بزرگان عقل و اخلاق که اسامی بزرگی چون کانت و مونتسیو و مارکس و آدام اسمیت و تا ادبای ویکتور هوگو و چارلز دیکنز و تولستوی و چخوف و برشت و… موجب توحش زدایی از اروپا و امریکا شدند در حالی انحاط است در اتسیلای ایدئلوژی کاپیستالیسم (سرمایه سالاری) و نمودهای وحشیانه آن در تحریم هیا لجام گسیخته ضد بشری غربی ها علیه ملت های دیگر آشکار گشته و به طور طبیعی دلارزدایی و یوروزدایی و دوری جستن ملت های دیگر از سیستم های امپرالیستی اروپایی و امریکایی پاسخ حداقلی به توحش رژیم های آنها است.

۲– گذار از ایدئولوژی منحط پان و مشخصا پان اسلامی و پان عربی، این ایدئولوژی آپارتایدی و نژادپرستانه نمودش در حمایت های عناصر از داخل این حکومت پان اسلامی پان عربی از تروریست های افراطیون اسلام گرا است و زشتی جعل هویت و تاریخ دیگران از جمله دست درازی و دزی از هویت ملی ایرانیان مانند مشاهیر تاریخی و تمدنی و اشخاص نامدار علمی فرهنگی و هنر یو ادبی تا نام خلیج فارس و چشم طمع به تمامیت راضی ایران، اگر پادشاهی عربستان خود از پان سالامی و پان عربیسم کامل نرهاند در نهایت به شکست پروزه هیا بزرگ اقتصادی و .. خواهد انجامید و مقامی میتواند در جهان کسی کند به گمان جز ۸ کشور اول جهان در اواخر قرن ۲۱ و اوایل قرن ۲ میلادی خواهد، عربستان بالقوه استعداد این دارد جمعیتش به بیش از یکصد میلون نفر برسد و اقتصاد با حجمی بیش از آلمان و یا ژاپن کسب کرده و در چند دهه آینده رده های نزدیک به هم ۵ تا ۸ جهان کسب کند. این مهم به رعایت این سه عامل استراتژیک است.

۳– کنار گذاشتن توهم ساخت امپراتوری های ارضی، این توهم در نزد بسیاری ایرانی ها از جمله ملی گراهای افراطی که متهم پان فارسی و پان آریایی و پان ایرانیستی هستند هم موجود است گویا! توهم برساختن امپراتوری باستان باستان گرایی یکی از آفات کشور وملت هایی است که دارای پشتوانه هویتی چندین هزارساله مانند ایران هستند، اگر ایده نخستین ملت و نخستین تمدن و نخستین کشور را امثالهم طرح کردیم، برای ترمیم ضربات مهلکی بوده که پان اسلامیسم اخوندیستی مافیایی به هویت و ملیت ایارنی زده است، این ملت ضربه خورده وزخمی از پان اسلامیسم نیازمند کمی ترمیم هویتی دارد، ملتی میان دو هویلای انحطاط گر تقدس گرای پان اسلامیستی و هیولایی نژادپرستی انواع پان گرایی گرفتار است و دشمنان مصنوعی اجنبی و مافیای اهریمنی داخلی دارد از این دو عامل (پان اسلامیسم و پان قومی) نهایت سوءاستفاده می کند.
توهم امپراتوری برای ایارن حتی بیشتر ا پان تُرکیسم و پان عربیسم توهمی تر است، قطعا خطر جدی برای اورپاییان پان تُرکیسم و پان عربیسم است در مرزها اروپا همسایه اروپاییان است، ایران امروز به شدت توسط امپرالیست های قرون گذشته یعنی عثمانی و انگلیس و روسیه تزاری تجزیه و منهدم شئده است. ضربات کرای و مهلک به هویت فارسی دانی وفارسی گوی و فارسی نویسی چنان توسط عثمانی و انگلیس و روسیه تزاری بر پیکر نمیه جان فلات ایرانی زده است که اگر هنر کنند ایرانیان بتوانند این باقی از میراث ابرزبان فارسی و هویت ملی ایرانی حفظ کنند، توهم برساخت امپراتوری ایرانی یک فکر شیطانی و ضد ایرانی است که توسط اجانب و عوامل تفرقه افکن داخلی به جان و فکر مردم ایران انداخته است، داستان امپرتوری ایرانی یک داستان تاریخ گذشته است و دیگر تکرار نخواهد شد، طرح احیای امپراتوری ایرانی تنها از نگاه ساده لوحان فریب خورده ایرانی و نفوذی های ضد ایرانی است، ایران هنر کند بتواند در همین مرزهای فعلی اش باقی بماند شهکار کرده است، خطر جدی جهانیان بویژه کشورهای چین و هند و اروپایی و اسرائیل به طور جدی مواجه هستندف خطر پان تُرکیسم و پان کرِردیسم و پان عربیسم است که هر ان می تواند بدتر نازیسم بر سر کشورهای چین و هند و اروپایی و اسارئیل خراب شود و انها به مانند قورن گذشته مورددتجاوز و کشورگشایی و ویرانی ناشی جنگ و غارت و اشغال قرار دهد، امروزه هویت ایرانی هیچ خطری برای هیچ کشو رملت همسایه و دور دست ها ندارد. داستان هویت آریایی به مثابه یک داستان فهرنگی تاریخ در گذشته است و صرفا ارزش فرهنگی تاریخی دارد و نه نژادیف امروز مردم ایران به مانند اجدادی چند رگه آریایی عیلامی و… هویت چندرگه تبار نزادی قومی دارند و یکی متگثرترنی و پلورایستی ترین ملت های جهان هستند و با وجود ریسک و خطرهای بلای این تکثر، خودش فرصت بستر برقرای یک رژیم و ظنام حکرانی مردمی (سکولار دمکراسی) بالاه را دارد. تکثر و پلورایسم طبیعی قومی زبانی فرهنگی موجود ایران با وجود خطرات پان گرای یو تجزیه طلبی، بستر ایده آلیستی برای برقررای یک نظام سکولار دمکراسی پیشرفته و جایگزینی نظام کهنه دین سالاری و جایگزینی قانون اساسی سکولار دمرکسای و حکمرانی مردمی است و اینکه مردم به جای اینکه تفرقه داشته و به فرقه هیا دین و مذهبی در حال نزاع باشند که کدام کتاب دین و مذهبی برحق است، به کتاب قانون اساسی حکمرانی مردمی و سکولار دمکراسی اتکا کنند که اصل بنیادین تغییر در ذاتش است و برای هر تغییر کوچک وبزرک نیازی ندارد به جنگ و خونریزی و ابداع دین و مذهب جدید، نیازی ندارد رسولانی بیاند و بگویند خدا فریستاده، ختم نبوت (آوردن کتاب از خدا آسمانی) و پایان نواب (غیبت کبری) داستان دکان اخوندیسم پیچیده است، چیزی گویا امثال اکبر گنجی نتوانستند به اخوندیست بفمانند، برای کسب منابه مجدودئ قدرت ثورت و موقعیت دیگر نیازی به بهانه پان سالمی و اخوندیستی نیست، این جا باری همه زا جمله همان پان اسلامی و اخوندیستی فراهم است با رقابت در تحزب سکولار دمکراسی و حکمرانی مردمی و اثبات و تدوام شایستگی حکومت در میان مردم حضور داشته باند و اتفاقا بهترین زمان برای تداوم حضور هم اکنون است که در قدرت هستند چرا زمانی قدرت را به قیام با همرهی شبه کودتای ملی نیروهای مسلح مواجه شده (وجوب کار ایجابی خانواده های نیروهای مسلح برای همراه کردن فرزندانشان در نیروهای مسلح برای پیوستن به گذار به حکرانی مردمی)و به زیر کشیده شوند فرصت مشارکت داشتن در حکومت به احتمال قریب به یقین از دست داده و بایتس ار ترس انتقام جویانی (امثالهم تاییدشان نیم کنم) به سوراخ موش هایی در شرق و غرب افریقا و در برهوت های عراق و شام پناه ببرند!

امثال پادشاهی عربستان بایست درس عبرت بگیرند از سرنوشت پان سالامیستها و آخوندیست های در ایران و اینکه باگ و حفره هیا عقیدیت آنها موجب شد جریان مفای آنها تبدیل به مزدور کند و برای بقای ننگین حکومتشان اوامر و القائات مافیای اهریمنی پیروی کنند! مافیا یک اهریمن ضد بشری است که برای منافعش از شیطان صفتی سفارش کار می گیرد به آخوندیست ها و پان اسلمیست های مزدور فرمان اجرا در ایران می دهد، اگر سفارس دهند اجنبی پول و منفعت کافی بدهد مافیا تمام خاک و مال و جان و نوامیس ملت ایران تقدیم اجنبی خواهد کرد، مردم ایران با چنی اهریمین ضد بشری مواجه هستند، کشورهای نظیر پادشاهی عربستان مواظب باشند پان گرای قومی عقیدتی به بلایای مردم ایران گرفتارش شده اند گرفتار نشوند.

 

امثالهم هیچ وقت نمی گوییم اندیشه مارکس یا هگل یا اسمیت شکست خورده اسف بلکه گفتم مارکیسم و کاپیتالیسم ورشکسته شده است، یعنی تاز زمانی سوسیالیزم و لیبرالیزم در قالب حقیر ایدئلوژی و شبه یدن و دکم بسته بندی شود و به زور به خورد مردم داده شود همان می شود که می گیوم ورشکیتگی، وگرنه هم سوسالیزم و هم لیبرالزیم نکات مثبت و بسیار ارزشمندی از خردورزی و حقوق بشری اصیل است. این نکات همیشه منبع الهام و ایده پردزای و دریافتن راه حل های نوین برای مشکلت بشری خواهد بود.

ما با سادومازخیسم سادیسم از اشکال وحشیانه روبرو هستیم، امروز دیگرآزاری به میان اصحاب رسانه رسیده، اهریمن سانسور در کنار اهریمین تحمنیل ضد بشری بر منتقدان به صورت خودسانسوری پیدار گذشته، هر روز فشار بر منتقدان مستقل و آزادگان منتقد از سوی رسانه ها و پلت فرم های شبکه های اجتماعی بیشتر می شود، رذالت علم فروشان دانش آی تی به دیکتاتوری ها از پوشش خدمات امنیتی (هک) اوج خیانت بسیاری از دانشمندان علوم تجربی کامپیوتر و آی تی است و این داشمندان خودفروخته نمی دانند امروز در قبال به ظاهر مقدار زیادی پول منتقدان در اختیار دژخیمان ظالم و جنایتکار قرا می دهند، روزی خودشان گرفتار هیمن دژخیمان خواهند شد شاید دیگر منتقد آزده ای نباشد فریاد ممنوعیت اعدام خشونت امثالهم سر دهد و آن روز خیلی دیر است باری خیانت و مشارکت در جنایت شان!

 

واقعیت تلخی که گویا مدعیان آزایدبیان به سانسور منتقدان کشانده است، انحطاط اروپا مدعی آزاید بیان دربرگرفته است. مرگ اروپایی با ادامه سانسور حتمی است؟

ندر ستایش اصلاحات “محمد بن سلمان، پادشاه پیشرو اصلاح گر امروز جهان…

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)