پیش درآمد:

الف-آشکارکردن سیاست ها، اطلاعات و بند وبست های پنهان دولت ها و اسرار معاملاتی، اعم از اقتصادی و سیاسی و نظامی و انواع امتیازات تحمیلی قدرت های امپریالیستی به کشورهای تحت سلطه، از دیرباز یکی از خواست ها و مواد برنامه ای جنبش های رهائی و احزاب و نیروهای رادیکال بوده است. در اوائل پیروزی انقلاب اکتبر بلشویک ها حتی گام های مهمی در راستای افشا و الغاء پاره ای از اسرار و امتیازات تحمیلی دولت سرنگون شده تزار نسبت به جوامع تحت نفوذ و از جمله کشورایران برداشتند که در نوع خود بی سابقه بود. اما آن چه که از آن غفلت شد آن بود که دست بدست شدن قدرت و نفس تصرف ماشین دولتی و نه درهم شکستن آن و قدرت جداشده از جامعه و بیگانه با آن، صرفنظر از این که تصاحب کننده آن چه کسی باشد و چه نیت و ادعائی داشته باشد، قادربه درهم شکستن این نوع پنهان کاری ها که ذاتی نظام های عمودی- طبقاتی است، نیست. درحقیقت همواره کنترل شهروندان و طبقه بندی اطلاعاتی و پنهان ساختن اسراردولتی یکی از مؤلفه های اساسی قدرت- هرقدرت بیگانه شده و لاجرم سرکوبگر- است و بدون نقد و نفی قدرت بیگانه شده، درهم شکستن هرم جامعه طبقاتی و از جمله انحصار اطلاعاتی و پنهان نگهداشته شده ناممکن است. بدون اجتماعی شدن قدرت همراه با اجتماعی شدن ابزارتولید، که شرط حیاتی ورود به جامعه و مناسبات افقی- سوسیالیستی است، امکان تحقق این رؤیای دیرینه ناممکن است. در عصرانفورماتیک و جهان دیجیتالیزه شده، از یکسو امکان کنترل شهروندان و دامنه اطلاعات طبقه بندی شده  بطورکمی و کیفی گسترش پیداکرده و به بخشی مهم و حیاتی از سازوکارهای دسرمایه و حفظ سیستم و افزایش توان رقابتی، تصاحب بازارها و تأمین سودبیشترسرمایه داران و دولت های حامی آن ها تبدیل شده است، و از سوی دیگر بیش از هرزمانی شرایط ایجاد َترک در انحصارطلاعاتی و پنهان کاری فراهم آمده و آماج جنبش های نوین اجتماعی و شهروندانی که با سیطره سرمایه بر رندگی خودمبارزه می کنند و خواهان جهانی دیگر و مناسباتی دیگر هستند، قرارگرفته است. بدیهی است که بدون درهم شکستن انحصاراطلاعاتی و اسرارطبقه بندی شده نمی توان از دموکراسی واقعی، مستقیم و مشارکتی و یا خودرهانی و خودسوژگی کارگران و زحمتکشان و یا رهائی از سلطه قدرت ها و سلسه مراتب جهان هرمی-طبقاتی سخنی  برزبان راند. ب- از این رو درهم شکستن بند وبست ها، اسراردولتی و طبقه بندی شده و بشدت از دسترس مردم پنهان نگهداشته شده، به یکی از مطالبات پایه ای برآمدجنبش های اجتماعی نوین تبدیل شده است. از منظر99 درصدی ها، سیاست شنود و جاسوسی فراگیرکه شهروندان جهان را آماج خود قرارداده است و انحصاراطلاعاتی و طبقه بندی شده، بخش جداناپذیری از پایه های سلطه اقتصادی و سیاسی بنگاه ها و شرکت های بزرگ و فراملی را تشکیل می دهد. ظهورپدیده هائی چون ویکیلیس و یا یاغیان و نافرمانان سیستم شکنی چون ادوارد اسنودن ها و بردلی مینینگ ها و هکرهای رمزگشا و ضدسیستم، نمادی از فراشد پارادایمی است که در زیرپوست جامعه جهانی جریان داشته و بازتاب دهنده نبردهائی است که هرلحظه در میان طبقه حاکم و صاحبان و سکان داران قدرت و ثروت با مبارزان ضدسیستم جاری است. ج- افشاگری هائی که درطی سالهای اخیر بخصوص افشاگری های اخیرادوارداسنودن مشاورسابق سیا، در موردابعادنجومی شنودها و یکه تازی بخصوص دولت آمریکا شاهدیم، براستی زمین لرزه ای با ریشتربالاست که  ارکان قدرت های بزرگ و ایمنی نظام اطلاعاتی پنهان آن ها را به لرزه انداخته است و یا هم چون خمپاره هائی هستند که هر از چندی مستقیما به حصارهای قدرت اصابت می کند. چرا که دامنه رسوائی این نوع شنودها و جاسوسی ها ( که تنها در فرانسه درطی یک ماه به کنترل 70 میلیون تلفن شهروندان این کشور بالغ شده است!) حتی به کنترل امیل ها و تلفن های همراه یا اتاق های کاررؤسای جمهوری دولت های متحد آمریکا و لاجرم اعتراض خشماگین آن ها ( که البته بیش از هرچیز برای خارج کردن خود از تیررس فشارسنگین افکارعمومی صورت می گیرد) نیزکشیده است که نشان می دهد برای منافع سرمایه و تأمین قدرت برترهیچ حریم مقدسی وجود ندارد، که مصداق ضرب المثل نیش عقرب   (بخودش) نه از ره کین است، بلکه اقتضای طبیعتش این است. باین ترتیب کنترل تمامی وجوه زندگی و ورود به حریم خصوصی ترین عرصه های زیستی جامعه و افرادجامعه، جاسوسی اقتصادی و نظامی و دیپلماتیک بشکل فراگیر وگسترده، چوب حراج زدن بربنیان آزادی های خصوصی و فردی مکتب لیبرالیسم به عنوان شالوده ایدئولوژیک نظام سرمایه داری ، تعلیق قانون اساسی، اعمال یک جانبه گری توسط قدرت برتر، تهی شدن بیش از پیش ماهیت ادعائی دموکراسی های بورژوائی و آشکارشدن ماهیت خودکامه و تمامیت گرایانه اطلاعاتی-امنیتی این دولت ها،  گسترش بی اعتمادی شهروندان به دولت ها، از جمله مهمترین پی آمدهای این نوع افشاگری ها و ترک ها در حصارقدرت بشمارمی رود.   پیشتر پیرامون اهمیت رخدادهائی چون ویکیلیس و درهم شکستن اطلاعات طبقه بندی شده مطالبی نگاشته ام و نیازی به تکرارآن ها نیست*1. در این نوشته اما مایلم که در راستای نکات فوق روی سخنان افشاگرانه و تکان دهنده یک مدیرارشد سابق آژانس امنیت ملی آمریکا در گفتگوی با بی بی سی مکثی داشته باشم *2:    گفتگوی اختصاصی بی بی سی با مدیراسبق آژانس امنیت ملی آمریکا اهمیت این گفتگو قبل ازهرچیز بدلیل مطرح شدن آن از زبان کسی است که به عنوان کارگزاری زبده، مغضوب و به بیرون پرتاب شده از درون سیستم، و لاجرم با آشنائی به آنسوی نیم رخ پنهان و تاریک نحوه عملکرد یک ابرقدرت سخن می گوید. هم چنین  وقتی او از سترونی اصلاح از درون سیستم  با استناد به تجربه خود حرف می زند، حقیقت بزرگی را برای آن ها که هنوز دل در گرو اصلاح نظام از دارند افشامی کند. به گفته پرسش گربی بی بی سی او به نوعی الگوی ادوارداسنودن است، چرا که تلاش نافرجامش برای اصلاح از درون نظام  و نحوه برخورد با او و سرنوشتش منبع الهام اسنودن برای چگونگی افشاگری های تکان دهنده اش بوده است. البته می توان ایرادهای مهمی به  مواضع و نظرات  او داشت، مثلا آن جا که در لابلای سخنانش از تقسیم ماهیت دولت های آمریکا به دو دوره قبل و بعد از فاجعه 11سپتامبر می گوید که صرفنظراز تمایزها و تفاوت های کمی و واقعی  ، اما اتلاق ماهیت متفاوت به آن ها جای چون و چرا دارد، و یا این که انتقاد وی به سیستم اساسا درچهارچوب قانون اساسی آمریکا و ناظر برنقض آن است و نه فراتررفتن از آن. با این همه،  نکات و حقایقی که او به عنوان یکی از مهره های مهم سابق و مغضوب کنونی  پیرامون ماهیت و کارکرد دولت آمریکا و سرویس های اطلاعاتی آن مطرح ساخته است، دارای اهمیت است. اهمیت این نوع افشاگری ها وقتی  بیشترمی شود که  آن را  به عنوان حلقه هائی از زنجیره تلاش بی وقفه  برای ایجاد شکاف درحصار قدرت و درهم شکستن انحصاراطلاعاتی و سیطره و میمنه این قدرت هائی درنظربگیریم که با افشاگری های ویکیلیکس و… بویژه ادوارد اسنودن و قراردادن چهره واقعی دولت ها در زیرپرژکتور،موجب زمین لرزه های  پی درپی در ارکان قدرت های انحصاری و بیش از همه تنها ابرقدرت جهان می گردد. افشاگری های هائی که به جنبش درهم شکستن انحصاراطلاعاتی و برملاء کردن اسرارپنهائی و طبقه بندی شده در زمانه ما معنا و بعدی تازه بخشیده است. این بخشی از مبارزه ای است که  علیه دست اندازی سرمایه به زندگی و تمامی حوزه های زیست اجتماعی صورت می گیرد  و بخشی ازکارزاری است که علیه انقیاد و بردگی و تمامیت گرائی سرمایه جریان دارد.     چکیده نکات اصلی  مصاحبه اختصاصی بی بی سی با توماس اندروز الف- دگردیسی ماهیت دولت آمریکا از یک “دولت دموکراتیک و متعهد به میثاق قانون اساسی”  به یک دولت امنیتی اطلاعاتی.  تأکید اصلی او این است که دولت های آمریکا پس از 11 سپتامبر2001  رسما و آشکارا قانون اساسی و متمم چهارم آن را بطورسیستماتیک نقض می کنند  تا حدی که  در آن قانون حفظ حریم خصوصی و البته رعایت موازین دموکراسی  به امرپوچ و بی معنائی تبدیل شده است. مهم ترین تصمیم ها در خفا و سطوح معینی اتخاذ می شود. اطلاعات  به شدت طبقه بندی شده و دور از دسترس مردم قرارمی گیرد. افشاگران به شدت تنبیه و زیرفشارانواع اتهام های سنگینی چون خیانت و جاسوسی و امثال آن قرارمی گیرند. در یک کلمه، واژه “امنیت ملی” به واژه ای مقدس برای کنترل و سرکوب شهروندان تبدیل می شود که با  آن همه کارمی توان کرد: دموکراسی و حقوق شهروندان و قانون اساسی که در حکم قرارداداجتماعی بین دولت و ملت است بجای مهار ومشروط کردن خودکامگان در قدرت، خود تبدیل به زائده آن شده  و به حاشیه رفته است. اگرحقیقت را بگوئی و صدایت را بلند کنی، هدف گرفته می شوی  و به سراغت خواهند آمد.   ب- دولت امنیتی اطلاعاتی و این نوع جدید حکومت مداری محصول پیوند و نزدیکی دولت و بنگاه های اقتصادی است. انحصار و جمع آوری اطلاعات از مردم آمریکا و مردم جهان و حکومت های رقیب و حتی متحدین خود فی نفسه هدف است ودر خدمت اهداف نه فقط امنیتی که بهانه و پوششی بیش نیست، بلکه فراامنیتی و شامل اهداف اقتصادی و دیپماتیک ( از بازاریابی و سرقت اسرارصنعتی و کشف نقاط ضعف حریف و…) و اجتماعی است.  بی تردید جاسوسی بین قدرت ها و رقبا بخشی  همیشه وجود داشته است، اما آن چه  که تازگی دارد از یکسو ابعاد بهره گیری از آن با اتکاء به فناوری های نوین است که تا خصوصی ترین حوزه های زیست انسانی گسترش می یابد و ازسوی دیگر ابعادنوین جنبش درهم شکستن انحصاراطلاعات. در گزارش هائی که لینک آن درپاورقی آمده است، می توان مشاهده کرد که چگونه امریکا ازطریق جاسوسی درسازمان ملل و سفارت خانه های کشورهای دیگر و حتی متحدین خود پیشاپیش از برنامه ها و اهداف آنها باخبرشده و درمذاکرات دیپلماتیک از آن برای پیشبرد اهداف خود بهره می گیرد. چنان که نماینده پیشین آمریکا درسازمان ملل می گوید دولت آمریکا ازبرکت این اطلاعات در مذاکره ها همواره یک گام جلوتراست!. بدیهی است که چنین رفتارتحقیرآمیز و سلطه طلبانه خشم حتی متحدین آمریکا را برانگیخته وموجب تنش می گردد. و اوباما دراین رابطه با یکی از بزرگترین و رسواکننده ترین چالش های دوران ریاست جمهوری خود مواجه بوده و سعی می کند که به شیوه کج دار و مریز و دادن مانور و برخی وعده های توخالی خود را از گرداب آن خلاص کند.   ج- در این نوع حکومت مداری، شهروندانِ حتی خود آمریکا مشکوک تلقی می شوند و لاجرم هدف جاسوسی و کنترل روزافزون قرارمی گیرند. جمع آوری اطلاعات، فراتراز موردهای معینی  که تمرکزبرآن ها می تواند مجوز قانونی داشته باشد، فی نفسه به یک هدف تبدیل شده است.  و فراگیرشدن بطوری که دوست و دشمن و شهروند خودی و غیرخودی و کشوردوست و دشمن نمی شناسد از مهمترین خصصه آن است که بیانگرنیازسرمایه و قدرت هژمونی و ازپایه های حفظ آن بشمارمی رود. وقتی اولاند دراعتراض به اr.shtml برآمددولت های خود کامه و تمامیت گرای ترازنوین!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)