اشاره: روزنامه نروژی جنگ طبقاتی klassekampen روز دوشنبه بیست و چهارم اکتبر یادداشتی مرتبط با اعتراضات ایران منتشر کرد با عنوان: «چه می توانیم بکنیم ؟»  نویسنده مقاله باقر محب علی با اشاره به تاریخ طولانی مبارزات ایرانیان برای دستیابی به آزادی در جایی نوشته بود «در سال ۱۹۶۰ شاه انقلاب سفید را پیش برد و زنان ایران بدون مبارزه به حق رای دست یافتند».

تظاهرات دروز در سقز

چهلمین روز درگذشت مهسا امینی

درست در میانه یک انقلاب زنانه – فمینیستی، در جایی که مردم شعار ژن، ژیان ، آزادی یا زن زندگی و آزادی سر میدهند، با مردسالاری مبارزه میکنند،  در حالی که مردمان به حاشیه رانده شده برای آزادی و برای آزاد‌سازی مبارزه می کنند، باقر محب علی یادداشتی نوستالژیک برای روزنامه کلاس کامپن می نویسد و خشونت دوران سلطنت را زیبا و شکوهمند جلوه می دهد. او در جایی از یادداشت می نویسد «در سال‌های ۱۹۶۰ شاه انقلاب سفید را اجرا کرد و زنان به حق رای دست یافتند، بدون این که لازم باشد برای دستیابی به این حق مبارزه کنند». 

این حرف که کسی بگوید زنان ایران بدون مبارزه به حق رای دست یافتند مهمل و کم اهمیت نشان دادن مبارزات زنان است. در کجای دنیا زنان بدون مبارزه به حقی دست‌یا‌‌فته‌اند؟ دلیل موضع نویسنده – در بی اهمیت جلوه دادن مبارزات زنان- یا این است که او یا بینش تاریخی ندارد یا گمان می کند که زنان و مردم عادی عاملیت سیاسی ندارند و شاه مهربان یک تنه زنان را آزاد کرده است. 

زنان در کردستان، آذربایجان و ایران 

 

در سال‌های ابتدای قرن بیست زنان فعال بودند و کمیته‌ها، انجمن نسوان، مدارس و نشریات راه انداختند و بعد خود را در فعالیت‌های حزبی وارد کردند. از جمله زنان به حزب توده که در زمان خود حزبی مدرن و پیشرو بود وارد شدند و در سطوح مختلف فعالیت کردند. 

همینطور زنان کرد در شهرها فعالیت می کردند و در زمان تشکیل جمهوری کردستان در مهاباد زنان فعال بودند و می توان گفت که در دولت مستعجل یازده ماه جمهوری مهاباد زنان نقش پررنگ تری از حکومت مرکزی داشتند. از جمله دستاوردهای جمهوری کردستان در مهاباد تاسیس مدارس دخترانه و تدریس به زبان مادری -کردی- بود. همچنین در این بازه زمانی زنان انجمن‌های مستقل را تشکیل دادند تا در مورد خواسته‌های خود اطلاع رسانی کنند. این موارد اثبات میکند که محب علی مستندات تاریخی را نادیده می گیرد. این رویدادها نشان می دهد که زنان ایران هیچ حقی را بدون مبارزه به دست نیاورده‌اند. همینطور در حکومت خودمختار آذربایجان (حکومت ملی آذربایجان) زنان سی سال پیش از آن که شاه به آنها حق رای بدهد دارای حق رای بودند. پس حقوق دموکراتیک در کردستان و آذربایجان پیش از حکومت مرکزی داده شده بود. 

به رغم این که محمد رضا شاه و پدر او کردها، ترک‌ها، عربها و بلوچ‌ها را سرکوب کردند و سیاست تخت قاپو کردن اجباری ایلات را اجرا کردند، نویسنده یادداشت این دوران را شکوهمند نشان می دهد. در دوران پهلوی سیاست ادغام -آسیمیلاسیون – و تبدیل ایران به کشوری تک زبانی اجرا شد. در این دوران سایر زبان‌ها مورد غفلت واقع شد و پرورش یک زبان و فرهنگ به نورم (چیزی عادی سازی شده) تبدیل شد. همچنین قدرت در دست حکومت مرکزی متمرکز شد و به بخش‌های دیگر کشور حق مشارکت سیاسی داده نشد. 

در مورد نظرات شاه ایران در مورد زنان مصاحبه او با باربارا والترز در یوتیوب موجود است. موضع ضد زن شاه در این مصاحبه کاملا واضح است و او می گوید زنان از نظر بهره هوشی – به طور میانگین- از مردان کمتر هستند و به همین دلیل باید در موقعیت فرودست قرار بگیرند. 

 

جایی برای حرکت‌های سیاسی نبود

 

شیوه سرکوب اقلیت‌های اتنیکی در دوران پهلوی شبیه به دوران جمهوری اسلامی بود. به عنوان مثال نوع برخورد شاه با مسئله کردستان -جمهوری مهاباد- و دولت ملی آذربایجان است، که هر دو انگیزه‌های دموکراتیک و پیشرو داشت. حکومت با این حرکت‌ها مصالحه نکرد و بسیاری به جرم تلاش برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت اعدام شدند.  قاضی محمد رهبر جمهوری کردستان در مهاباد تلاش کرد تا برای مشکل راه حل سیاسی پیدا کند ولی حکومت حاضر به مصالحه و شنیدن صدای کردها نشد و او را اعدام کرد. حکومت وقت حاضر به مصالحه با افلیت‌ها نشد و تنها دست به سرکوب زد. 

ما -نویسندگان این متن – موافقیم که اتفاقات زمان شاه را باید در بافتار تاریخی دید، اما موافق نیستیم که توهمات دوران طلایی پهلوی را بپذیریم. 

در دهه ۱۳۴۰ (۱۹۶۰ میلادی) زمانی که شاه تمام احزاب و مخالفان را سرکوب کرد، آنگاه یک سری از اصلاحات دولتی را اجرا کرد که حکومت وقت نام آن را انقلاب سفید شاه و ملت گذاشت. محب علی این اقدامات دولتی را به عنوان یک انقلاب واقعی در نظر میگیرد و صحبت از وقوع انقلاب چهارم می کند. بسیار برای ما جالب است که پروپاگاندای حکومت شاه پس از شصت سال به روزنامه چپگرای جنگ طبقاتی راه یافته است. بسیاری از هواداران سلطنت باور دارند که تاریخ دوباره خود را تکرار خواهد کرد و با زیبا نشان دادن حکومت پهلوی می توانند مردم را فریب دهند. آنها تصور می کنند که نظام پادشاهی به ایران باز خواهد گشت، آنچه که از آن غافل هستند این است که نسل جوان خواسته‌ها و آرزوهای دیگری در سر دارد و این نسل قدرت‌های غیردموکراتیک را در آینده نخواهد پذیرفت. 




نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)