یکی از مظاهر استعداد هر ملتی، ایجاد «فرم‌»های جدید است. قبلا در نوشته‌ای اشاره کردم سالیان درازی است که شاهد ایجاد هیچ فرم جدیدی تقریبا در هیچیک از حوزه‌های فرهنگی کشور نیستیم، نه در سینما، نه در شعر، نه موسیقی، نه نقاشی و تئاتر و نه ادبیات داستانی و حوزه‌های دیگر. تقریبا با یک برهوت از سترونی در ایجاد فرم مواجه‌ایم که علی‌القاعده ناشی از برهوت استعداد ایرانی در سالیان اخیر است. شاید تنها بتوان حوزه مداحی مذهبی و نه حتی تعزیه را تا حدودی مستثنی کرد که شاهد ایجاد فرم‌های جدیدی در برانگیختن مردم و ایجاد هیجان و یا گریاندن مردم است.

بی‌استعدادی همچنین خود را در عدم ایجاد فرم‌های اعتراض اجتماعی نیز نشان می‌دهد، به جز دوره اعتراضی اخیر که شعارهایی ساختارشکنانه‌ای در قالب فحش‌های ناموسی تولید شد، و همچنین موضوع نمایش‌های خیابانی در خارج کشور، شاهد ایجاد هیچ فرم جدیدی از اعتراض نبودیم و تقریبا تماما از میراث جوانان سرشار از استعداد قبل از انقلاب که انبوهی از فرم‌های اعتراضی جدید را ساخته بودند، استفاده برده‌ایم.

اما انگیزه این نوشته کوتاه اشاره به کار بسیار زیبایی است که ساکنین ایرانی شهری در استرالیا انجام دادند: برگزاری رفراندوم. این کار تقریبا سابقه نداشته و می‌تواند به صورت عمومی گسترش یابد و نتایج بسیار مهمی نیز در پی داشته باشد. برگزاری یک رفراندوم با نظارت سازمان‌های بین‌المللی در خارج از کشور برای سنجش مشروعیت نظام اسلامی حاکم بر ایران. اکنون که بخشی زیادی از مردم ایران در خارج از کشور به سر می‌برند، و از آنجا که امکان رفراندم در داخل کشور وجود ندارد، رای و نظر ساکنین خارج از کشور چه رای آری به نظام مستقر کنونی و چه رای آنان در سلب مشروعیت از نظام سیاسی مستقر، می‌تواند مبنایی برای داوری بین‌المللی کشورهای دیگر فراهم کند. اگر نتیجه چنین نظرسنجی حاکی از عدم مشروعیت نظام ایران باشد، از منظر حقوقی،‌توان دولتمردان ایرانی برای وانمود کردن خود به نمایندگان دولتی مشروع که می‌تواند از جانب مردم ایران مذاکرات بی‌المللی را پیش ببرد محدود خواهد شد. نتایج بسیار دیگری نیز بر این رفراندم مترتب است که برای فعالین سیاسی می‌تواند راه‌گشا باشد.

این نمونه‌ای است از تظاهر استعداد یک ملت زنده که برای بقای خود به آن نیازمند است. دست هموطنان ایرانی ساکن استرالیا را باید فشرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)