اکانت توییتر ایلان ماسک روی صفحه گوشی با تصویری از ماسکدر پس زمینه نمایش داده می شود. بروکسل، بلژیک، ۱۹ نوامبر ۲۰۲۲. (جاناتان راا / نورعکس از طریق گتی ایماژ)

اسطوره سیلیکون ولی،  ثبات و استعداد قهرمانان فناوری خود را به نمایش می گذارد. اما هرج و مرج تسلط ایلان ماسک بر توییتر نشان داده است که هیچ بازی استادانه یا پیچیده ای از شطرنج چند بعدی در پشت پرده وجود ندارد: فقط سرمایه داران پیش پاافتاده و معمولی.

ایدئولوژی سیلیکون ولی در نزد عموم توامان قدرتمند و فریبنده است.  از طریق ادغام فناوری و بازارهای نامحدود، یا به همین ترتیب فرهنگ شتاب بی وقفه و ریسک پذیری رادیکال، نوآوری های بی پایان را به پیش می برد.  چنین نوآوری به نوبه خود، محصولات مصرفی بهتر، تسهیلات جدید روزمره و البته فرصت های جدید برای خلق ثروت را به همراه دارد.  با این حال، در آرمان‌شهری‌ترین شکل خود، وعده نهایی سیلیکون ولی انقلابی‌تر است – نوعی تعالی سکولار که گونه‌های ما را از محدودیت‌های وجود سیاره‌ای خود و شاید حتی از محدوده بدن‌های فانی ما رها می سازد.  

گفته می شود که ماده اصلی این کوکتل آینده نگر، نژادی نادر از افراد استثنایی است که از طریق ترکیبی از نبوغ عجیب و غریب و قدرت شخصی به اوج می رسند.  ظهور این ابر انسان به بهبود نوع بشر کمک می کند، و ثروت بی حد و حصر آنها نشان دهنده پاداشی متناسب با ارزش اجتماعی است که آنها ایجاد کرده اند.

این مورد در عصر سیاست راکد و نگرانی فزاینده درباره آینده، داستانی جذاب و حتی آرامش بخش است.  این همچنین یکی از مواردی است که تعداد کمی از چهره‌ها به اندازه ایلان ماسک با موفقیت از آن استفاده کرده‌اند –کسی که سال‌ها تصویری از نبوغ پرومته را به نمایش گذاشته است که برای میلیون‌ها نفر به‌طور منحصربه‌فرد متقاعدکننده بوده است. با توجه به رفتار واقعی ماسک، حضور ترسناک او در شبکه‌های اجتماعی، یادآوری‌های بی‌وقفه محصولات شرکتش و اظهارات پرشور او که هیچ ارزشی نداشت، دچار سردرگمی خواهی شد.  با این وجود، دوره تقریباً یک ماهه‌ای که از زمان تصاحب توییتر توسط او گذشته است، احتمالاً بیش از هر یک از این چیزها به وجهه او – و به افسانه‌های متقلبانه و خودخواهانه سیلیکون ولی که از آن استفاده می‌کند – آسیب رسانده است.

به نظر می رسد، استراتژی تجاری ماسک برای توییتر تاکنون به همان اندازه کلی و غیرقابل تصور بوده است. او در مواجهه با کاهش درآمد در شرکتی که از سال ۲۰۱۹ تاکنون سودی نداشته است، فوراً استراتژی دو جانبه کسب درآمد و کاهش را اتخاذ کرد – تقریباً معادل درس های مدرسه کسب و کار سال اول «کم بخر، بالا بفروش». ماسک در پی اخراج بی‌رحمانه هزاران کارمند و کاهش مزایا برای کسانی که باقی مانده‌اند، در حالی که به دنبال دریافت هزینه از کاربران برای امتیاز تأیید بود، آشکارا امیدوار بود بتواند در عین کاهش هزینه‌های عملیاتی، جریان درآمد جدیدی ایجاد کند.

بیش از هر چیز، این یک فاجعه در روابط عمومی بوده است.  اما انتشار بی‌نظم و خنده‌دار «توییتر آبی» بازسازی‌شده تقریباً توانست این واقعیت را پنهان کند که در وهله اول فقط تعداد کمی از کاربران تصمیم گرفتند شرکت کنند (خدمات اشتراک «تأیید شده آبی» که ماهانه هشت دلار هزینه دارد، ظاهراً  قرار است در ۲۹ نوامبر رونمایی شود).  در میان هرج و مرج، تبلیغ کنندگان بزرگ- از جمله چیپوتل، جنرال میلز و یونایتد ایرلاینز – شروع به ترک این بازار کردند، مشکلی آشکار برای شرکتی که ۹۰ درصد درآمد خود را از تبلیغات به دست می آورد.

از لحاظ کمی، ما دقیقا نمی دانیم که اوضاع در توییتر چقدر بد شده است – زیرا شرکت دیگر ملزم به ارائه گزارش های مالی به کمیسیون بورس و اوراق بهادار نیست.  اما، همانطور که تحلیل اخیرا منتشر شده از سوی وال استریت ژورنال مشخص می کند، مطمئناً هیچ چیز برای شرکت یا شخص ماسک خوب نیست.  از زمانی که ماسک برای اولین بار در آوریل ایده خرید توییتر را مطرح کرد، دارایی خالص او میلیاردها کاهش یافته است و در جاهای دیگر ارزش سهام تسلا تقریباً به نصف کاهش یافته است.

و حتی اگر معیارهای دقیق تری را در اختیار داشتیم، احتمالاً در مقایسه با منظره واقعی رهبری ماسک محدودتر بود. شیوه مدیریت ماسک که تاکنون با تصمیم گیری های تکانشی، تغییرات ناگهانی در سیاست ها، و تعریف سطحی و نامنسجم از آزادی بیان تعریف شده است، با تلاش های شرم آور این پنجاه و یک ساله برای ارسال پست در میان هرج و مرج، پیوند خورده است.

در نقطه ای خاص، حتی فداکارترین طرفداران ماسک نیز باید بپرسند که طرح اصلی او فراتر از رفتار عمومی دمدمی مزاج و چهره متفکرانه به خود گرفتند چیست. در نهایت، عده‌ای ممکن است حتی به همان نتیجه‌ای برسند که نکته سنج ها مدت‌ها پیش به آن رسیده‌اند: اینکه هیچ نابغه پرومته گونه ای، بازی استادانه شطرنج چند بعدی، یا  فیلسوف برجسته امروزی که پشت صحبت‌های امپراطوی مریخ، یادآوری‌های محصول و میم‌های حماسی بیکن پنهان شده است، وجود ندارد.  تنها چیزی که در پشت پرده وجود دارد، یک سرمایه دار پیش پاافتاده و معمولی است که کارهایی را انجام می دهد که سرمایه داران همیشه انجام داده اند و البته در این مورد بسیار بد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)