درفایل صوتی که اخیرا افشا گردیده است، فایلی که سرتیپ قاسم قریشی جانشین بسیج در آن سخن میگوید، تحلیل علی شمخانی، رئیس شورای امنیت ملی، از وضع کنونی جالب و شنیدنی ست و، ظاهرا، حکایت از آگاهی و اطلاعات وی میکند مبنی بر آنچه در کف خیابانها تقریبا در سه ماه گذشته بوقوع پیوسته است و می پیوندد. که نشان میدهد، او نه تنها از مشکلات و دشواریهایی که جامعه با آن روی در روی است آگاه و با خبر است بلکه برای مقابله با آنها راهکارهایی هم ارائه میدهد. 

 از علی شمخانی، رئیس شورای امنیت ملی حکومت اسلامی، در فایل صوتی نقل میشود که گفته است آنچه که هماکنون در سراسر کشور بوقوع می پیوندد، در سال گذشته پیش بینی شده بود:

«ما زمستان پارسال وضعیت امروز را پیش‌بینی کرده بودیم با توجه به تجارب ۸۸ و ۹۶ و ۹۸، به این نتیجه رسیدیم که این‌ها می‌خواهند برای براندازی از این ایام» استفاده بکنند و «در موضوعات سبک زندگی و وضعیت معیشتی نقاط ضعف ما را شناسایی کرده بودند.

 کیست که بتواند نظام آخوندی را نظامی گذشته گرا و بیزار از آینده بخواند. اگر آقای شمخانی سال گذشته از انچه در سال آینده اتفاق میافتد، آگاه بوده است، آیا نباید از او انتظار داشت که نیروهای خود را اماده می ساخت تا از آنچه امروز بوقوع می پیوندد جلوگیری نماید؟

شمخانی ادعا میکند از سال گذشته میدانسته است که چه امواجی از خشم و اعتراض، بدلیل وخیم شدن وضعیت معیشتی و عدم امید بآینده، موجودیت نظام را تهدید میکند. اما، بهر چه که می اندیشیده و هر گونه که وقایع را مینگریسته است، ظاهرا، نتوانسته است کوچکترین تغییری در مسیر آنها بوجود آورده و یا حداقل وقوعشان را بتعویق بیاندازد.

این بدان معناست که آنچه از علی شمخانی نقل میشود حکایت از این واقعیت میکند که تحلیل او از شرایط موجود بسی بسیار کوته بینانه و در خدمت خود ستایی ست. آری، او کاملا میدانست که هدف این ها (جنبش) براندازی ست. اما، گویا یکسال دست روی دست گذارده و بهیچ وجه به راهکاری برای مقابله با خشم و خروش مردمی نیاندیشده است و یا اگر هم به راه حلی دست یافته است، چندان اثربخش نبوده است.

علی شمخانی، برغم تحلیل هائی که میکند، هرآنچه که میگوید در حاله ای از ابهام قرار دارد که بدشواری میتوان گفت شمخانی از هرچه که سخن میگوید از واقعیت برمیخیزد بلکه از آنچیزی سخن میراند که او واقعیت میپندارد. بهمین دلیل فکر میکند اگر باین واقعیت اعتراف بکند که این ها (دشمنان) نقطه ضعف نظام را در زمینه وضعیت معیشتی و در سبک زندگی شناسائی کرده اند، خیلی شفاف، راست و پوست کنده، از شکست و عدم موفقیت نظام سخن گفته است و البته که اصلا دچار توهم نیست.

سخنان شمخانی هم، ملهم است از گفتمان آخوندی، بویژه گفتمان آخوندی که روضه خوان است. چون از روضه که نمیتوان انتظار داشت که در پیروی از عقل خوانده شود. چون حرفه روضه خوانی چیزی نمیتواند باشد مگر فریبکاری. چرا که هرگز نمیتوانی پاسخی بسوالاتی را بگیری که در روضه خود، بیان کرده است. آیا معلوم است که این ها بچه دلیل به براندازی نظام در طولانی، نه کوتاه مدت بپا خواسته اند؟ اگر فکر کنیم معنای وضعیت معیشتی را میفهمیم، آیا میتوانیم دریابیم که چگونه است که سبک زندگی به نقطه ضعفی تبدیل میشود که از آن بنفع براندازی نظام استفاده شود؟ آیا پاسخ مثبت و عقلانی باین دو نقظه ای که نقطه های ضعف نظام بشمار میرفتند، نمیتوانست از شدت خشم و خروش مردمی بکاهد؟

شاید، سوء تعبیر رابطه وضعیت معیشتی و سبک زندگی با یکدیگر است که تاکنون پاسخی شایسته برای حل آن نیافته اند. چون شمخانی بخوبی آگاه است، که یکی از انگیزه های خشم و خیزش جمعی، رهایی از سبک زندگی بر اساس شریعت اسلامی بوده است، از جمله رهایی از حجاب اجباری و جدایی جنسیتها، رهایی از ممنوعیت در رقصیدن و شادی و پایکوبی، رهایی از محرومیت در خوش بودن و خوش زیستن، در لذت بردن و مهربان بودن با یکدیگر، همان سبک زندگی ای که حکومت اسلامی برای ۴۴ سال بر مردم منع نموده و تخطی از آن را مورد تنبیه و مجازات، زندان و شکنجه قرار میداد و میدهد. باینترتیب حکومت آخوندی زندگی ۸۵ میلیون انسان را سخت و دشوار و جهنمی نمود.

 اما، علی آقا شمخانی و نظامی که او متعهد به حفظ آن است، هنوز بآن مرحله از بلوغ نرسیده اند که مردم را در گزینش سبک زندگی آزاد بگذارند. چه، او بخوبی آگاه است، لحظه ای عقب نشینی در این زمینه سر انجام بفروپاشی نظام منجر گردد. این ترس از عقب نشینی است که شمخانی را، مثل تمامی همردیفانش وادار میسازد که از واقعیت به توهم پناه ببرند و ایمان را جایگزین عقل کنند.

با این وجود، آنچه علی شمخانی بزبان میراند، میتواند اعتماد بنفس نظام نیز تعبیر شود. چون اساسا، خشم و خروش مردم در سراسر کشور را، جنبشی توصیف میکند ضعیف و سرکوب شدنی. بنا بر فایل صوتی،

شمخانی وضعیت اکنون را «دموکراسی دیجیتال افقی و بدون سر و بدون فرمان عمومی» خوانده و «نیروهای کف خیابان را» با استناد بر «بازجویی‌ها» و «مشاهدات و اظهارنظرها» به سه دسته «اعتراضات، اغتشاشات، و مقاومت مدنی» تقسیم کرده و گفته است که «راهبردشان تکثیر اجتماعی افقی است. هدفشان تغییر تدریجی و بلندمدت است. یعنی براندازی بلندمدت انجام خواهند داد. بحث کوتاه‌مدت و این‌ها نیست.

بدون تردید، چه بسیاراند آنانکه با تحلیل علی شمخانی از جنبش رهایی بخش زن زندگی آزادی، بعنوان «دموکراسی دیجیتال افقی و بدون سر و بدون فرمان عمومی» موافقند. حال آنکه تنها تعبیری که از این توصیف میتوان کرد آن است که جنبش بدون سر، بدون رهبر و فرمانده، ماهیتا ضعیف و محکوم بشکست است، بویژه زمانیکه بخشهای سه گانه آن اعتراضات، اغتشاشات، و مقاومت مدنی هم شناسایی شده باشند.

رئیس شورای امنیت ملی با تمام اطلاعاتی که در اختیار دارد، فهم درستی از شرایط پیرامون خود ندارد. چه، آنچه که او نقطه ضعف جنبش میخواند، پدیده ایست زائیده یک جامعه عمودی با یک سر باندازه سر یک هیولای عظیم، همچون سر ولی فقیه، آخوند خامنه ای، سر جانشین الله بر روی زمین، سری که بجز سر خود هیچ سر دیگری را سزاوار زندگی نمی دید و نمی بیند. دیجیتالی- افقی و بدون سر بودن جنبش در پاسخ به شرایطی رشد و نمو کرده است که دین و قدرت در راس جامعه تمرکز یافته و هرگونه زمزمه مخالف را بطور عمودی در طی ۴۴ سال گذشته از میان برداشته است.

علی آقا شمخانی یا نمیداند و یا خود را به ندانستن میزند که جنبش رهایی بخش نه یک سر بلکه سرها و فرمانهای عمومی بسیاری داراست که هم اکنون در اسارتگاههای نظام بسر میبرند، همه سرانی دانا و بینا و توانا برهبری و فرماندهی. بنگر چه نخبگانی در اسارتگاههای نظام بسر میبرند، زنانی همچون نسرین ستوده و نرگس محمدی و فاطمه سپهری و مردانی همچون عبدالفتاح سلطانی، محمد نوری زاد و قاسم خواستار در میان بسیاری دیگر که هریک میتوانند فرمان رهبری را بدست بگیرند.

 اما، تا زمانیکه، آخوند خامنه ای بر راس ساختار دین و قدرت قرار دارد، جنبش بدون سر و بدون فرمان عمومی تنها راه غلبه بر حکومت آخوندی ست. آیا، اگر جنبش سر داشت، نظام فرصت میداد که سر خود را شناسایی نموده و فرمان عمومی را صادر کند و یا بیدرنگ او را باسارت میکشید و از میان بر میداشت؟ اتفاقا، رمز پیروزی بر ساختار عمودی دین و قدرت برهبری آخوند خامنه ای، ادامه جنبش رهایی بخش زن زندگی آزادی بشکل دیجیتالی- افقی و بدون سراست. این ویژهگی جنبش است که نیروهای سرکوبگر حکومت آخوندی را خسته، گیج و سرگردان و فشل کرده است.

فیروز نجومی

firoz nodjomi

https://firoznodjomi.blogspot.com/

fmonjem@gmail.com

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)