وارونه سازی ارزشها در قالب کلیشهی علم بهتر است یا ثروت؟
دیگر بر کسی پوشیده نیست که در حکومت ولایت فقیه، واژهها و ارزشهای کهن ایرانی در یک سیاست وارونه سازی، ارزش خود را از دست داده شده و قلب شدهاند.
از آغاز سیطرهی حکومت ولایت فقیه بر ایران، بسیارند از ارزشها، هنجارها، کلمات و… که ارزش خود را از دست داده، قلب شده و یا به کلی واژگون شدهاند.
دامنهای این وارونه سازی ارزشها که جامعهی ایران به طور سنتی بر پایه آنها بنا شده و دههها و سدهها با آن زیسته و نسل به نسل آنها را به آیندگان منتقل کردهاند، بسیار گسترده است؛ از مفاهیم سیاسی و اخلاقی تا واژگونی ارزشهای اجتماعی ایران.
روزنامه حکومتی اعتماد در روز پنجشبنه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱ در مطلبی با عنوان «ارزشهای واژگونشدن ایرانیان: علم یا ثروت» به نگرشی پیرامون این سوال کلیشهیی که البته محتوایی عمیق دارد، پرداخته است.
نویسنده این مطلب ضمن اشاره به این سوال کلیشهیی «علم بهتر است یا ثروت؟» که یادآور کلاسهای انشاء در دوران تحصیل هر شهروند ایرانی است، به بررسی وارونه سازی ارزش علم در برابر ثروت در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه پرداخته است.
نویسنده پس از طرح سوال مزبور، به تحلیل بخش قابل توجهی از جامعهی حال حاضر ایران پرداخته که در ذیل حاکمیت ملایان ایران، داشتن استعداد، رغبت، علاقهی تحصیلی برای آنان دیگر اهمیتی ندارد و برای آنان «راههای میانبر» برای رسیدن به مزایا و مطامع مادی و جایگاه اجتماعی و وجهه در اولویت میباشد.
نویسنده سپس نتیجه میگیرد که این وارنه سازی ارزشها توسط حاکمیت ولایت فقیه باعث شده است تا آثار اجتماعی عمیقی بر جامعهی شهروندی ایران وارد شود و برخی از نمودها و آثار آن را برشمرده است.
نمودهای وارونهشدن ارزشها در جامعهی ایران
ذیل اولین نمود از این نمودها، نویسنده به پولیشدن و مادیشدن جامعهی شهروندی ایران اشاره میکند که با کاهش کیفیت زندگی مردم ایران، جایگاه اجتماعی این اقشار که جایگاهشان به تحصیلات و علم بستگی داشته نیز رو به افول گذاشته و لاجرم ارزشهای مادی در اولویت اصلی قرار گرفته است.
نتیجه دوم وارونه سازی ارزش علم در برابر ثروت در جامعهی ایران را نویسندهی مطلب، در روند افزایشی جرائم ناشی از جستجوی راهکارهای میانبر کسب ثروت ذکر کرده و افزوده است این روشها به دغدغهی اصلی جویندگان ثروت تبدیل شده و لاجرم در این بین جرائم احتمالی نیز افزایش خواهد یافت.
سومین نتیجهی بلافصل وارونه سازی ارزش علم در برابر ثروت «تضعیف سیستم آموزشی کشور» عنوان شده بدین معنا که زمانی که حاکمیت در مقابل ثروت برای علم ارزشی قائل نشود، سیستم آموزشی کشور تضعیف و در نهایت امر، رو به نابودی و اضمحلال و ذوب در ارزشهای پولی و مادی خواهد برد. [جامعه ایران به کدام سمت میرود؟]
بدین ترتیب که ابتدا با تضعیف انگیزهی دانشآموزان، اولیاء آنها و در ادامه با از بین رفتن انگیزهی متولیان امر آموزش، یعنی معلمان و کارگزاران نظام آموزشی، باعث تخریب و تضعیف کیفی سیستم آموزشی کشور خواهد شد.
در ادامه همین بند از نتیجهگیری نویسنده به «افت جایگاه اجتماعی و معلمین و استاتید» اشاره کرده که این امر حاصل بلافصل وارونه سازی ارزش علم در برابر ثروت است و در صورت بروز این امر، معلمان و اساتید دانشگاه رفتهرفته جایگاه اجتماعی خود را از دست داده و متعاقب آن نیز سیستم آموزشی کشور دچار فروپاشی و تلاشی خواهد شد.
تهدید کل جامعه!
نویسندهی مطلب در ادامه این گونه نتیجهگیری میکند وقتی چنین فاجعهیی رخ داد و جایگاه اجتماعی این دو قشر کاهش پیدا کرد این اقشار که زمانی پاسبان ارزشهای اجتماعی در جامعه بودند به سوالکنندگان و پرسشگران سیستم آموزشی کشور بدل شده و این منطق و طرز فکر از بدنهی آموزشی کشور، به جامعه سرایت خواهد کرده و کل جامعه را تهدید خواهد کرد.
اما این نیز پایان کار و فاجعهی وارونه سازی تنها یک ارزش، یعنی جایگزینی ثروت به جای علم نخواهد بود و در ادامه راه به آغاز دومینوی سقوط واژگونی ارزشهای اجتماعی خواهد برد.
نویسندهی مطلب در پایان این طور نتیجهگیری میکند که این وارونه سازی ارزشها متاثر از تحولات عمیق دهههای اخیر (بخوانید حاکمیت ولایت فقیه) بوده و به زعم حاکمان ولایت فقیه که این امر گامی مثبت! در راستای حفظ ارزشهای جامعهی ایران است اما همگان میدانند و میبینند که مسیری معکوس و عواقبی بسیار نگرانکننده برای جامعهی شهروندی ایران داشته و دارد که پایان بسیار تلخی برای آن متصور است.
مختصری که گذشت نگاهی به وارونه سازی تنها یک ارزش در حاکمیت ولایت فقیه بود، از این نمونهها بسیارند و اگر از آن غافل باشیم چه بسا که ما را نیز در بر گرفته و خود به مروجان این وارونه سازی ارزشها تبدیل شویم.
اما باید در مقابل این وارونه سازی ارزشها در چارچوب حاکیمت ولایت فقیه که موجودییتش خود، یک نمود از وارونگی ارزشی در نظام سیاسی ایران کهن ماست، ایستاد و ایستادگی اصولی در برابر آن، وارونه سازی حاکمیت ولایت فقیه و تغییر آن است و در آن صورت است که ارزشهای اصیل جامعهی ایران به دامان آن باز خواهند گشت.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.