آنچه در پیش است:
– سال ۱۴۰۲ را در شرایطی آغاز می کنیم که بخش هایی از مردم ایران نیمه ی دوم سال ۱۴۰۱ را با انبوهی از مبارزات آزادیخواهانه، ضد دیکتاتوری و برابری طلبانه، در حوزه های اجتماعی، جنسی و قومی پشت سر گذاشتند و در قالب شعار زن، زندگی، آزادی متحدانه اصلی ترین شعارشان یعنی “مرگ بر جمهوری اسلامی” را فریاد زدند و هزینه های جانگدازی را نیز برایش پرداختند.
در چند مقاله ی قبلی گفتیم که چه نیروهایی در این جنبش فعال بودند و چرا به تدریج از فعالین خیابانی کاسته شد. چرا بخش های مردد شهری هنوز به پیشانی جنبش نپیوسته اند و به چه دلیل آنچه که بایستی می شد، نشد و چه کارت هایی را جنبش هنوز بازی نکرده است.
حال در شرایطی وارد سال ۱۴۰۲ می شویم که:
الف)
-
از نظر اقتصادی: حاکمیت تمام تلاش خود را می کند تا در حوزه ی هسته ای (معامله با آژانس)، راه اندازی مذاکرات برای آزادی زندانیان دو تابعیتی، عادی سازی روابط با کشور های عربی منطقه، نخست از نطر روانی جلوی رشد بی رویه ی ارز را بگیرد و سپس بتواند بخشی از پول های بلوکه شده اش را آزاد سازد تا اندکی از نظر اقتصادی به هزینه هایش سامان دهد.
-
از نظر سیاسی: با این تلاش ها بتواند ابتدا از حضور نظامی اسرائیل در بیخ گوشش جلوگیری کند، خطر حمله ی نظامی بر تاسیسات هسته ای را به تعویق بیاندازد و یا از اساس منتفی کند.
-
از نظر داخلی و روانی: به معترضین این کد را بدهد که شرایط عادی شده و ماندگاری اش توسط غرب تضمین شده است تا در واقع بخش مردد شهری را بیش از پیش از صحنه دور نگه دارد. بخشی که هم معترضین، هم اپوزیسیون، هم غرب و هم حاکمیت نگاهشان به آنها دوخته شده است.
-
از نظر امنیتی و سرکوب: فرصت یابد تا دستگیری مخالفان را منظم تر به پیش ببرد. بخش های غیر دقیق و فله ای دستگیری ها را آزاد و پالایش کند و با طرح هایی مثل بی توجهی به کمبود گاز در تربت جام و یا عدم رسیدگی به زلزله ی خوی، و از همه مهمتر مسموم سازی مدارس، به مردم بفهماند که هم می تواند با عدم خدمات رسانی آنها را در معضلات سرگردان رها کند و هم اگر لازم شد تنبیه نماید و بگوید که می تواند مسئولیت هیچ چیزی در قبال امنیت جانی مردم را به عهده نگیرد. پیام پنهان بیت و رهبری در جریان مسموم سازی مدارس این بود “اگر می گویید مرگ بر جمهوری اسلامی پس از آن هیچگونه توقع خدمات و حفظ امنیت را طلب نکنید”. [۱]
در واقع از آنجا که حاکمیت نگران حضور خیابانی بخش محافظه کار شهری طبقه ی متوسط است از یکسو به آنها وعده ی امنیت مالی را در پی توافقات بین المللی می دهد و از سوی دیگر آنها را با عدم امنیت جانی و ندادن خدمات می ترساند زیرا نگاه داشتن در حالت کجدار و مریز بهترین حالت برای کنترل این بخش مردد شهری است.
ب)
غرب بازی دوگانه ای را در پیش گرفته است. ما قبلا گفته ایم که آمریکا در ایران به دنبال تغییرات پلکانی است و از هر نوع عقب نشینی حاکمیت در هر سطح و اندازه ای استقبال می کند. از اینرو همانگونه که درب مذاکره با حاکمیت را باز نگاه داشته و به دنبال کنترل پروژه ی هسته ای و رهایی زندانیان اش است به همینگونه جناح راست اپوزیسیون را هم در آب نمک خوابانده تا در صورت عدم دستیابی به اهدافش آن را فعال تر کند و برای فشار بر حاکمیت از آن سود جوید. غرب به خوبی از کلیدی بودن نقش اش در به نتیجه رسیدن انقلاب در ایران آگاه است و می داند که بخش مردد شهری تنها با ضمانت حمایت عملی و علنی غرب از جنبش است که پا به میدان می گذارد. این که در چه زمانی غرب به یگانگی در تصمیم می رسد به عوامل اصلی زیر بستگی دارد:
-
نوع رابطه ی آتی ایران و روسیه و مناسبات نظامی شان
-
تغییر رفتار ایران در منطقه و نشان دادن این که عادی سازی با کشور های عربی منطقه تاکتیکی نیست.
-
احتمال وصل شدن منابع انرژی اش به اروپا
-
پایان بخشیدن به پروژه ی هسته ای و آرامش خیال اسرائیل
-
چگونگی وصل شدن به FATF و شبکه های نظارتی بانکی
پ)
قبلا گفته ایم بزعم ما اپوزیسیون دارای دو جناح است. جناح چپ که طرفدار دولت رفاه است، و جناح راست که طرفدار دولت بورژوا لیبرال و آزادی های وسیع بازار آزاد است.[۲] در واقع بسیار زمان هدر رفت تا بالاخره اپوزیسیون توانست به یک توافق جبهه ای در قالب منشور[۳] (مهسا) دست یابد. یعنی اگر این توافق جبهه ای هنگامی که هنوز بخش پیشانی جنبش فعالانه در خیابان بود به انجام می رسید، شاید با فراخوان های متمرکز برای راهپیمایی های بزرگ می شد به نتایج بهتری دست یافت اما تنگ نظری ها و نبود فضای اعتماد ما بین اپوزیسیون به هر حال شکل گیری آنرا به بعد از تحلیل رفتن نیروی پیشانی جنبش به تعویق انداخت. حال اپوزیسیون ناگزیر است عمده ی فعالیت خود را در تجمعات خارج از کشور و مذاکرات حمایتی با پارلمان های دول غربی متمرکز کند.
اگرچه ما همیشه گفته ایم که نقش غرب در به انجام رسیدن انقلاب کلیدی است اما آنها را نیز می توان (قطعا) با فعالیت های خیابانی در داخل تحت تاثیر قرار داد. یعنی اگر بخش راست اپوزیسیون منتظر دستور و حمایت غرب است و با اشاره ی او فعال میشود، بخش چپ می تواند در عین آن که به رفتار غرب چشم می دوزد اما نگاهش به داخل و نیروهای مردمی باشد زیرا عوامل مادی (اقتصادی، سیاسی و اجتماعی) جنبش نه به میل غرب، که خارج از کنترل همچنان به قوت خود باقی است.
در مقاله چهارم به وظایف جناح چپ اپوزیسیون پرداختیم اما هم اینک با توجه به آنچه که در پیش است به موارد دیگری اشاره می کنیم:
-
سازماندهی و تشکل در پیشانی جنبش ضرورت حیاتی دارد بخصوص در میان جوانان و دانشجویان. پس از آن خیزش عمومی عظیم در این چند ماه، بخش فعال دانشجویی بایستی اکنون دریافته باشد که خود را به گونه ای مخفی متشکل کند اما به گونه ای علنی دست به فعالیت بزند. این کاریست ظریف و ضروری.
-
به زودی با خیزش بخش های محروم تر جامعه مواجه خواهیم بود. اینبار برخلاف جنبش ۹۸ دانشجویان نبایستی خود را کنار بکشند بخصوص که قطعا بخش زحمتکش و کارگری فرودستان و حاشیه نشینان می توانند در کنار جنبش دموکراسی خواهی شهری فریاد عدالت خواهی سر بدهند. بخش متشکل پیشانی (دانشجویان، فعالین مدنی و کارگری) در این لحظه ی تاریخی در انقلاب ایران مهمترین نقش را خواهند داشت.
-
جناح چپ اپوزیسیون نبایستی فراموش کند که بخش اعظم رهبرانش در داخل کشور و بعضا در زندان ها می باشند. مشارکت و همفکری با ایشان می تواند حرکت اپوزیسیون را با نگاه به داخل، واقع بینانه تر و عینی تر نماید. ارتباط جوانان، زنان و روشنفکران با این رهبران چه در جنبش اقوام و چه در جنبش دموکراسی خواهی شهری میتواند خواست دستیابی به دولت رفاه را اجرایی تر به پیش ببرد.
-
تمامی شواهد حاکی از رشد تورم و پایین آمدن قدرت خرید لایه های بیشتری از مردم است لذا به نظر میرسد تمام تلاش های حاکمیت برای کنترل اوضاع وخیم اقتصادی بی نتیجه خواهد ماند و ما با حضور خیابانی بخش های فرودست جامعه در آینده ای نزدیک رو برو خواهیم بود.[۴] لذا پیشانی که رهبری جنبش شهری را به عهده دارد نبایستی این حضور را نادیده بگیرد و از پیوستن به آن پرهیز کند. اگرچه شیوه های حضور خیابانی اینان با نیروهای جنبش شهری که بار مسالمت آمیزی دارد متفاوت است، اما اگر زحمتکشان این بخش اجتماعی نادیده گرفته شوند توسط بخش خشونت پرور لومپن در سیلاب خشونت غرق خواهند شد. همان گونه که مدام به اپوزیسیون متذکر شده ایم که این انقلاب طبقاتی نیست و در این مرحله چیزی جز یک فعالیت جبهه ای بر علیه دیکتاتوری نیست، در عمل نیز پیشانی جنبش و بخصوص دانشجویان بایستی در کف خیابان نیز مبارزه را جبهه ای ببینند و از حضور همه استقبال کنند. منتها رهبری مبارزه ی مسالمت آمیز شهری و دفاع مشروع را به هیچ وجه از دست ندهند و به دام خشونت ورزی جناح لومپن بخش حاشیه نشین نیفتند.
پس در آنچه که در پیش است مدیریت حضور بخش زحمتکش و فرودستی که در آینده ای نزدیک در میدان حضور میابد به عهده ی جنبش دانشجویی و جوانانی است که ماه ها تجربه ی مبارزات میدانی را داشته اند. این مدیریت به شکل عملی یعنی تبدیل تظاهرات ایستا و محله ای به راهپیمایی های بزرگ. حرکتی که انرژی معترضین جدید را در جهت فعالیت جمعی و هدفمند سازمان داده و به آنها تجربه ی جدیدی را آموزش می دهد. در چنین حرکتی (راهپیمایی های بزرگ) امکان سرکوب کمتر و تاثیر رسانه ای اش بیشتر شده و همچنان فشار بر رژیم حفظ خواهد شد.
گروه اندیشمندان مستقل (گام)
نوروز ۱۴۰۲
[۱]. در واقع تمام کسانی که در موارد ذکر شده ساده لوحانه می گویند این ناکارآمدی حاکمیت است، موضوع را به انحراف برده و نمی دانند که حاکمیت دقیقا با برنامه چنین می کند. یا کسانی که می گویند بخش های تندرو یا آتش به اختیار چنین کرده اند در واقع دامن بیت و رهبری را از این جنایات تطهیر می کنند.
[۲] . در مقالات قبلی که در همین کانال موجود است تفاوت این دو دولت را به تفصیل توضیح داده ایم.
[۳] . این روز ها با منشور نویسی های مختلفی از جمله منشور تشکل ها و نهاد های کارگری و صنفی، منشور زنان و منشور سازمان ها و احزاب مختلف چپ و ملی گرا مواجه بوده ایم. کاری که به واقع نشان از رشد و آگاهی جمعی داده و باب گفتگو را در داخل و خارج باز کرده و می تواند به تمرین دموکراسی در حوزه های روشنفکری و اجتماعی کمک کند. اما اگر اساس آن بر حقیقت استوار نباشد یعنی منشور ادعایی آن بخش یا آن طبقه ای را که خودش مدعی است به واقع نمایندگی نکند غیر از ترویج بد گمانی و شارلاتانیسم دستاوردی نخواهد داشتو به خصوص که دیر یا زود این ادعا با آزمون در عرصه ی میدانی نمایان خواهد شد.
[۴] . برای نحوه ی شکل گیری و سابقه ی تاریخی حاشیه نشینان، دسته بندی های درونی و نوع واکنش های این دسته بندی ها در برابر بی عدالتی و حلقه ی اتصال آن با جنبش شهری، به مقاله ی “روغن کاری چرخ های انقلاب (بخش سوم)” مراجعه شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.