اعتصاب مدرسه انقلاب

چند وقت پیش در یکی از دانشگاه‌ها، دانشجویان شعار مهمی سر دادند؛ «شیفت صبح مبارزه، شیفت شب آگاهی». شاید بیشتر از هر زمان دیگری هم‌نظر شده‌ایم که باید همپای مبارزه و مقاومتمان در مـدارس، خـیابـان‌ها و دانشـگاه‌ها بخوانیم، ببینیم، بدانیم، فکر کنیم و با هم حرف بزنیم. قصد داریم در جوانه آثار ادبی و هنری‌ای را معرفی کنیم که با بیانی روایتگرانه بازتابی از امیدها، تجربه‌ها، مقاومت‌ها و همبستگی‌هاست. آثــاری که – همان‌طور کــه  «صمـد بهرنگی»، معلم و داستان‌نویس می‌گوید- پلی باشند بین دنیای رنگین بی‌خبری و خیال‌های شیرین کودکی و دنیای واقعی اجتماعی. ما معتقدیم هنر و ادبیات باید آگاهی‌بخش باشد و به تناسب سن کودکان از آنچه در جامعه می‌گذرد، بگوید و امکان‌ها و فکرهای تازه‌ی خلاق را جان ببخشد. معرفی پیشنهادها را از همین امروز شروع می‌کنیم.

کتاب «اعتصاب، مدرسه انقلاب» رمان کوتاه و مصوری است که قدسی قاضی نور سال‌ها پیش برای مخاطب نوجوان نوشته و تصویــرســازی کـرده اسـت. دقیقـش می‌شــود سـال‌هـای ۱۳۵۷-۱۳۵۶، یعنی زمانی که مردم دست به کار و در تلاش بودند تا حکومت زورگو و استبدادی پهلوی را برکنار کنند و از شر تبعیض و ظلم خلاص شوند. این رمان روایتی از آن اوضاع و  تلاش‌ها از دریچه چشم دختری نوجوان است. هرچند آن زمان مردم در کار خود موفق شدند، اما حکومت زورگوی دیگری جای زورگوی قبلی را گرفت و بر تبعیض و محدودیت‌های قبلی، تبعیض‌ها و محدودیت‌های جدیدی هم اضافه شد. وقتی کتاب را می‌خوانیم می‌بینیم با وجـود تفاوت‌ها، چقـدر حال و هوای آن روزها به این روزها شباهت دارد.

لینک دانلود کتاب

برای بازاندیشی، بحث و گفت‌و‌گو
می‌توانیم به این شباهت‌ها و البته تفاوت‌هـای آن زمان و این زمان فکر کنیم. چرا مـردم آن روزها آن حکومت را نمی‌خواستند؟ چرا ما امروز این حکومت را نمی‌خـواهیم؟
شباهت حکـومت پهلوی و حکومت جمهوری اسلامی در چه چیزهایی است؟
چرا تبعیض‌ها، زورگویی‌ها و استبداد حکومت جمهوری اسلامی جای تبعیض‌ها و استبداد حکومت پهلوی را گرفت؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)