«مجمع عمومی» تنها نهاد سازمان ملل است که در آن همه 193 دولت عضو، دارای رای برابر هستند و ازاین‌رو برخلاف سایر ارگان‌های سازمان ملل که برابری آرای دولت‌های عضو، محلی از اعراب ندارد، مجمع عمومی را می‌توان «پارلمان ملت»ها نامید. وظیفه مجمع عمومی در کنار امور اداری و بودجه‌ای سازمان ملل، پرداختن به ضروری‌ترین مسایلی است که در هر گوشه دنیا می‌تواند نوعی مساله یا بحران انسانی تلقی شود. این ارگان سازمان ملل بعد از شورای امنیت در عین حال وظیفه پرداختن به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را هم دارد. بعد از تصویب قطعنامه 377 مورخ 3نوامبر 1950 مجمع عمومی می‌تواند در راس ابتکاری با توانایی تصویب قطعنامه به‌طورمستقل به مسایلی که صلح و امنیت انسانی را خدشه‌دار کرده‌اند، وارد عمل شود.

به این ترتیب اهمیت مجمع عمومی را باید جایی فراتر از سخنوری‌های بی‌حاصل و کسالت‌باری دانست که با سابقه تاریخی ثبت هشت ساعت سخنرانی بدون وقفه دیپلمات هندی – که نهایتا به بیهوشی او منجر شد – یا سخنرانی 9ساعته «فیدل کاسترو» یا ژست‌های بی‌حاصل «سرهنگ قذافی» جست‌وجو کرد. به عبارت دیگر می‌توان گفت مجمع عمومی یکی از فضاهای بازی است که دستگاه سیاست خارجی برای معرفی فرم و محتوای برنامه‌های ملی هر کشور می‌تواند به بهترین وجه از موقعیت مشروعیت‌سازی – پیوندسازی ملی – بین‌المللی برای منافع ملی‌‌اش بهره ببرد. رویه جاری در اجلاس‌های سالانه مجمع عمومی سازمان ملل بر این منوال است که سران دولت‌ها به طرح نظرات، مسایل و بحران‌های عمدتا بین‌المللی و ملی می‌پردازند. مجمع عمومی با ثبت همه این پرسش‌ها آنها را به کمیسیون‌های شش‌گانه تخصصی خود بعد از پایان اجلاس ارجاع می‌دهد و این کمیسیون‌ها برای پرداختن به دغدغه‌های مطرح‌شده شروع به‌کار می‌کنند. ناگفته نماند که اولین و مهم‌ترین کمیسیون مجمع عمومی، کمیسیون خلع سلاح و امنیت بین‌المللی است.

از این رو، فرصت سخنرانی در مجمع عمومی، جدای از فرصت تشریح سیاست‌های ملی که معمولا همیشه تکراری و یکنواخت است، فرصت طرح ابتکارها و نشان‌دادن اراده سیاسی در قالب نطقی تاریخی است که بتواند جریان وقایع بین‌المللی، منطقه‌ای را در همخوانی با مطالبه مردمی داخلی هموار کند. به این نکته بازخواهیم گشت. مرور خاطره سخنرانی تاریخی «یاسر عرفات» در بیست‌ونهمین اجلاس مجمع عمومی در نیویورک در مقام رییس سازمان آزادیبخش فلسطین که آن زمان تنها در قامت یک جنبش سیاسی بود، کافی است تا دریابیم مجمع عمومی تا کجا می‌تواند در راستای منافع ملی در پیوند با ضرورت جهانی صلح‌سازی قرار بگیرد. توانایی «یاسرعرفات» در ایراد آن نطق، این بود که توانست سرنوشت ملت فلسطین را به موضوعات جهانی پیوند دهد و از رهگذر این اشتراک‌سازی توانست سازمان «ساف» را به‌عنوان عضو ناظر در سازمان ملل به دست بیاورد و حقوق فلسطینی‌ها را در متنی تاریخی و «غیرقابل انکار» به ثبت برساند. سخنرانی او یکی از نمونه‌های موفق ایراد سخنرانی بدون اطاله کلام و مثمرثمر بود.
اکنون چنین فرصتی برای ایران هم، در آستانه فراهم‌شدن است. رییس‌جمهوری ایران در وضعیتی دشوار در سطح منطقه‌ای، در موقعیتی بی‌ثبات در عرصه جهانی و با طوماری از گلایه‌های ملی در مورد تحریم‌های مخرب اقتصادی غرب علیه ملت ایران و تلاش‌های بین‌المللی بی‌ثمر در مورد انزوای جامعه ایران در مجمع عمومی سخنرانی خواهد کرد. سخنرانی روحانی همانند بیشتر گمانه‌زنی‌ها به واسطه تفاوت فاحش گفتاری و گفتمانی او با رییس دولت پیشین، تفاوت مشی اعتدال و امیدمحور او را نمایش خواهد داد.  اما برای اینکه از مجمع عمومی به‌عنوان یکی از فضاهای مناسب برای ظرفیت سیاست خارجی به‌عنوان رهگذری برای برون‌رفت از موقعیت کنونی بین‌المللی ایران بهره ببریم، تنها توصیف شرایط و توبیخ کسانی‌که از جمله مسببان موقعیت کنونی هستند، کافی نیست.
ابتکاری مثل مساله خلع سلاح منطقه‌ای خاورمیانه باید به‌عنوان یکی ازطرح‌های جدی دستگاه سیاست خارجی مورد توجه قرار گیرد. مشروعیت پیگیری برگزاری و عملیاتی‌شدن چنین طرحی هم وظیفه‌ای ملی – منطقه‌ای است و هم در نشان‌دادن چهره دور از جنگ‌طلبی ایران موثر است. نمی‌توان انکار کرد که دیپلماسی تا حد زیادی، قدرت نمایش آن چیزی است که برای تلطیف «روح قدرت» مورد نیاز است؛ از این رو، پیگیری ابتکار منطقه عاری از سلاح کشتارجمعی در خاورمیانه می‌تواند حتی شبیه نطق «اتم برای صلح» رییس‌جمهوری وقت آمریکا «آیزنهاور» در مجمع عمومی در سال 1953 باشد؛ نطقی که تلاش کرد نشان دهد آمریکا توسعه صنایع اتمی خود را فقط با اهداف صلح‌آمیز دنبال خواهد کرد. نطق «اتم برای صلح» یکی از فرصت‌های مجمع عمومی برای طرح صلح‌آمیز منافع ملی یک کشور بود. درست است که «حسن روحانی» در شرایط دشواری از ناامنی‌های چندلایه منطقه‌ای، کشمکش‌های بین‌المللی و دشواری‌های اقتصادی و مذاکراتی ملی با غرب به مجمع عمومی می‌رود؛ اما در عین حال او به پشتوانه رای مردم و اقبال آنها – همان‌طورکه وی در مقاله واشنگتن‌پست به درستی به آن اشاره می‌کند – راهی نیویورک است. این تکیه‌گاه می‌تواند او را به قول یک روزنامه اسراییلی به «ستاره امسال اجلاس نیویورک» تبدیل کند. او برگزیده مردم ایران است آن هم در شرایط بسیار دشوار اقتصادی؛ شرایطی که معمولا مردم در کشورهای غربی را به گزینش سیاستمدارن افراطی و دست‌راستی سوق می‌دهد. اما تجربه ایران، چیزی متفاوت از انتخاب‌های دست‌راستی بود. رییس‌جمهوری احتمالا با برجسته‌کردن شرایط آشوب‌زده منطقه‌ای، مساله سلاح‌های کشتارجمعی و تعهد ایران به منافع ملی و پیگیری برنامه اتمی در چارچوب ان‌پی‌تی سران جهان را مخاطب قرار می‌دهد. این نطق اگر پیوندی از مسایل دردآور انسانی به‌ویژه در منطقه ما با اتصال به خواست‌های قانونی ایران باشد، می‌تواند دومین نطق «اتم برای صلح»، این بار از زبان «حسن روحانی» باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)