هنگام وبگردی شبانه ام عنوان تیتر یکی از سایت هایی که به زنده یاد ” عمران صلاحی ” شاعر و طنزپرداز معاصر اختصاص یافته بود توجه ام رو جلب کرد که به مناسبت هفتمین سالگرد پرواز این هنرمند با اخلاق ویژه نامه ای شامل هشت مقاله از خاطرات دوستان و یاران نزدیک استاد صلاحی منتشر کرده بود . بی اختیار یاد خاطراتی افتادم که با این دوست و همکار از دست رفته ام داشتم . براستی زمان چه زود می گذرد . انگار همین دیروز بود که با وی در مجله سروش آشنا شدم . بقدری متواضع بود که هیچ گاه از هنرش حرفی نمی زد ! اوایل فکر می کردم کارمند ساده ای است که در بخش کتابخانه انتشارات سروش کار می کند ! تا این که از زبان زنده یاد ” قیصر امین پور ” شنیدم که او از شاعران و طنزپردازان طراز اول کشور است . پس از آن دوستی ما رنگ و بویی تازه به خود گرفت . خب دست سرنوشت هر یک از ما رو به سویی کشاند .. من سر از تلویزیون در اوردم و استاد صلاحی هم در جای دیگر مشغول به کار شده بود { مدتی قبل از مرگش یه روز در خیابان او را که دیدم گفت نزد مهندس فیروزان مشغول است } هنوز یک سال از راه اندازی سایت ام نگذشته بود که متآسفانه خبر درگذشت او را شنیدم ! باورش برایم خیلی سخت بود .. برای زنده نگاه داشتن یاد و خاطرات خوبی که با وی داشتم ، یکی از ماجراهای شیرین او را در تارنمایم همان موقع منتشر کردم . حالا با اجازتون همون خاطره رو بدون کم ترین تغیری به مناسبت هفتمین سالگرد درگذشت دوست هنرمندم ” عمران صلاحی ” بازنشر می کنم . لازم به ذکر است من تعمدآ لینک ویژه نامه یاد شده رو { به خاطر ف ی ل ت ر بودن } درج نکردم .

 https://vgqpqw.dm1.livefilestore.com/y2pJYno8B_IYgvlAJESolAbn2sRon09EyiNsr_fgYrEqZfj2dIpvh_zuNlxCxUXEjgtjeT0gtkrlvD0xDwmJmqfSCb3fpXZDvIt15DkuSmgRTo/%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D9%8A---2.jpg?psid=1

چگونه طنز عمران صلاحی ، جنجال آفرید ؟ :

لازم نیست در مورد شخصیت و آثار دوست عزیز و همکار فرهیخته ام مرحوم عمران صلاحی چیزی بگویم . چون آوازه این شاعر طنز پرداز کشور ما ، بر کسی پوشیده نیست . لذا بدون مقدمه به بهانه اولین سال درگذشت او به نقل خاطره ای می پردازم

در ایامی که عمران صلاحی در محاق بود و اجازه نگارش نداشت ، به لطف مهندسمهدی فیروزان مدیر عامل وقت انتشارات سروش ، در کتابخانه این نشریه به فعالیت پرداخت . و هر از گاهی دست به قلم می شد و با نام مستعار ( راقم این سطور ) طنز نوشته های خود را منتشر می کرد

 روزی صلاحی دستمایه نگارش خود را به افراد چاپلوس و پاچه خوار اختصاص داده و در هفته نامه سروش ، حرکات و رفتار این افراد را به طنز تشریح کرد . از جمله نوشت :

در یک اداره که دارای کارمندان زیادی است ، اگر یک روز پدر رئیس اداره فوت نماید ، در مراسم خاکسپاری ، کارمندان چاپلوس بیش از صاحب عزا به گریه و زاری می پردازند . و بعضی ها برای نشان دادن ارادت بیش از حد خود نسبت به جناب مدیر ، حتی به درون قبر می روند و با گریه وشیون اجازه دفن میت را نمی دهند و از قضا هم زمان با اتشار این مطلب در مجله سروش ، پدر مهندس فیروزان به رحمت ایزدی می پیوندد. در روز خاکسپاری جمعی از کارمندان جهت تسلیت و ادای احترام عازم بهشت زهرا می شوند

در همین اثنا یکی از کارمندان به نام آقای ف ، که همیشه ارادت خیلی خاصی به جناب آقای رئیس داشت از شدت ناراحتی به درون قبر رفته و آن جا دراز می کشد . اطرافیان هر چه تلاش می کنند تا این کارمند را از قبر بیرون بیاورند ، موفق نمی شوند . این در حالی است که خانواده جناب مدیر از یکدیگر با تعجب می پرسند این آقا چه نسبتی با ما دارد که این گونه به سر وصورت خود می کوبد ؟ شدت عزا داری آن مرد به گونه ای بود که توجه همه را جلب کرده بود . و حتی بیش تر از فرزندان آن مرحوم اظهار ناراحتی و مصیبت می کرد

بالاخره مراسم به اتمام رسید و تمام کارمندان به مجله برگشتند . از طرفی شماره جدید مجله که حاوی مطلب طنز بود ، از چاپخانه تازه رسیده بود که …همکاران با تورق سروش ، نگاهشان به مطلب مرحوم صلاحی می افتد . و آن ها هم نا مردی نکرده و قسمتی که مربوط به خوابیدن در قبر بود را بریده و بعد از های لایت کردن ، به تابلوی اعلانات هر یک از طبقات می چسبانند

در این میان دو نفر از حال و روز یک دیگر اطلاع نداشتند . اول عمران ، که به مراسم نیامده بود و بالطبع از رخداد ها هم بی خبر بود .

دوم آقای ـ ف که دیر تر از همکاران به دفتر سروش رسیده بود . و با خواندن اعلامیه ها به امضای صلاحی ، با عصبانیت راهی کتابخانه شده و یقه مرحوم را گرفت ….. خلاصه غوغا و جنجال بزرگی برپا شد . و هر چه عمران دلیل می آورد ، طرف مقابل قبول نمی کرد . تا این که عاقبت مرحوم صلاحی ثابت کرد که درج آن مربوط به هفته گذشته بوده است ، و در زمان نگارش نه کسی فوت شده و نه کسی در قبر خوابیده بود

توضیح : مطالب هفته نامه ها از یک هفته قبل برای چاپ ارسال می شوند

ایام به کام

https://s0t26g.blu.livefilestore.com/y1p8oFwifmvSNlgvjP74kMROe-Y268Hq5JtBkMCY4ZdvsbKpSD9hia2JfCPWBK_RkkROAmSc0vjOLt1-x00xr8EhH9MjoFxMlZu/autumn-3.jpg?psid=1

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)