خصوصی سازی و خصوصیهای خامنهای و سلطه بر اقتصاد ایران
در یک مناظره بین مهرههای خودی نظام، موسی غنینژاد یک اقتصاددان حکومتی زوایا و ابعادی از حیاط خلوت و خصوصی خواری اقتصادی حکومت خامنهای را بر روی پرده ریخت.
۲۹ فروردین ۱۴۰۲ بود که خامنهای در نشستی با دانشجویان بسیجی صحبت از خصوصی سازی کرد و اینکه «دولت رئیسی نمیتواند دستگاههای تولیدی و بنگاههای بزرگ تولیدی را اداره کند… راه این فقط خصوصی سازی بود و واقعا هیچ چاره دیگری وجود نداشت.»
البته خصوصی سازی و آنچه تحت این عنوان در حکومت ولایت فقیه صورت میگیرد هیچ موقع به این اشاره ندارد که این امر نه خصوصی سازی، بلکه خصوصی خواری یا انتقال مالکیت ثروتهای مردم ایران از قبضه دولت به قبضه سپاه پاسداران، «ستاد اجرایی فرمان امام»، «بنیاد مستضعفان» و… ارگانهای ثروت و قدرت است که هژمونی بلامنازع آنها در دستان خامنهای است.
به دنبال این اظهارات خامنهای یک موج تبلیغاتی گسترده در دستگاههای حکومت ولایت فقیه راه افتاد.
در راستای این پروپاگاندای تبلیغاتی در آخر اردیبهشت، حکومت ولایت فقیه اقدام به برگزاری یک مناظره بین علیزاده، سرباز و بسیجی برونمرزی خامنهای و موسی غنینژاد، یک اقتصاددان در درون ایران کرد که البته برخی اظهارات غنینژاد در این مناظره قابل توجه است.
غنینژاد در این مناظره اعلام کرد «ما بخش خصوصی نداریم و خصولتی داریم. من طرفدار خصوصی سازی بودم، اما بعداً فهمیدم خصوصی سازی در ایران همهاش بازی است و دولت پشت آن است. اسم آن را هم واگذاری گذاشتهاند. واگذاری به کی؟ به عمه، خاله و دایی؟» [خصوصی سازی یا خصوصی خواری ؟]
خصوصی سازی و مدیران دولتی دزد با اقامت کانادا
غنینژاد ادامه داد «لیبرالیسم در ایران شوخی است، لیبرالیسم یعنی دولت به همه دستور ندهد؛ یعنی حکومت قانون، در این مملکت قانون کجاست؟ حتی فرهنگ ما هم دستوری است. زبان ایدئولوژیک یعنی به شب میگویید روز و هیچ ابایی ندارید… آنها که به کانادا رفتند سرمایهدار نبودند، رانتخوار بودند، مدیر دولتی بود و ۶ ماه پیش از او تقدیر شده بود یک بخش خصوصی معرفی کنید که دزدی کرده باشد همه این مدیران دولتی بودند… دولت پول نفت را، پولی را که مال مردم است را به جای مالیات خرج میکند… مشکل ما این است که همه چیز دست دولت است و دولت ناکارآمد است. وظیفه دولت برقراری حکومت قانون است. کجا در مملکت ما قانون اجرا میشود؟ دولت وظیفه خودش را انجام نمیدهد و کارهای دیگری میکند…»
وی در بخش دیگری از این مناظره اعلام کرد «ریشه فساد در ایران به دهه ۶۰ برمیگردد… به این علت که اقتصاد دستوری و دولتی شکل گرفت… شما وقتی در جامعهیی هستید که با دستور اداره میشود هیچکاری با مفهوم مدرن نمیتوانید انجام دهید… ما در این کشور اقتصاد دستوری و سرمایهداری رفاقتی و… داریم ولی چیزی که نداریم اقتصاد بازار است».
غنینژاد در ادامه افزود «صنعت اتومبیل ۵۰ سال است که از آن حمایت میکنند اما پدر مصرفکننده را درآورده است… مردم نیاز به آزادی دارند آزادی در اقتصاد در سیاست در فرهنگ… اسم آزادی مانند جن و بسمالله است… این دولت توانایی ندارد کارشناس مناسب ندارد و مدیران درست ندارد…»
نکات مطرحشده از سوی غنینژاد در مورد حکومت ولایت فقیه و دولت رئیسی البته قابل تاملند و آن هم بسیار.
اما چنان که اوضاع و روال کنونی نشان میدهد در اقتصاد ایران باز هم بر روی همان پاشنه خواهد چرخید که بیش از ۴ دهه است میچرخد.
خامنهای در سخنرانی سال جدید خود در حالی که بخش خصوصی را که عمدتا سپاه و ارگانهای قدرت و ثروت هستند را بر خلاف واقع آن، «مردم» تعریف میکرد، اعلام کرد «بخشهای مهم اقتصاد باید در اختیار مردم باشد… بنگاههای دولتی، شرکتهای دولتی و شبه دولتی که با تعبیر زشت خصولتی از آنها یاد میکنند اینها نباید با بنگاههای خصوصی رقابت کنند… به خطا خیال میکردند اگر کلید اقتصاد در دست دولت باشد عدالت اقتصادی به وجود میآید این اشتباه بود و چنین چیزی اتفاق نیفتاد…»
اظهارات خامنهای نیز مصرحند؛ او در حالی که خصولتیسازی را «زشت» میداند ولی دقیقا در حال انتقال ثروت، به زبان بهتر قدرت به بخش خصولتی یعنی ارگانهای زیردست خودش است. به عبارت دیگر خامنهای دقیقا نعلی کاملا وارونه میزند و این سیاست را نیز ادامه میدهد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.