حسن روحانی و تیمش تا به حال بد بازی نکرده اند. روحانی که پیش از عزیمت به نیویورک می دانست اگر دیپلماتها در تشک سیاست یقه اش را سر پرونده هسته ای خواهند گرفت، روزنامه نگاران و مطبوعات هم او را سر مسائل حقوق بشر سین جیم خواهند کرد. از قبل نزد رهبر جمهوری اسلامی ایران رفت و به نظر می رسد با جلب نظر وی اختیار چانه زنی بر سر پرونده هسته ای را به عقد وزارت خارجه در آورد. حتی می توان آزادی زندانیان سیاسی را هم در همین چارچوب دید. اینها همه نیست، روحانی دیپلماسی رسانه ای خودش را هم از طریق توییتر با پیام تبریک به یهودیان در سال نو یهودی، یک مقاله در یک روزنامه مشهور و یک مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی مشهور آمریکایی پی گرفت تا فضا چه در داخل و چه در خارج آماده کند. سخنان رهبرجمهوری اسلامی ایران در خصوص نرمش قهرمانانه و همچنین حضور حسن روحانی در جمع سران سپاه و در خواست از آنان برای کمک به دولت در فعالیتهای اقتصادی همه و همه نشان می دهد که روحانی تکالیفش را دارد برای امتحان می نویسد و آمادگی کسب می کند.

شاید هیچ گاه زمان برای مذاکرات ایران و آمریکا به اندازه الان مناسب نبوده. هر کس این را نداند باراک اوباما خوب می داند. اوباما اگر با ایران به توافق برسد با خیال راحت از کاخ سفید بیرون خواهد رفت. او آمریکا را از افغانستان و عراق بیرون کشید. اقتصاد به رکود رفته را با هر دنگ و فنگی دوباره دارد سرپا می کند، در جنگ با لیبی حتی به اندازه کشور صلح دوستی مثل نروژ به صورت رو در رو وارد نشد. اما پایش هنوز بند داستان ایران و سوریه است. او که با شعارهای صلح جویانه و تغییر وارد کارزار انتخابات شده بود تا کهنه سربازی چون مک کین را شکست دهد، تا به حال توانسته از جنگ با سوریه طفره برود. اوباما با قفل هایی در سوریه مواجه است که شاید با کلید های روحانی باز شود. طبق بررسی موسسه آمریکایی واشینگتن برای مطالعات خاور نزدیک بیست هزار عضو القاعده از پنجاه کشور مختلف در سوریه حضور دارند. آمریکا هیچ ایده خاصی برای کلاف سر در گم سوریه ندارد. خاندان اسد سالهاست که با اسراییل جنگ زرگری دارند اما احتمال جنگ بین آنها برای سالهای متمادی بسیار کم بوده. اگر اسد برود و القاعده در جوار اسراییل خانه کند نه تنها اسراییل که هم پیمان دیگر آمریکا در منطقه یعنی اردن نیز نا امن خواهد شد. و القاعده که پس از بن لادن شکست سنگینی خورده بود دو باره جانی تازه می گیرد، رفتن اسد به آن راحتی ها هم نیست. از سوی دیگر اگر آمریکا اسد را هم به حال خود رها کند می ترسد که به ایران پیام اشتباه داده باشد. ایران و پرونده هسته ای اش شاید مهمتر مسئله وزارت خارجه آمریکا باشد که جرج بوش و جمهوری خواهان بی هیچ پیشرفتی در آن کاخ سفید را ترک کردند، اما حسن روحانی می تواند یکی از کلید هایش را به آمریکا بدهد تا در سوریه القاعده را قیچی کنند و کلید دیگری هم دارد که با آن قفل پرونده هسته ای باز می شود. ایران می تواند با آمریکا توافق کند که پس از قیچی کردن القاعده با میانجیگری ایران راه برای خروج اسد و بر سر کار آمدن یک دولت انتقالی باز شود. و همینطور تضمین های کافی برای صلح آمیز بودن برنامه هسته ایران را بدهد. اسد دیگر راه ماندن را به خود بسته است تنها فرصت خارج شدن برایش مانده و باید آن را خوب قدر بشناسد. ایران هم باید در این قضیه واقع بین باشد و برای حل مسئله سوریه با عربستان و ترکیه وارده مذاکره بشود.

از اقبال بد ایران، گران ترین دوره فروش نفت در جهان به ریاست جمهوری کسی خورد که نتوانست تولید در میدان های نفتی را حتی در سطح تولید قبلی حفظ کند چه برسد به افزایش تولید و همان در آمد نفتی حاصل شده را هم شاباش کرد تا جیب مردم و خزانه را خالی و ایران را با اقتصادی به نفس افتاده به رییس جمهور بعدی تحویل بدهد. صحبتهای زنگنه وزیر نفت ایران که می گوید بازوی دوم دیپلماسی خارجی ایران پس وزارت امور خارجه، وزارت نفت است اصلن به بیراهه نمی رود. در چند سال آینده تولیدات نفت عراق با سرعت زیادی افزایش خواهد یافت. آنها تولید شش و سپس هشت میلیون بشکه ای نفت را نشانه رفته اند و همینطور خود آمریکا در تدارک بهره برداری از منابع نفتی موجود در خاک ایالات متحده است که باعث بی نیازی بازار نفت از نفت ایران می شود. چیزی که باقی می ماند طرح خاورمیانه بزرگ بر روی میز رییس جمهوری آمریکاست که هیچ بعید هم نیست که یکی از نئوکانها باشد. آنچه که ایران و تصمیم گیرندگان مسایل مهم ایران باید بدانند این است که چه بسا با رفتن اوباما از کاخ سفید با دست های خالی زمان و فرصت برای متوقف کردن ارابه جنگی آمریکا وجود نخواهد داشت. آنها نشان دادند که چگونه در عراق با وجود بازدیدها و بررسی های آژانس که هیچ نشانی از فعالیت اتمی را نشان نمی داد چه راحت فرمان حمله صادر کردند. بیشتر از همه روحانی باید بداند که مشکلات حاصل از تحریمها تندروهای مخالف مذاکرات با آمریکا را تا حدی نرم کرده و هم اکنون وقت چسباندن خمیر به تنور است. شکستن تابو مذاکره در را برای تعاملات بعدی هم باز خواهد کرد. روحانی باید بداند مردمی که به او رای دادند به خواندن چند کلمه از روی کاغذ در مجمع عمومی به رسم سالیان گذشته راضی نخواهند شد. روحانی می تواند با دستهای پر از نیویورک برگردد. در این میان بازنده بزرگ تعامل میان ایران و اسراییل خواهد بود و این از عصبیت موجود در سخنان سران اسراییل هویداست. اسراییل که در هشت سال اخیر اگر تمام امکانات و ظرفیت خویش را برای تخریب چهره دیپلماتیک ایران به کار می گرفت نمی توانست حتی گوشه ای کاری که از دولت قبل به وجود آورد را حاصل کند، هیچ از آمدن روحانی به قدرت خشنود نیست.

به قول چامسکی* شصت سال است که آمریکا در حال شکنجه ایران است. باری در این شصت سال ما هم باید می جنبیدیم و با سیاست از این دامگاه می جستیم.ما هم اشتباه داشتیم. در فکر گذشته بودن هیچ مشکلی از امروز و فردای ما باز نمی کند. همانطور که روحانی در مصاحبه با ان بی سی** گفت ما می توانیم روی آینده تعامل کنیم. امیدورام که حسن روحانی اگر در راهروهای سازمان ملل رو در روی باراک اوباما شد با وی سلام و حال و احوال کند و به رسم ایرانیان تعارفش کند که یک چای در کنار هم بنوشند و در کنارش صحبت از صلح و تعامل کنند. هم ایران و هم آمریکا در این برهه تاریخی به هم احتیاج دارند. تعامل ایران و آمریکا و تحولات انرژی در آینده صحنه ژئوپولتیک جدیدی در منطقه رقم خواهد زد که می تواند ایران را قدرتمند ترین کشور منطقه کند. البته باید ببینیم تا چه حد غرب که همیشه با قدرت گرفتن کشور پر استعدادی چون ایران در منطقه مشکل داشته به این مسئله روی خوش نشان خواهد داد.

*http://www.democracynow.org/blog/2013/9/11/noam_chomsky_us_has_been_torturing_iran_for_60_years_since_1953_coup

**http://www.youtube.com/watch?v=JNtJ1GWPkYs

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)