دیگر شکی نیست که ارادۀ دینی حکومت، مسلط ساختن زبان و فرهنگ حاکم بر زبان های محکوم در ایران است. علی معلم نماد شعر تملق راست گرایی افراطی می باشد. شاعری که ادامۀ شاعران درباری فارس ها است. شعر برای صله و بخشش می سراید و سگ آستان صاحب نعمت خود است. از چنین موجود بی ارزشی که همۀ هم و غمش به یاد سپردن مناسبات و روزهای خاص است تا برای همه شان شعری بسراید و خوش رقصی بنماید و مورد لطف سیاست و قدرت قرار گیرد چه انتظاری می توان داشت؟ من از کسانی که مقام و منزلت هنر و ادبیات را تا سطح مداحی و چاپلوسی تنزل می دهند بیزارم. ریشوهایی که بی ریشگی را در تار وپود فرهنگ بسط می دهند و این بی فرهنگی خود را مادر فرهنگهای شرقی قلمداد می کنند. به این الله اکبر گوی قاتل سیرت که از رادیکالیسم بهره می برد باید گفت اگر فرهنگ آذربایجان و ترکمنستان و حتی افغانستان و پاکستان و … فرهنگ ایرانی بود که در طول تاریخ از بدنۀ جغرافیای خیالی تو جدا نمی شدند.
” و اندوه بزرگ این است که آذری‌ها که هرگز تبار ترکی نداشته‌اند به جهت غلبه زبان ایل‌های مهمان مدعی صحراگردی و توحش بعد از مدنیت‌اند. ناگهان جمله افتخارات و ارجمندی فرهنگ و تبار خویش را به هیچ می گیرند.”
گور پدر اندوه تو و دود قلیان و تریاکت که جملۀ افتخار و ارجمندیت دلقک بازی برای قدرت است. تصاویرت نیز شاعرانه نیست و بی منطق می باشد. آذربایجان یک سرزمین کوهستانی است و صحراگردی و توحش مختص تفکرات کویری امثال توست. همین مغزهای صحراگرد و وحشی امثال توست که به جای احترام به زبان ها و فرهنگ های دیگر مثل پرویز ورجاوند در جهت نفی و طرد دیگران به نامه پراکنی های فاشیستی روی می آورند و تلاش دارند تا صورت مسئله را پاک کنند. میشود بگویی که کدام ارجمندی را به ما داده اید که نگران از دست رفتنشان هستید؟ چاپلوسی و مداحی و ریاکاری را ارجمندی نام می نهید؟ آیا ارجمندی در این است که وقتی انگشت دیکتاتور سوریه لای درب سیاست گیر کرد فوری برایش اشعار آبدار نوشت و مراسم دعا و صلوات به راه انداخت اما کودکان مظلوم و زلزله دیدۀ آذربایجان را صرفن به خاطر ترک بودنشان در درد و اندوه رها کرد؟
گور پدر اندوه تو که ریش و افیون عرفان بازی های توهم زایتان کوتوله هایی نظیر احمدی نژاد و خودتان را می زاید. اندوه تو اول از همه باید اسارت و بردگی و بی سیرتی خودت باشد که با نام دین و ایمان و اسلام باور مردم را می کشید. در هیچ برهه از تاریخ مشرق زمین به اندازۀ امثال تو و یوسفعلی میر شکاک و قزوه و … شعر و ادبیات اینهمه ذلیل ظالمان و سیاستمداران نگشته بود. از کدام ارجمندی سخن می گویی؟
عظمت شما در چیست؟ افسانۀ تو کدام است؟ ده ده قورقود را جهل مرکب می دانی و زبان مرا عامل توحش و انتظار داری که بیاییم و برایت دست تکان دهیم؟ گیرم که گذشته ای نداریم و مثل قارچ یک شبه سر بر آورده ایم می خواهی چه کنی؟ با میلیونها ترک زبان می خواهی چه کنی؟ و البته قبول کنید که زبانمان آنقدر قوی و محکم است که در طول تاریخ در برابر اینهمه هجمۀ ناعادلانۀ شما مقاومت کرده و به حیاتش ادامه داده است.
افسانۀ تو کدام است؟ کمی دیر نکرده ای؟ تو که حتی به اعتقادات خود نیز باور نداری و تا میر حسین را انداختید به دکانش خزیدی و شدی رییس فرهنگستان. رییس کدام فرهنگستان هستی؟ در فرهنگستان شما کدام اندیشه و تفکر شرقیتان به یک گفتمان با ارزش جهانی تبدیل شده است؟ این چه رییس فرهنگستانی است که با تحقیر فرهنگ های دیگر مست می کند؟
مسئله این است که اصول گرایان این روزها بد جور به ملت ها و زبان های دیگر می تازند. آنها شاید در سایۀ این تاخت و تازها می خواهند خود را با ملی گرایان فارس آشتی دهند و به کوروش و داریوش و رستم بچسبند. انگار آنها حس کرده اند که دیگر نمی توانند با خرج کردن از دین برای خود تخت و بخت درست کنند. برای همین چاره را در این دیده اند که کمی راه های جدیدی بیازمایند. و چه دیواری کوتاهتر از دیوار ترک ها و عرب ها و..
علی معلم ملغمه ای است از مداحی و هتاکی که نباید بیش از این به او پرداخت. و تنها باید گفت که این عوعوی سگان شما نیز بگذرد.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)