در شبانه روز گذشته پردۀ جدیدی از نمایش آلترناتیوسازی امپریالیستی و تحمیل یک دیکتاتوری ارتجاعی دیگر به مردم به جان آمدۀ ایران به راه افتاده و چنانکه اکثراً دیده یا شنیده اند، فرزند دیکتاتور مخلوع ایران که به پشتوانۀ زدوبند با مرتجعین و جنگ طلبان و اربابان جنگ و استثمار از صندوقچۀ خاطرات تلخ مردمان ایران بیرون آورده شده، کمپینی گمراه کننده و فاقد مشروعیت را تحت عنوان «وکالت میدهم» به راه انداخته است تا خود را فراتر از هر جنبش اعتراضی و مردم عادی و دیگر فعالان سیاسی در داخل و خارج از ایران قرار داده و به عنوان رهبر (و در آینده به عنوان پادشاه) به مردم معترض به تنگ آمده از رژیم سرمایه داری اسلامی تحمیل و حقنه کند.

به هوش باشید، این یک رفراندوم غیررسمی برای وزن کشی رضا پهلوی است که پس از مدت ها مانور دادن حول این شخصیت و برجسته سازی زورکی او در رسانه های وابسته به دلارهای سعودی و آمریکایی و قطری و اسرائیلی انجام می شود و هدف آن تراشیدن دیکتاتوری دیگر و تحمیل رهبری خودخواندۀ او به جنبش مردم داخل کشور است. اگر تاکنون عده ای صحبت های فریبکارانۀ رضا پهلوی مبنی بر عدم تمایل به سلطنت و میل او به برگزاری رفراندوم دموکراتیک را باور کرده بودند و گول دروغ هایی همچون برابر بودن او با دیگر مردم جانفدا در کوچه و خیابان و کارخانه را خورده بودند، اکنون با به راه افتادن مجلس بیعت با ظل الله، دیگر دم خروس او از زیر قبای پادشاهیش بیرون زده و جای هیچ انکار و خودفریبی وجود ندارد. اگر امروز نسلی هرچقدر هم مدعی نوگرا بودن، از نفرتِ «ولایت فقیه» حاضر به پذیرش «وکالت وقیح» باشد، به لحاظ شیوۀ استدلال و مبنای ذهنی هیچ تفاوتی با نسلی نخواهد داشت که ۴۴ سال پیش از کینِ پادشاهی به عبای ملا چنگ زد و بتی را به جای بتی دیگر نشاند.

پس از تلاش های روزهای اخیر طرفداران احیای دیکتاتوری پادشاهی در ایران مبنی بر راه اندازی دو حزب با نامهای ایران نوین و مشروطه (بخوانید: «حزب بله قربان» و «حزب چشم قربان» در قالبی جدید) اکنون به دنبال برگزاری رفراندوم غیررسمی هستند تا ضمن به راه انداختن کمپین های اینترنتی برای اِشغال فضای مجازی و ایجاد فضای اختناق و به حاشیه بردن صداهای متفاوت که راه سومی را به جز دو دیکتاتوری سرمایه داریِ آخوندی-سپاهی و پادشاهی-ساواکی پیشنهاد می کنند، مقدمات تبدیل شدن دیکتاتوری طلبان به یگانه اپوزیسیون در خارج از کشور را فراهم کنند و صدای نیروهای راه سومی را در خارج از کشور نیز ببُرند.

تردیدی نداشته باشید نتایج این نظرسنجی اهمیت دارد و هم اکنون گردان سایبری ساواکی های نوین متشکل از لمپن ها و اراذل و اوباش دیکتاتوری طلب به دنبال هرچه بیشتر کردن امضاها به ویژه در میان ایرانیان از داخل بی خبر و خودبرحق تر پندارِ خارج از کشور هستند. ایستادن در برابر فاشیسم البته نیاز به جسارت دارد، و این جسارت بیش از آنکه با حفظ جان ارتباط داشته باشد به توانایی مخالفت با امری مربوط است که عامۀ مردم بدون تعقل و درنگ از آن ترجیح می دهند که از آن تبعیت کنند. جسارت داشته باشیم و فریاد بزنیم «انسان زنده وکیل نمی خواهد». ما نمی خواهیم یک فرصت طلب بیکاره که افتخاری به جز دیکتاتورزادگی ندارد خود را وکیل مردم زحمتکش و ستمدیدۀ داخل ایران بداند. مردم ما از هر ملیت و دین و جنسیت و گرایش جنسی و زبان و نژاد بیش از یک صد سال با سه رژیم دیکتاتوری جنگیده اند. آنها جسارت دو انقلاب داشته اند و معنای آزادی را درک کرده اند و به راحتی تن به صغارتی دیگر نخواهند داد و ولایت مطلقه را با وکالت مطلقه جایگزین نخواهند کرد.

وکالت اسم رمز واگذاری اختیار و قدرت به دیکتاتوری دیگر است و جوانان و زنان به تنگ آمده از ولایت، باید جسارت داشته باشند و همین اکنون در مقابل صغارت و حقارت بایستند. باید به این کمپین فاشیستی «نه» گفت و بساط احیای ایران نوین و عقبگرد و بازگشت چماقداران پان ایرانیست تحت عناوین دیگر همچون مشروطه را به هم ریخت و این چهره های فاشیست شناخته شده و بی آبرو را که سابقه ای به جز جنایت و استثمار ندارند افشا کرد. با احیای «حزب بله قربان» و چماقداران گروه فشار، دولت خودخواندۀ منتظرالسلطنه در خارج از کشور یک «ساواک» کم دارد و مطمئن باشید اگر اکنون در مقابل این وقاحت نایستید گام بعدی این جماعت احیای رسمی ساواک و دم و دستگاه اطلاعاتی و به راه انداختن بگیر و ببند و شکنجه ای خواهد بود که از هم اکنون در بیانیه هایشان به آزادیخواهان و برابری طلبان داخل کشور وعده می دهند و برای فردای ایران هر شب خوابش را می بینند. نتیجۀ این رفراندوم غیررسمی می تواند لغو مجدد «برنامۀ طلوع خورشید» باشد!

جمعی از فعالان داخل کشور، در مقابل این رفراندوم غیررسمی ایستاده و کمپین دیگری تحت عنوان «رضا پهلوی وکیل من نیست» به راه انداخته اند. هرچند سرمایه و قدرت پشت آنهاست و ارتش و ساواک سایبری شان در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مشغول باد زدن این زغال هستند، اما حتی یک امضا می تواند نشان دهد راه سومی نیز در این مسیر ممکن است؛ راهی که نه پذیرفتن فاشیسم اسلامی کنونی باشد و نه تن دادن به تأسیس پادشاهی و یک دیکتاتوری دیگر؛ نه دیکتاتوری داخلی و نه دخالت خارجی؛ نه فاشیسم دینی و نه فاشیسم ناسیونالیستی. ما مردم ایران می توانیم با بازشناسی یکدیگر و سازماندهی خود قدم در این راه بگذاریم و سامان سیاسی خودمان را بر اساس عقلانیت دموکراتیک دسته جمعی بسازیم. شما را به امضا کردن پتیشن زیر دعوت می کنم؛ جسارت داشته باشید، مرعوب این «تاجگذاری مجازی» نشوید و به رنگ جماعت در نیایید!

کمپین «وکالت نمی دهیم!» را در لینک زیر امضا کنید:

https://chng.it/q8HXF2bJSN

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)