این مطالب اخیر امثالهم و سایر اشخاص شناس و ناشاسی در این باره صحبت کرده و یا نوشتاری و مطلبی منتشر می کنند، با یک روش طعنه امیز می خواهند درباره ماهیت دروغین و سوءاستفاده گرانه بسیاری فعالان منفعت طلب فردی و گروهی افشا و روشن گری کنند که با علم کردن دشمنی و مبارزه (اعم واقعی یا کاذب) علیه امپرالیست های کاپیتالیستها (سرمایه سالاری ها) و کمونیست ها (ضد مدعیان سرمایه داری و اما ضد دمکراسی و در واقع دیکتاتوری خواهان دنیاپرست مادی گرا که بارها به قدرت رسیدن حتی نظام و رژیم های به مراتب سرمایه سالاری تر و ضد کارگری تر و ضد حقوق بشری تر  از کاپیستالیست های غربی و غربی ماب ایجاد کردند!)، و از جمله جریان کذاب و ضد بشری پان اسلامیسم، تا زمانی در عمل این جریان های پان اسلامیستی اعم سنی و شیعی به حکومت نرسیده بودند پشت نقاب مبارزه امپرالیسم غربی و گاه شرقی (کمونیست ها) و صهیونیست شعار می دادند و سخنراسرایی در باب عدالت و آزادی و رعایت حقوق بشر می کردند، اما یک به یک به محض به قدرت رسیدن حتی در همان ماه های اول تا سال نخست به قدرت رسیدن، به سرعت رقبای سیاسی خود از انواع روش ها از مهندسی انتخبات تا ترورو و شبه کودتا و حتی کودتای علنی از صحنه رقابت سیاسی (دموکراسی و انتخبات) حذف کردند و در نهایت به حکومت های دیکتاتوری فردی و گروهی شبه سطانیستی و حتی بدتر شبیه شاهِ خدایی مانند چنگیز و هیتلر و صدام و… و باز بدتر شبیه خداشاهی یعنی امثال اشخاص واقعی یا اساطیری همچون ضحاک، نمرود، فرعون و… شدند!

نمونه آشکار این روند و در صحنه همین جریان پان اسلامیست ها است که نشان دادند نسخه پنهان و لفافه جریان نژادپرست ضد بشری پان عربیسم هستند، پان عربیسم نیز مانند جریان نژادپرست و اپارتایدی پان قومی و نژادپرستانه از جمله پان تُرکیسم (پان تورانیسم) و پان کُردیسم، پان پشتونیسم هستند، امورزه عملا بخش مهمی جریان طالبانیسم که مدیع اسلام گرایی (در واقع پان اسلامی) هستند دنباله روی همان پان پشتونیسم در افغانستان هستند، هر چند در نهایت در خدمت پان عربیسم هستند و بی دلیل نیست برخی کشورهای عربی عضو سازمان نژادپرستان اتحادیه عرب حمایت می شوند، دلیل حمایت برخی اعضای ثروتمند دولت های عضو سازمان نژادپرستان اتحادیه عرب (واضح ترین کارتل دولت های نژادپرست جهان!) مدعی مبارزه با صهیونیست ها هستند، آنها صهونیست ها نژادپرست و آپارتاید برمیشمارند که از آیین کلیمی یا به قولی یهودی یک ایدئولوژی ملی نژادی برساخته اند و سرزمین های عرب زبان تحت مستعمره انگلیس ما بین دریای مدیترانه و رود اردن اشغال کرده (البته از چند هزار سال پیش هم فامیل یا هم کیشانشان آنجا کشور و دولت و ملت داشتند که توسط مثلا رومی ها و اعراب بدوی شبه جزیره ۱۵۰۰ سال پیش  اشغال شده و مردم عمدتا غیر رعب زبانش آسیمله زبانی و عقیدتی ودینی شده و مجبور به درک سرزمین مادری شان شدند….) و در صدد ایجاد یک رژیم و حکومت تمام یهودی هستند. نکته: امثالهم بارها بر محکومیت جنایات صهیونیست های افراطی علیه مردم عادی عرب زبان اعلام کرده و حتی با ذکر مصادیق، همچین بارها از طرح و ایده های صلح و ایجاد کشورهای همزمان اسرائی لو فلسطینی که توسط سازمان مل و سایر نهادها و توافقات خود اعراب و اسارئیلی ها بوده مانند اسلو .. اعلام کرده، با این وجود دلیلی ندارد مدرم اکثرا فقیر ایران همچنان تاوان و هزینه پان عربیسم بدهند و تا اکنون بهب هانه همین حمایت حکومت ج.ا از عرب های موسوم به فلسطینی چند تریلیون یورو خسارت به کشور و مردم ایران شده و وحشیانه و ظالامانه ترین تحریم ها علیه ایرانیان توسط غربیان و همکاری سایر دولت های ناجوانمرد و خائن شرقی از جمله همین دولت های عربی شده، اما بجای قدرشناسی، همین مردم و دولت های عربی، ضمن مشارکت در تحرمی مردم ایران، به تمامیت ارضی و هویت ملی و تارخی ایرانیان جسارت و بی احتارمی می کنند! هشت سال مشارکت کردند در جنگ حکومت پان عربی صدام علیه ایران از جمله همین عرب های مدعی فلسطینی بودن که تعدادزیادی از انها اسیرگرفتند در جنگ از ارتش صدام!، همین اعراب چند دهه است بر خلاف قوانین بین اللملی و سازمان ملل و حقایق تاریخی اهانت به نام خلیج فارس می کنند و از تجزیه طلبان پان عرب در ایران حمایت می کنند! واقعا چقدر حکومت ج.ا و عواملش بی غیرت و خائن هستند همچنان دارند از جیب بیت المال ملت ایران که بیش از ۹۸% درصد غیر  عرب و غیر یهودی هستند برای حمایت از این قدرنشناس های پان عرب خرج می کنند!، اما همین مردم و دولت های پان عرب قدرنشناس، بعد از اینکه از شر فتنه داعش با /ان همه جان فشانی و مادی و معننوی ایرانیان رها شدند، می روند از حامیان داعش یعنی ترکیه و غربی ها پروزه های اقتصادی می بندند، حتی دول های شیعه عراق و علوی سوریه این قدرنشناسی دارند انجام می دهند و احتمال دارد همین یمنی ها صنعا این کار قدرنشناسی را بکنند!

اینکه چقدر ادعای ضد صهیوینست ها درست باشد یک چیز است، اما ماهیت مدعیان ضد صهیوینست ها چیز دیگر، نظام و حکومت جمهوری اسلامی ایران، ابتدا در جوگیری و هیجان ناشی براندازی حکومت پادشاهی خاندان پهلوی، بدون آنکه قانون اساسی موقت یا پیش نویس رژیم/نظام “جمهوری اسلامی” در ایران منتشر کند، یک رفراندوم (همه پرسی) برگزار کرد و بنا به ادعای دولت موقت آن زمان اکثریت ۹۸% مردم ایران به این جمهوری اسلامی رای دادند! البته اکنون دقیقا در خاطر ندارم واقعا چند درصد از واجدان شرایط رای دادن شرکت کردند، اما بدیهی است مسلمان های لیبرال و سکولار و غیر مذهبی ها و غیر مسلمان های ایران حتی در زمان برگزاری رفراندوم ۱۱ و ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ بسیار بیشتر از آن دو درصد مخالف بودند، هر چند ممکن است ده ها هزار و شاید صدها هزار بهائی و یارسانی و زرتشتی و مسیحی و اشخاص بی دین و ناباور به خدا که علی الصول بایست شامل احتمالا میلیون نفر پیروی جریان مارکیستی کمونیستی می شدند، طی ده ها سال مارکیست ها در ایران نفوذ و شیوع و طرفدارن بسیاری داشتند و طبق معمول مارکیسیت ها اساس یک جریان نه تنها غیر دینی و بلکه لاقل خودشان اعتقادی به هیچ دین و خدایی ندارند، بعید چند میلیون غیر مسلمان از اشخاصی که گفته شد فقط دو درصد باشند!، از طرفی خیلی تابلو بود منظور از جمهوری اسلامی مد نظر دولت موقت طرفدار خمینی، در کل شیعه گرا خواهند بود و بعید بود سنی ها حاضر شوند به حکومتی هر چند مدعی جمهوری باشند رای دهند.

اما همه این شک ها خیلی زود به یقین تبدیل شد که کاربرد “جمهوری اسلامی” تنها یک توریه بازی (دروغ گویی ویژه شیعه امامیه سیاسی باز) بوده است، ابتدا توانستند این جریان سوپر صهیونیستی شیعه بسیاسی باز اصول غیر دموکراتیک (غیر مردم سالاری) مانند رسمی بودن اسلام و مذهب شیعه دوازده امای و ولایت فقیه و ایجاد یک نهاد فیلترینگ حقوقی به نام شورای نگهبان قانون اساسی جای دهند که نیم از اعضای ان آخوندهای شیعه امامیه هستند و با یک سری توریه بازی و ترفند عملا قدرت های مخفی با ابهام در قاونین اختیارت رهبر (ولی فقیه) جاسازی کردن تا عملا حق وتو و بعدها حکم حکومتی به این رهبر بدهند، با این وجود بخشی حقوق دان ها توانستند برخی اصول مترقی مبتنی بر بدیهیات جهان شمولی حققو بشری که فطرت و وجدان هر انسان باشرف و آزاده موافق آنهاست در این قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بگنجانند، حجم قابل توجهی از این حقوق بشری ها در فصل سوم قانون اساسی جا داده شده و اصول مترقی همچون اصل ۱۵ و اصل ۱۲ و ۲۲ و ۲۳ حقوق زبان ها محلی و حقوق زنان و حق داشتن آزادی عقیده و آزادی بیان و یکی از مهم ترین اصل هایی که ضامن بقا و سلامت و بالندگی و تعالی فرهنگی و علمی و کارامدی یک مردم (ملت) کشور است، یعنی ممنوعیت تفتیش عقیده، و همچننی حقوق بدیهی چون حق حیات(!) حق اشتغال و حق بیمه و حق مسکن و حق ازدواج و حق تابعیت (شهروندی/داشتن شناسنامه و گذرنامه) که با وجودی بدیهی است، باز هم ان حقوق دان ها اینها در قانون اساسی جمهوری اسلامی آوردند!، شاید هم انها می دانستند و یا در ضمیر ناخودآگاهشان از میران بالای رذالت و ماهیت ضد بشری جریان پان اسلامی (پان عربیسم پنهان) آگاه بودند و موفق شدند این اصول بدیهی وارد قانون اساسی کنند تا این جانورهای ضد بشری پان اسلامی شیعه ولایی منحرف شیعه واقعی امامیه مثل اسلاف سنی خود یعنی وهابی ها و سلفی ها دبه در نکنند و بعد سر این بدیهیات اولیه حقوق بشری مجبور به مبارزه و جنگیدن و هزینه دادن نشوند!

اما با وجود گنجاندن این دبیهیات اولیه حقوق بشری، عملا با چراغ خاموش و در عرض چند سال جریان ضد بشری پان اسلامیسم شیعی ولایی (نسخه مشابه سلفی وهابی در اسلام شیعه) یک به یک با انواع ترفند این حداقل های بدییه اولیه حقوق بشری مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نقض و تعطیل یا تحریف کرد!

یکی از این حقه ها رذیلانه، ایجاد فُرم ها و پرسشنامه های ثبت نامی و بعد به صورت الکترونکی بود که از مردم می پرسید از دین و مذهبشان، این مصداق بارز نقض قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اعلامیه حققو بشر و بدیهیات اولیه حقوق بشری بود، به طوری عملا اگر کسی این قسمت از این فرم های تفتیش عقاید پر نکند عملا محروم از خدماتی چون تحصیل در مدارس و دانشگاه ها، گرفتن شغل، گرفتن شناسنامه و گذرنامه و بسیاری از گواهی ها و مجوزها معمولی می شد، تصور کنید مثلا یک اتئیست یا کسی هنوز در مرحله شک است آیا دین اسلام قبول کند و یکا مسلمان زاده ای به این نتیجه رسیده علاقه ای به اسلام و یا برداشت شیعه ولایی از اسلام نیستف بایست اعتراف کند به اسلام و حتی معلوم کند شیعه است یا نه و تعهد دهد به التزام عملی اطاعت از مقام ولایت تا مثلا در فلان دانشگاه حق تحصیل داشته یا در آزمون دستایری پزشکی پذیرفته شده یا حتی گذرنامه بگیرد! وگرنه محروم می شود (دقت فرمایید از زمانی اغلب این پرسشنامه ها/فرم ها الترونکی شده تا شخص یکی چهار گزینه انتخاب دین رسمی برنگزیند اساس مرحله تکمیلی انجام نمی شود، یعنی شخص عملا مجبور است این قسمت تفتیش عقیده پر کند و رد حالی اساسا این قسمت نباید در هیچ فرم و پرسشنامه باشد)، اگر در برخی ثبت نام به او بگویند فلان قسمت اختیاری استف دوست نداری پر نکن، حالا طرف می داند پر نکردن این قسمت و عدم اعتراف به اسلام شیعه بودن در حالی مسلمان زاده شیعه زاده است بلافاصله در مظان اتهام ارتداد و حکم مگر قرار می گیرد و یا حداقل در جلسات مصاحبه کسب مجوز کار یا اشتغال و استخدام رد خواهد شد! این گونه سیستم سوپر صهیونیستی و آپارتاید شیعه ولایی حتی بدرت از رژیم صهویینستی اسرائیل کردند!ف در حالی در کشورهای مترقی و پیشرفته- لااقل از نظر علمی و صنعتی و اقتصادی- مانند کشورهای رغبی و یا شرق آسیا اساسا برایشان اینکه فلانی چه دین و یا اعتقادی دارد مهم نیست، آنها با حذف عمل ضد بشری تفتیش عقیده، توانسته اند نخبگان و افراد باهوش و ماهر و متخصص و همچنین صاحبان سرمایه و کارآفرین از همه جای دنیا جذب کشورهای خودشان کنند و ضمن جبران کاهش جمعیت، مفت و مجانی حاصل دست رنج و هزینه ملی کشورها روی آموزش و پرروش نسل های جوانانشان به غارت ببرند!، و کشور ایران در این ۴۴ سال حکومت آخوندیسی ولایی ج.ا یکی مراکز تامین نیروی انسانی نخبه و باهوش و متخصص و ماهر و کارآفرین و صاحب سرمایه بوده است برای همان کشورهای امپرالیست غربی و شرقی و حتی اسرائیل و یکی دلایلش همین نقض آشکار حقوق بشر که اتفاق در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آن را ممنوع کرده است!

نتیجه نقض قانون اساسی جمهوری اسلامی و بدیهیات حقوق درباره “ممنوعیت تفتیش عقیده” این بوده بخش بزرگی از مردم ایران با قول تحقیر مجبور به پر رکدن این بخش بشوند، اما این تحقیر و احساس ریکگاری اجبرایف در بسیاری از آنها ایجاد عقده حقارت و تنفر از حکومت شیعه و اسلامی شده و در نهایت چه بسا کلا ضد اسلام شده و دچار انحطاط اخلاقی و عرق ملی شوند و بجای خدمت به کشور شروع به خیانت و وطن فروشی و حتی کارشکنی و فسد مالی و شاید برخی جاسوسی برای اجانب کنند!ف چرا که در عمل دیدند نظام و حکومت “جمهوری اسلامی” یک رژیم و حکومت ناقض بدیهیات حقوق بشر و دروغگو و عهدشکن است که حتی به قانون اساسی اش در زمینه رعایت موارد بدیهی حقوق بشر پای بند نیست.

حالا یک فرد همچون ابراهیم رئیسی که مدعی دکترای حقوق است(؟!)، با وجودی با صراحت گفته در مناظرات انتخبات ریاست جمهوری که گشت ارشاد برای مسئولان است و نه مردم، امروز با توریه بازی رایج اخوندیست ها و شیعه ولایی، برای توجیه اعمال ضد بشری و سرکوب مردمی که خواهان ازادی در پوشش هستند (دقت کنید پوشش و نه برهنگی) می گوید اجبار به حجاب چون قانون است باید اجرا شود، این فرد توریه باز با دغل کاری خودش به خریت میزند و نمی داند اولا قانون وضعی می توان تغییر داد و دوم وقتی قانونی با بدیهات حقوق بشری و حتی اصول فصل سوم و غیره همان قانون اسای مغایرت دارد نباید باشد، از طرفی وقتی اکثریت مردم از خواست مردم در آزادی پوشش و سبک زندگی حمایت می کنندف یک حکمیت عقلایی وقت و هزینه و نیروی نهادهایش صرف درگیری با چنین چیزی نمی کند و کشور را در آستانه جنگ داخلی و قیام علیه حکومت نمی کند!

چقدر زود ماهیت کم سوادی امثال ابراهیم رئیسی برملا شد و سخنان همچون مهر علیزاده و همتی اثبات شد در کم سوادی و شش کلاس سواد داشتن امثال ابراهیم رئیسی، اگر ابراهیم رئیسی حتی به اندازه یک دیپمله سواد و مطالعه داشت این مطلب امثالهم درک می کرد و اصرار به سیاست حماقت و خوزنی نمی کرد و آبروی حکومت ج.ا برای این چیزهای بدیهی حقوق بشری نمی برد و بودجه و نیروهای امنیتی و غیره حکومتی صرف امور مهم تری چون برقراری امنیت می کرد، دست از سر مردم خواستار آزادی پوشش و سبک زندگی بر دارید و  این نیورهای آمر به معروف و نهی از منکر را مامور نظافت و امحای سگ های ولگرد و آسفالت کردن کوچه خاکی محلات پایین شهری شهرهای بزرگ یم کرد، اینگونه هم یک خدمت شایسته به اکثریت مردم فقیر ایران می کرد و هم در عمل یک تبلیغ خوب برای ادعای حقانیت جمهوری اسلامی می کرد و دل مردم فقیر وفرودست پایین شهر به دست می آورد، زیرا شورهای شهر و شهدرای های شهرهای بزرگ با رای مردم فوردست (معمولا ثروتمندان بالاشهری اساس در انتخابات شرکت نمی کنند چون عموما سکولار و حتی بی دین و غیر مسلمان تشریف دارند!)، این ظلم آشکار شهردرای های شهرهای بزرگ که فقط چند نمونه اش درباره شهر مشهد که زادگاه امثال خامنه ای و ابراهیم رئسی است گفته شد که بدانند حکومت مدعی استکبارستیزی و حامی مستضعفان، امروزه یک حکومت استکبار سوپر صهیونستی و ظالم به مستصعفان است و مزدور و شریک جرم مافیای فاسد اقتصادی داخل و عملا همدست تحریم چیان جنایتکار وظالم غربی و غیره اجنبی است!

امثال بیت رهبری و دولت و مجلس پیروی ایدئولوژی دگم سوپر صهیونیست که آبشخور فکری شان موجوداتی همچون مصباح یزدی بوده و جانورهای مزدور مافیایی فاسد اقتصاد در نهادهای انصابی و به ظاهر انخابی هستند، آن چند ماه پیش امثالهم بازها آمدید با قبول اتهام وسط بازی سعی کردیم اوضاع کمی آرام کنیم و حکومت به اصلاحات فوری شکلی و ماهوی پیشنهادهای کاربردی و مصداقی فراوان دادیم، دیگر به آخر خط رسیدیم، اکنون شما سوپر صهیونیست های حاکم ج.ا را با اکثریت فرودستان در نقاط محروم و محلات فرودست نشین و اکثریت قاطع مزدبگیران (شبه بردگان) و سه دهک میانی و نسل های سوخته عمدتا مجرد دهه های ۵۰ و ۶۰ و ۷۰ واگذار می کینم تا مغز استخوان از شما تنفر هستند و شما عامل و دلیل اصلی نابود زندگی شان می دانند و در موج جدید بزودی انقلاب قیام آغاز خواهدشد شما پانزده یا بیست میلیون نفر عمدتا دهه هشتادی و جوانان طبقات متوسط و و بالاشهری مواجه نخواهید شد، بلکه به این تعداد لااقل سی مییلون نفر از نسل سوخته گفته مواجه خواهید شد اساس دیگر زندگی شان نابود شده و چیز جز جانشان در کفت ندارند و این باز ریسک جان می کنند ویک بار و برای همیشه طمار حکومت ظالمانه و پر جنایت و تبعیض تان خواهند پیچید، فرصت شما بسیار اندک است، حالا هی دولت و مجلس تدارکچی تان بازی گفتاردرمانی و لایحه بازی معطلی کردن وادرات خودرو و تعزیرات مقابله با گران فروشان ادامه دهید و اقلیت مافیای و دلال هی سگنال باز مجازی و سایر تروریست های خز مذهبی باز و زامبی مذهبی را آزاد بگذارید تا بیشتر این آتشتفشان هر آن در آستانه انفجار تحریک کند، این آتشفشان ملت به مرحله انفجار برسد در خیابان ها و محلات و کیو بزرن و… اجتماعات چند میلیونی و بلکه چند ده میلیونی خواهید دید که هیچ نیروی سرکوب گری از پس آنها برنخواهد آمد. شما حتی به فکر رسیدن به تابستان امسال هم نباشید، همین امروز خییل دیر است، اگر به خود نیایید، شاید در همین نیمه اول امسال کارتان یک سره شود توسط ملت جان به لب رسیده.

اگر ذره ای عقل و شعور شرافت و انسانیت داشته باشید، از همین اموز تمام مطالب امثالهم با دقت دوباره مطالعه کرده و راهکارهای خروج کشور از این ابربحران فروپاشی در حال وقوع بکار می بندید شاید خود و کشور را از عواقب هولناک آینده نزدیک نجات دهید.


معمای بی غیرتی و بیگانه پرستی ایرانیان؟!، ماجرای کاهش ارزش پول ملی و دزدی های چند باره حکومت نالایقان!، تورم خواری حکومتی از تورم خواران غیر حکومتی؟

این همه بی غیرتی و خیانت توسط ایرانی زادگان در طی تاریخ معاصر شگفت انگیز است!، از وطن فروشی به روسیه تا به اعراب و غربیان و.. مجاهدین خلق وطن فروش، رضا پهلوی در آغوش آن صهوینیست جنایتکار منفور که با صدها ببم اتمی دنبال حمله به ایران است که حتی یک گزارش تایید شده نیست که دارای سلاح اتمی است و ایران تنها فناوری غنی سازی دارد!، و سران ج.ا مفعول آلات پان عربیسم!، چرا این همه حاکمان و سیاسیون و اپوزیسیون ایرانی زاده خائن و بی غیرت هستند؟! به همه خدمت می کنند و می خواهند بکنند به غیر مردم ایران و هم خون و هم فامیل و هم خانواده ایرانی خود، این همه بی شرفی و بی غیرتی و عقده و کینه از وطن و زادگاه ناشی چیست؟ آیا حرام لقمگی و نان دزدی خوردن نتیجه این بی غیرتی و بی شرافتی است؟!


مروری بر سوپر صهیونیست های جهان (خداشاهی ها، شاهِ خدایی ها، پان گراها، ناتوگراها، تک قطبی گراها، آخرالزمانی ها،…)

ای مردم ایرانی اصیل، قیام کنید علیه سوپر صهیونیست های داخلی، سگ های ولگرد امحا کنید (پان ها اسلام عربی گرا ج.ا تا تجزیه طلب ها، دشمنان اقتصاد ملی از تورم خواران و دلال سیگنال بازان مجازی تا کاسبان و تاجران و سرمایه داران گران فروش داخلی، حرامیان همدستشان در نهادهای حکومتی ج.ا از دولتی و مجلسی و شوراهای شهر و روستا و شهردارن و تمام عاملان جنایتکار و ظالم و فاسد حکومت مافیایی ج.ا…

پان های قومی و عقیدتی خاورمیانه، همتراز و گاه بدتر از صهیونیست های افراطی اسرائیلی، پان اسلامیسم، پان عربیسم، پان تُرکیسم، پان کُردیسم، پان پشتونیسم،…

مقایسه سریع بین اسرائیل و شبه اسرائیل ها در غرب آسیا یا خاورمیانه (کدام بدترند؟!)

مطالعه لینک های زیر توصیه اکید برای روشن گری

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/ashmagvol

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)