سه روز پس از آغاز اعتصاب غذاى محمدصادق (آرش) هنرور شجاعی، روحانى منتقد حکومت، مادر وى در نامه ای به مسئولین دادگاه ویژه روحانیت نوشته است: آقایان مدعی حسن نیت! ما نیز از روی سادگی علیرغم تجربه ها و اخطارهای پسرم حسن نیت شما را باور کردیم اما، اینک می دانیم که چه بازی ای خوردیم»

محمدصادق (آرش) هنرور شجاعی، روحانی منتقد زندانی از سه روز پیش با ارسال نامه‌ای به دادستان دادسرای ویژه روحانیت تهران، اعتصاب غذای خود را به خاطر عدم رسیدگی به پرونده‌اش اعلام کرده و نوشته بود: «در نظر داشته باشید که با توجه به بحرانی شدن تدریجی وضعیت جسمانی و سلامتی اینجانب در ایام اخیر، هرگونه مشکلی برای بنده پیش بیاید، با استناد به نظریه اولیه و قطعی پزشکی قانونی غرب تهران مبنی بر عدم تحمل کیفر حبس اینجانب و بنابراین حبس غیرقانونی من، بر عهده شما است».

به گزارش وبسایت ملّیون، در نامه مادر این زندانى سیاسى آمده است:

آقایان محترمی که همگی منسوب به روحانیت و همگی در کسوت روحانیت هستید و حداقل از شما توقع می رود که برحسب موازین و وظایف اسلامی و انسانی و قانونی خود عمل نمائید، این میزان بی قانونی ها و ستمها که در حق فرزندم اعمال می کنید آیا واقعاً در چشمانتان آنقدر ناچیز است که آنها را نمی بینید یا اینکه میزهای ریاست و عنوان های دهان پرکن آنقدر چشمانتان را گرفته که دیگر قادر به دیدن نیستید.

آقایان مسئولین دادگاه ویژه روحانیت! مرتب به دستور وزارت اطلاعات پرونده روی پرونده می گذارید و ماه و سال بر ماه و سال محکومیت می افزائید و شما چه می دانید که در زندان بر زندانی لحظه ها چقدر طولانی اند، چون عادت کرده اید که روزهایتان پر از جلسه های دورهم نشینی و مرور کردن عجولانه نامه های تظلم و عاجزانه و ملتمسانه عده ای زندانی و ریختن آنها در کاغذ خردکن باشد.

آقایان مدعی روحانیت که رحم بر هیچ روحانی منتقد یا دگراندیش یا مستقلی نمی کنید و او را در تور اتهامات متعدد خنده دار و گریه دار صید می کنید، تا کی می خواهید یک طلبه ای را که سابقه نمایندگی بسیاری از مراجع تقلید را داشته و به زعم خود شما و به اعتراف اکثر علما و مدرسین فعلی قم از مستعدترین طلاب و از مدرسین فاضل حوزه علمیه قم است در زندان ویژه خود نگه دارید؟ آیا نشنیده اید که روز قیامتی هست؟ ما که این حقایق را همواره از روحانیت آموخته ایم و شما را نیز روحانی می یابیم.

آقایان مدعی قانون گرایی! چگونه است که تقاضای آزادی مشروط را علیرغم وجود داشتن تمامی شرایطش به سادگی خط می زنید و چگونه است که قضات شما بدون تعیین وقت دادگاه و بدون اجازه دادن اطلاع متهم از کیفرخواست و بدون اجازه اتخاذ وکیل، محاکمه می کنند و چگونه است که مرکز پزشکی قانونی نظریه عدم تحمل کیفر حبس صادر می کند و دادستان به شعبه ارجاع می دهد و شعبه از رسیدگی در وقت تعیین شده و مقرر امتناع می نماید و سپس وقت دیگری را تعیین و اعلام می نماید و پیش از فرا رسیدن آن وقت قاضی نامه را به بهانه تبانی با پزشکی قانونی رد می کند؟

آقایان مدعی حسن نیت! ما نیز از روی سادگی علیرغم تجربه ها و اخطارهای پسرم حسن نیت شما را باور کردیم اما، اینک می دانیم که چه بازی ای خوردیم و بدانید که اگر در این چند سال سکوت کردیم به خاطر آن بوده که ذره ای حسن نیت در شما امید داشتیم و ابداً به خاطر آن نبوده که سخنی برای گفتن نداشته ایم. آنقدر روایت و حکایت بلایا و مصائبی که بر فرزندم و بر ما رفته سخن می طلبد که نوشتنش مثنوی هفتادمن کاغذ خواهد شد… اما اگر لازم باشد دهانی برای گشودن، زبانی برای گفتن و قلمی برای نوشتن دارم.

اما آقایان، روایت و حکایت اینکه چرا فرزندم را گرفتار چنگال خود کردید و چرا دست از او برنمی دارید، چندان نیازمند اطاله کلام نیست: یک شیعه واقعی که از کیان تشیع دفاع کند و به حرم حق و حقیقت پابنهد و حریم روحانیت راستین و مراجع راستگو را پاسداری کند و حقجو و حقگو باشد ودم از آزادی بزند و دل برای مردم بسوزاند و یادداشت ها و برداشت هایش را با آنها در میان بگذارد قطعاً از تاریخ همان تشیع و تاریخ همین مملکت آموخته است که جزا و سزایش همین است که شما برایش می پسندید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)