یک عده فعال حقوق بشر و روزنامه‌نگار هم هستند، اغلب هم دنبالچه‌های خارج کشوری شورای راه سبز امید، سفیران سبز امید، تلویزیون زسا و کجا و کجا که عکسی از حبیب‌الله گلپری‌پور رو کرده‌اند با اسلحه توی دست‌هایش که آی بیایید تجزیه‌طلب تروریست را ببینید که چه و چه. یک عده هم راه افتاده‌اند که حالا از کجا معلوم از این اسلحه استفاده کرده است؟ نع! اصلن استفاده کرده است، خوب هم استفاده کرده است! “فعال” قهرمان! جا… اعظم! همه که نمی‌توانند مثل شما بودجه بگیرند و سایت راه بیندازند، همه که نمی‌توانند مثل شما بودجه بگیرند و تلویزیون بزنند، همه که بورسیه‌ی دانشگاه‌های بزرگ نمی‌شوند و سازمان غیردولتی “مستقل” با بودجه‌های کلان راه نمی‌اندازند.

مردمی هم هستند که در مقابل سی سال سرکوب و کشتار نظام‌مند، اسلحه به دست می‌گیرند و از خودشان دفاع می‌کنند. دست‌های مسلح آنان بوسیدنی است و پیراهن‌های اتو کشیده‌ی شما بوی گند خون گندیده می‌دهد، شما و قهرمانانتان که بازجوهای سابق و جلادان سابق و سانسورچی‌های سابق و چماقداران سابق و گند و کثافت سابق‌اند
پی‌نوشت: طنز ماجرا اینجاست که برخی از این حضرات برای نجات خودشان ماه‌ها مهمان اردوگاه‌های مسلح کومله هم بوده‌اند و آن زمان فراموش کرده بودند به میزبانشان بگویند تروریست و تجزیه‌طلبند

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)