دکتر شاهین دادخواه، دیپلمات و عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای به ریاست آقای روحانی در دولت اصلاحات، در آخرین نامه اش از زندان اوین مخالفت و مقاومت تندروها متعلق به طیف اصول گرا با روحانی و سیاست های او به خصوص در زمینه هسته ای را ناشی از وحشت آنان عنوان می کند.

این دیپلمات پیشین که دوران حبس خود را در زندان اوین می گذراند، در این خصوص می نویسد:اتفاق نظر نزدیکان خاتمی، هاشمی، موسوی و کروبی در حمایت از روحانی نیز نگرانی آنها را دو چندان کرده است.آنها از آن بیم دارند که با رفع حصر موسوی و کروبی، مثلث روحانی، هاشمی و خاتمی باز هم قدرتمندتر شود، درحالیکه طرف مقابل افراد موجهی هم وزن با اینان ندارند.

این نامه آقای شاهین دادخواه پس از حضور جواد ظریف در مجلس، نوشته شده و متن کامل آن که توسط “کمپین صلح فعالان در تبعید” منتشر میشود، به شرح زیر است:

راز تقابل زودهنگام تندروها با حسن روحانی

مخالفت و مقاومت تندروها متعلق به طیف اصول گرا با روحانی و سیاست های او به خصوص در زمینه هسته ای، خیلی زودتر از آنچه تصور میشد، آغاز گردید.انتظار می رفت ماه عسل دولت روحانی و تندروهای بازنده انتخابات حداقل یکسال طول بکشد.

فرمانده سپاه، رئیس مجلس، دادستان کل کشور، رئیس بسیج و جبهه پایداری و تندروهای دانشگاه امام صادق در شرایطی حملات خود را به روحانی و ظریف آغاز کرده اند که بارها به صراحت گفته شده، رهبری موافق سیاستهای هسته ای روحانی است.

تندروها با یک دست آقای روحای را می کشند و با دست دیگر هول می دهند. می گویند ابتکار عمل و دیپلماسی هسته ای دولت در نیویورک موفق بود، اما همزمان برخی اقدامات را نا به جا می دانند. دلیل این برخوردهای دوگانه چیست؟ چرا تندروها که تابلوی خود را به دست برخی فرصت طلبان سیاسی داده اند، این همه احساس خطر می کنند! آن هم در حالیکه در روزهای پس از انتخابات، روحانی را متعلق به خود می دانستند؟

آنها در حالی از همراهی و همکاری با دولت روحانی سخن می گویند که طرح وزیر اطلاعات و دادگستری او برای آزادی زندانیان سیاسی را ناکام میگذارند؛ از آزاد کردن همکاران سابق روحانی از زندان ممانعت می کنند؛ به سه وزیر پیشنهادی او رای اعتماد نمی دهند؛ محتوای مذاکرات سری وزیر خارجه اش با نمایندگان مجلس را افشا می کنند؛ از ظریف می خواهند یک نفر از حراست مجلس را به مذاکرات هسته ای ببرد؛ در فرودگاه با کفش به روحانی حمله می کنند؛ بازجویی ها از میلی منفرد “وزیر پیشنهادی علوم” و زنگنه “وزیر نفت” را به صحن علنی مجلس آورده، و توسط زاکانی و بر خلاف نص صریح قانون افشا کرده و علنی می کنند؛ توسط کریم قدوسی نماینده افراطی جبهه پایداری، ظریف را به استیضاح تهدید می کنند و پیشاپیش در برابر بسته پیشنهادی علنی نشده و مورد اطلاع و رضایت رهبری انتقاد می کنند.

چه چیزی تندروها را به وحشت انداخته است؟

مهارت سیاسی و دیپلماتیک روحانی و اعضای کابینه اش؟ انگشت گذاشتن آقای هاشمی بر مسائل بسیار حساس؟ اظهارات جسورانه آقای خاتمی؟ تمایل برخی فعالان سیاسی برای بازگشت به کشور؟ ناتوانی در پیروز کردن آقای جلیلی در انتخابات92 ؟

ترس از به کرسی نشستن حرف آقای هاشمی و موسوی و کروبی یا ترس از اینکه روحانی با حل معضل رابطه با آمریکا و مسائل هسته ای به یک بازیگر استراتژیک غیر قابل مهار تبدیل شود و قدرت خود را خیلی زود افزایش داده و در گام بعدی به حل معضلات داخلی نظیر آزادی بیان، حقوق شهروندی و غیر امنیتی کردن فضا، برخورد با باندهای قدرتمند فساد اقتصادی و غیره بپردازد.

تندروها در چنین فضایی چه حرفی برای گفتن خواهند داشت؟

صورت مساله سهل اما، ممتنع است.

تندروها تا چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری، همه تمهیدات لازم برای جلوگیری از پیروزی احتمالی هاشمی و روحانی را فراهم کرده بودند.

مثل هر نامزدهبالقوه، پرونده سازی برای روحانی هم از مدتها قبل آغاز شده بود و تندروها یقین داشتند خطری از جانب روحانی آنها را تهدید نمی کند.

اما بر خلاف تمام تدابیر آغاز شده، روحانی توانست از سد همه موانع ایجاد شده بر سر راه خود، از کشتن پسرش گرفته تا دستگیری نزدیکترین همکارانش و متهم کردن آنها به جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی، پرونده سازی علیه خانواده وی، قطع بودجه مرکز تحقیقات استراتژیک، زندانی کردن مدیر گروه خلع سلاح، آن هم به اتهام نوشتن مقالات انتقادی در مورد سیاست هسته ای دوران احمدی نژاد، متهم کردن روحانی به سازش هسته ای و بسیاری از موانع متعدد عبور کرده و پست ریاست جمهوری را در کمال ناباوری تندروها از آن خود کند.

بنابراین تندروها حق دارند از چنین فردی بترسند، او زمانی که رئیس جمهور نبود از این همه سد گذشت و اکنون که رئیس جمهور شده است به طریق اولی می تواند خیلی کارها بکند، از جمله کوتاه کردن دست افراطیون از منابع اقتصادی کشور و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی.

اتفاق نظر نزدیکان خاتمی، هاشمی، موسوی و کروبی در حمایت از روحانی نیز نگرانی آنها را دو چندان کرده است.

آنها از آن بیم دارند که با رفع حصر موسوی و کروبی، مثلث روحانی، هاشمی و خاتمی باز هم قدرتمندتر شود، درحالیکه طرف مقابل افراد موجهی هم وزن با اینان ندارند. پس طبیعی است شیخ   القضات و دادستان که باید مظهر عدالت باشند، تعارف را کنار گذاشته و صراحتا در کار قوه مجریه دخالت کنند.

علی لاریجانی هم که مهمترین دغدغه اش رفع بلا از خانواده خود است، وارد معرکه میشود تا به آقای روحانی بگوید، بی مایه فطیر است.

او که در روزهای گذشته روح الله حسینیان و سعید امامی و تندروهای وزارت اطلاعات را در برنامه “چراغ” صدا و سیما تطهیر می کرد و دیروز از دویدن قالیباف به دنبال چند رای حلال تقدیر می کرد و چند ماه پیش برای گرفتن رای اعتماد کابینه روحانی در مجلس لابی می کرد، امروز رودرروی روحانی ایستاده است و معلوم نیست اگر فی پرداختی اش بیشتر شود، فردا هم به ارباب امروز خود پشت کند.

کما اینکه به رئیس دیروز خود یعنی آقای هاشمی پشت کرده است.

عجب ثبات رایی! و چه بازار مکاره ای که در آن اصول گرایانی که کوبیدن آنها بر طبل اخلاص و عدالت و انصاف و اسلام و تشیع، گوش عالم را کر کرده است، به هیچ تعهد اخلاقی در قبال هیچ کس پایبند نیستند.

شاید دکتر سروش حق داشت این همه از هایدگر و سرسپردگانش در ایران که علی لاریجانی هم در زمره آنهاست، انتقاد کند..

وقتی استاد دفاع از نازیسم هیتلری را با دستگاه فلسفی خود مجاز می داند، علی لاریجانی که انگشت کوچک هایدگر هم نمی شود، می توانند یک قدم فراتر گذاشته و هر هفته با یک دسته و گروه عهد اخوت و پیمان مودت ببندد و هفته بعد عهد بشکند.

تندروها از روحانی می خواهند تا جایی در دیپلماسی هسته ای و رابطه با امریکا و انگلیس و کانادا پیش برود که تجارت و دلالی و رفت و آمد خانوادگی آنها به این ممالک دوباره برقرار شو؛ نه اینکه هر شهروند عادی بتواند در کنفرانس های خارجی شرکت کند، با خارجی ها تجارت کند و بی اذن بزرگان سرمایه و کالای غربی وارد کشور کند و خلاصه درهای ایران را به روی جهان باز کند.

و روحانی می داند که باید دنبال منافع ملت باشد تا بتواند در حافظه و یاد و خاطره آنها بماند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)