بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها در مورد نفی رفراندوم توسط خامنهای
به دنبال اظهارات علی خامنهای پیرامون نفی برگزاری رفراندوم برای امور اساسی کشور و این سخن که «مگر همه مردمی که در رفراندوم باید شرکت کنند امکان تحلیل آن مسئله را دارند؟»! انجمن اسلامی مدرسین دانشگاههای حکومت ایران ضمن بیانیهیی اظهارات خامنهای را زیر سوال بردند.
خامنهای در جمع شماری از مهرههای جناح خودش که تشکلهای دانشجویی معرفی شدند در لابلای سخنانش پیرامون درخواستهای مکرر از سوی افراد مختلف و… ماهیت دیکتاتوری خود را بارز کرد و ضمن مخالفت با برگزاری رفراندوم برای امور اساسی کشور اعلام کرد «کجای دنیا این کار را میکنند؟ مگر مسائل گوناگون کشور قابل رفراندوم است؟ مگر همهی مردمی که در رفراندم باید شرکت کنند و شرکت میکنند امکان تحلیل آن مسئله را دارند؟ این چه حرفی است؟»
ابتدا به ساکن و پیش از بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها باید این مهم را مد نظر قرار داد که خامنهای چرا مجبور شده است این چنین پردهها را کنار بزند و ماهیت دیکتاتور مآبانهی خود و حکومتش را بیرونی کند؛ امری که پیش از این نیز در آن شکی نبود.
این سخنان خامنهای بیشک پس از قیام و اعتراضات سراسری و گستردهی مردم ایران صورت میگیرد که طی آن مردم ایران مشروعیت نداشتهی خامنهای و حکومت ولایت فقیه را زیر علامت سوال برده و برخی از عناصر داخلی و خارجی، گویا که حکومت ولایت فقیه نیز مانند برخی دمکراسیهای غربی است، خواهان برگزاری رفراندوم برای اصلاح امور اساسی کشور شدند.
جدا از اینکه تحت حاکمیت دیکتاتوری، چنین خواستهیی خود، غیرعقلانی مینماید، اما طرح همین خواسته نیز بر دیکتاتور ولایت فقیه سنگین آمده و مجبور شده است که در مقابل آن در مقام موضعگیری برآمده و ماهیت دیکتاتوری خودش و حکومتش را بارز کند.
به دنبال اظهارات خامنهای در جمع کارگزاران خودش، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی به سرعت به این اظهارات دیکتاتور مآبانهی خامنهای واکنش نشان داد و در درون حکومت ایران نیز برخی دهان به اعتراض گشودند. [رفراندوم و بندبازی خامنهای در میان بحرانها]
واکنش مدرسین دانشگاهها و نقد! خامنهای
از جمله انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها با انتشار بیانیهیی در روز اول اردیبهشت سخنان خامنهای را به «نقد»! کشیده و از وی خواستند ضمن «اعلان صریح تصحیح دیدگاه خود نسبت به قدرت تحلیل و آگاهی مردم» مقدمات برگزاری رفراندوم را فراهم نماید!
بیانیهی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها اعلام میدارد که هیچ گاه نمیتوان به نام «اسلام ناسازگار با جمهوریت و آزادی، جمهوری اسلامی» تشکیل داد.
آنها ولایت فقیه که مقام رسمی خامنهای در این حاکمیت محسوب میشود را تلویحا زیر علامت سوال برده و به وی اعلام کردهاند که وی وکیل مردم است و «ولی» آنها نیست.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها سپس این سخن خامنهای که «مگر مسائل گوناگون کشور قابل رفراندوم است» را زیر علامت سوال برده و آن را در تضاد «آشکار» با اصول مختلف جمهوریت، از جمله حق تعیین سرنوشت، گنجانده شده در اصل ۵۶ «قانون اساسی ولایت فقیه» و دیگر اصول مندرج در «قانون اساسی» حکومت ولایت فقیه دانسته و افزودهاند که این سخن در افکار عمومی و سطح بینالمللی به عنوان «فرار حاکمیت از مطالبات و خواستههای مردم تلقی میشود».
آنها افزودهاند گویا حاکمیت «جمهوری اسلامی» نتایج رفراندوم را قابل پیشبینی میداند و در مقابل آن مقاومت میکند و سپس مخالفت خامنهای با برگزاری رفراندوم در ایران را در تناقض با پیشنهاد رسمی حکومت ولایت فقیه برای برگزاری رفراندوم در فلسطین اعلام کردهاند.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها سپس سخنان خامنهای را توهین به مردم ایران معرفی کرده و آن را قضاوتی ناصحیح در مورد مردم ایران خوانده و میافزایند که در هیچ کجای جهان، مراجعه به آرای عمومی به سطح آگاهی و تحلیل مردم مرتبط نشده است.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها سپس این سوال را در مقابل خامنهای قرار میدهند که اگر مردم امکان تحلیل در رفراندوم را ندارند چگونه حاکمیت ولایت فقیه از آنها در انتخابات غیررقابتی و راهپیماییهای حکومتی سوء استفاده میکند؟!
مدرسین دانشگاهها سپس وضعیت کنونی کشور و بحرانهای آن را ناشی از عجز حاکمیت در حل آنها دانسته و میافزایند اکنون پس از آن که در سال ۶۸، بازنگری در «قانون اساسی» منجر به تمرکز بیشتر قدرت گردید (افزایش قدرت خامنهای و ارتقاء به ولایت مطلقهی فقیه) ضرورت تغییر و بازنگری در قانون اساسی، بر همه مردم ایران و افکار عمومی بارز و مسلم شده است و خواهان بازنگری در «قانون اساسی» ولایت فقیه از طریق مراجعه به آرای عمومی میشوند.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها سپس با توضحیاتی، ارکان تجسسی و مهندسی ولایت فقیه مانند «نظارت استصوابی» را بحران لاینحل توصیف کرده و میافزایند دیگر از این سنخ میتوان به «جرمانگاری عدم رعایت حجاب شرعی» و تبدیل آن به یک معضل اجتماعی اشاره کرد، مضاف بر دیگر معضلات در سیاست خارجی کشور که باعث و بانی آن خامنهای و حکومت ولایت فقیه است.
اصلاحات در حکومت ولایت فقیه؛ سراب، سراب و سراب
در پایان، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها در بیانیهی خود، ضمن تاکید بر لزوم «اصلاحات ساختاری» از خامنهای میخواهند که با اعلان صریح تصحیح دیدگاه خود نسبت به قدرت تحلیل مردم و آگاهی آنان، مقدمات کار برای رفراندوم پیرامون برخی از مسائل جاری و لاینحل کشور را فراهم آورد.
آنچه به بیانیه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها برمیگردد شاید در نظر اول دمکراتیک و خواستههای معقولی باشد، اما آنچه در این بیانیه و طرز تفکر انجمن اسلامی مدرسین دانشگاههای حکومت ولایت فقیه گم است این واقعیت عینی است که اگر کوچکترین انعطافی در حکومت ولایت فقیه در تعامل با مردم و برگزاری رفراندوم میبود که وضعیت کشور بدین روز دچار نمیشد و هرگز و ابدا خامنهای و حکومت ولایت فقیه، پای رفراندوم و همهپرسی از آحاد مردم نخواهند آمد، چون این امر به منزلهی پایان حکومت ولایت فقیه است.
اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست که خواست قاطبهی مردم ایران، تغییر اصل ولایت فقیه و در رأس آن خامنهای و حکومت آخوندی است و در اولین رفراندوم واقعی مردم ایران به قطع یقین این حکومت را نفی خواهند کرد.
از این رو خامنهای و حکومتش هیچ گاه به چنین اقدامی، یعنی برگزاری رفراندوم تن نخواهند داد و اگر روزی چنین شود، آن روز بدون تردید روز پایانی ولایت فقیه و حکومت آخوندها در ایران خواهد بود؛ این چیزی است که نه بیانیهی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها به آن اشارهیی میکند و نه دیگر کسانی که حرف از رفراندوم در ایران میزنند.
سخن کوته و القصه آن که بازی رفراندوم و رفراندوم بازی! که این روزها در درون حکومت ولایت فقیه در جریان است و خامنهای نیز با سخنرانی خود به آن دامن میزند، یک موضوع انحرافی و گمکردن ایز قیام و سرنگونی حکومت ولایت فقیه است و با آبنبات رفراندوم، خامنهای تنها میخواهد گروهها و جناحهای مختلف در درون حکومت خود را سرگرم نگاه داشته و از خطر اصلی و رفراندوم اصلی مردم ایران، یعنی قیام و سرنگونی کلیت حکومت ولایت فقیه پرهیز دهد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.