خامنهای و خبرگانش، فرتوتی عمود و تیرکهای خیمهی نظام
خامنهای ولی فقیه حکومت ایران روز پنجشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۱، با اعضای مجلس خبرگان، پس از اجلاس دورهی جدید آنان و برگزیدهشدن مجدد احمد جنتی ۹۶ ساله به ریاست این مجلس، با آنان دیدار و گفتگو کرد، این دیدار در این شرایط چه پیامی میتواند داشته باشد و نگرانیهای خامنهای بابت چیست؟
مجلس خبرگان حکومت ایران به تازگی و در جلسه اخیر خود، احمد جنتی ۹۶ ساله را که از سال ۱۳۹۵، رئیس مجلس خبرگان و از سال ۱۳۷۱، رئیس شورای نگهبان؛ بازوی حذف و جراحی سیاسی مخالفان خامنهای است، را مجددا به ریاست مجلس خبرگان برگزیدند!
پس از این اقدام که در روز سهشنبه ۲ اسفند صورت گرفت، اعضای این مجلس در روز پنجشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۱، به دیدار خامنهای رفتند؛ دیداری که از برخی جهات حائز اهمیت است.
از مضحکی ترکیب مجلس خبرگان خامنهای، ریاست آن و… که بگذریم، دیدار آنان با خامنهای در این شرایط سیاسی کشور، که بحرانهای داخلی و خارجی خامنهای و حکومتش را به طور آشکاری احاطه کردهاند، حاوی نکاتی تاملبرانگیز است.
در داخل کشور خامنهای در مواجهه با ششمین ماه قیام و اعتراضات سراسری است که اخیرا اعضای مجلس خبرگان نیز اعتراف کردند که همه شعارها، مستقیما خامنهای را نشانه رفته و همچنان ادامه دارد، کما اینکه این مجلس در بیانیه اخیر خود از «حجم گسترده تبلیغات و اهانتهای بیسابقه به عمود خیمه نظام»! سخن به میان رانده است.
در جبهه بینالمللی نیز انزوای حداکثری کمترین صفت و وضعیتی است که میتوان حکومت خامنهای را با آن توصیف کرد.
از برنامه هستهیی، تا جنگ اوکراین، تا دخالتهای منطقهیی و محکومیتهای جهانی سرکوب اعتراضات در داخل ایران و فشارهای برای لیستگذاری تروریستی سپاه پاسداران در اتحادیه اروپا و…، همگی پارامترهایی هستند که هر یک از آنها به تنهایی کابوسی برای خامنهای هستند.
خامنهای در دیدار با خبرگانش! آنان را «بالاتر از هر مرکز و مجموعهیی در نظام» دانست و تاکید کرد که دشمنی با این ارگان، دشمنی با اصل نظام است! [مجلس خبرگان؛ مجلسی فرتوت در خدمت ولایت فقیه]
تهاجم به شکاف مهرههای جناح مغلوب حاکمیت
حال در یک همگرایی خامنهای با مجلس خبرگانش، افزون بر اعتراضات داخلی، نارضایتیهای جناح مغلوب حاکمیت نیز، موضوع و مسئله ذهن خامنهای شده و آن را با اعضاء این مجلس در میان گذاشته است که «کسانی که خودشان و شخصیتشان، هویتشان در معرض نابودی و ویرانی است… همه را این طور میبینند…»
قطع یقین هم خامنهای و هم مجلس خبرگانش منظور خامنهای از این حرفها را به خوبی درک میکنند و به خوبی میدانند که در لبهی پرتگاه و سقوط قرار دارند، وقتی که بسیاری از دورن حکومت ایران و جناح مغلوب هشدار و انذار آن را میدهند.
خامنهای با ابراز این جملات و با یادآوری مثال مشابهی از هشدارهای سال ۶۹ برخی از کارگزاران نظام، میخواهد این گمانه را به مخاطب القاء کند که وضعیت وی و حکومتش تغییری نکرده و نخواهد کرد.
این در حالی است که آستانه تغییر در حکومت خامنهای به روشنی فرا رسیده و ماههاست که در کف خیابان، شعارهای آن به گوش همه جهانیان رسیده است هر چند که خامنهای بخواهد با این جملات آن را انکار کند، اما این، امری نیست که انکارکردنی باشد.
برای ادلهیی برای این ادعا تنها کافی است به ۵ سال اخیر و اعتراضاتی بزرگی چون اعتراضات سالهای ۹۶، ۹۸، و ۱۴۰۱، نگاهی گذرا کرد تا مفهوم شرایط بحرانی و خطر سقوط حکومت خامنهای را از لابلای این اعتراضات که با گذشت هر سال بر کمیت و کیفیت آن افزوده میشود؛ دریافت.
خامنهای در اشاره به هشدارهای جناح مغلوب، یک امر دیگر را نیز میخواهد به ثبت داده و آن را به مخاطب القاء کند و آن اینکه شرایط کنونی نیز مانند شرایط دوران پس از مرگ خمینی است و در بر همان پاشنه خواهد چرخید و شرط همراهی جناح مغلوب و اجازه نفس کشیدن آنها، همراهی بیچون و چرا با ولایت فقیه میباشد!
«دیگر کسی نگوید جمهوری اسلامی برای خود دشمن میتراشد»!
خامنهای این مفهوم را با بیان دیگری نیز ارائه میکند آنجا که میگوید «دیگر کسی نباید در فضای مجازی و… بگوید جمهوری اسلامی برای خود دشمن میتراشد، زیرا این ذات نظام است…»!
به دیگر بیان خامنهای با این سخن آشکارا به خط انقباض و یکپایگی حکومتش که از چند سال پیش خیز آن را برداشته تاکید میکند، امری که با روی کار آوردن رئیسی منفور و جراحی بزرگ، حتی در جناح خودش، آن را در مرحله نهایی، اجرایی کرد.
با این وجود خامنهای و خبرگانش چه بخواهند و چه نخواهند، عواقب یکپایگی و انقباض حداکثری نظام در چند سال اخیر را در اعتراضات شش ماهه اخیر به وضوح دیده و میبینند، عواقبی که ترس از آن، تا بن استخوان خامنهای و کارگزارانش رسوخ کرده است و وی را مجبور ساخته است تا در دیدار با خبرگانش، با تاکید بر خط انقباض حداکثری، این راه را تنها راه نجات حکومتش از سرنگونی معرفی کند، راهی که از قضا، قطعا به تغییر و سرنگونی حاکمیت خواهد برد؛ شرایط عینی جامعه، قیام کف خیابان و نشانه رفتن «نماد» اصلی آن یعنی خامنهای، واضحترین گواه این موضوع است.
از این رو خامنهای تلاش میکند ولو بیهوده، اعضای «بالاترین مرکز و مجموعهیی در نظام» یعنی خبرگانش را از خطر ریزش و ناامیدی آیندهی حکومتش خبردار سازد چرا که هر گونه شکاف و شقه در این ارگان که تعیینکننده «عمود خیمه»ی نظامش هستند، خطرش بیشتر از شقه و شکاف در هر ارگانی در نظام است؛ به خصوص با وضعیت بیماری خامنهای و احتمال مرگ وی.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.