من همواره علاقمند به خواندن زندگی رجال سیاسی بودم . وقتی نوجوان بودم کتاب بازیگران عصر طلایی ابراهیم خواجه نوری از معدود کتاب های جذابی بود که در این زمینه نوشته شده بود و برایم جالب بود بخوانم . گو اینکه نویسنده به پندهای اخلاقی که می داد خود زیاد پایبند نبود؛ بعدها دانستم که خودش یکی از بازیگران پنهان کودتای ۲۸ مرداد شده بود و در محاکمه دکتر مصدق به سرتیپ آزموده راهنمایی و مشاوره می داد .
باری چند روز پیش که در کتابخانه ای دنبال کتاب خواندنی می گشتم . چشمم به کتاب زندگی نامه سیاسی حسین علا(۱) افتاد و آن را وام گرفتم . حسین علاء از سیاستمداران دوره ی محمدرضاشاه بود که مثل هر سیاستمدار دیگری تاثیرات مثبت و منفی در سرنوشت سیاسی ایران داشته است .از معدود سیاستمدارانی که معتمد شاه بشمار می رفت . نقش او در تخلیه ایران از قوای روس و سخنرانی او در سازمان ملل با وجود مخالفت قوام ولی با همکاری تقی زاده از نکات مثبت زندگی سیاسی اوست.
باری تا آنجا هم که یادم می آید بیشتر رجال سیاسی مشهور زمان محمدرضا شاه در میان مردم متهم به جاسوسی برای انگلستان بودند. البته پس از جنگ دوم جهانی و آزادی مطبوعات از این اتهامات به وفور زده می شد و اغلب مبنای درستی نداشت گاهی اوقات این اتهامات زیاد هم بی پایه نبود و مردم حس تشخیص داشته و به مسأله استقلال همواره حساس بوده اند و از موضع گیری های سیاسی و قرائن حدس می زدند اما علاء هم، که در معرض اتهام خدمتگزاری انگلیس قرار داست، برایم معما بود. بویژه نقش او در واقعۀ ۹ اسفند عجیب و باور نکردنی می نمود. کنجکاو بودم که شاید در این مورد مطلبی پیدا کنم .
نگاهی کوتاه به زندگی او نشان می دهد که او از اوان جوانی در سیاست فعال بوده است.
حسین علاء در سال ۱۲۶۳ در تهران زاده شد. پدرش میرزا محمدعلی خان علاءالسلطنه، از رجال سیاسی ایران که بارها سفیر و وزیر و دو بار نخستوزیر ایران بود. به گفته پسرش وی از طفولیت به انگلستان فرستاده شد و تحصیلات خود را در لندن انجام داد و به زبان و ادبیات انگلیس تسلط کامل داشت. وی پروانه وکالت در دادگاههای بریتانیا گرفت. بعد از پایان تحصیل، به استخدام وزارت امور خارجه ایران درآمد و هنگامی که پدرش به وزارت امور خارجه منصوب شد، ریاست دفتر وزارت خارجه را بهعهده گرفت و تا سال ۱۲۹۶ نیز در این سمت باقی ماند. علاء دوبار نخست وزیر شد و چندین بار وزیر، ولی جمعا ۱۲ سال وزیر دربار بود. متأسفانه در کتاب خانم منصوره اتحادیه از نوشته های خود علاء به جز چند نامه خبری نیست و اطلاعاتی در این مورد نمی دهد و فقط به ذکر اینکه از نوشته های او خبری نیست اکتفا شده است.
این هم درد بزرگی است که بزرگان سیاسی ما علاقمند به نوشتن خاطرات خود نیستند و یا نوشته هایشان اغلب گم و گور می شود. بی توجهی عمومی نسبت به این امرمهم عجیب است . بزرگان سیاسی فراموش می کنند یادداشت های روزانه سیاسی خود را بنویسند که این وظیفه آنهاست که مردم را از از جریاناتی که از نزدیک شاهد بوده اند، مطلع کنند. از جانب دیگر نگهداری این خاطرات هم وظیفه ملی است و ورثه نباید به آنها به عنوان یک میراث خانوادگی نگاه کنند بلکه این ها بخشی است از تاریخ ملت ایران و متعلق به این ملت است و باید در حفظ و نشر این آثار کوشید.
باری در این کتاب از نامه ای خصوصی که به تقی زاده نوشته شده نقل می شود که شاه نباید به قانون اساسی اکتفا کرده و فقط سلطنت کند.(۲) که این طرز فکر از یک مرد سیاسی تحصیلکرده و دنیا دیده بسیار بعید است .جالب اینکه علأ بعدها گلایه کرده که دیگر شاه به سخن کسی گوش نمی کند و یکه تازی می کند. چرا این امر برای او باید دور از انتظار باشد ؟ این رهنمود استبداد دادن به شاه جوان بی تجربه تشنۀ قدرت خطای بزرگی بود و چرا او باید دست به چنین کاری بزند که خلاف نص قانون اساسی است؟
چرا علاء این همه تجربۀ تاریخی را کنار گذارده و علاقمند بوده به محمد رضا شاه چنین فرصتی اعطأ نماید؟ آیا نمی دانسته این کار چه عواقبی دارد؟ سرنوشت محمدعلیشاه و رضاشاه را ندیده بود؟
نویسندۀ کتاب در ادامۀ شرح زندگی علأ نتیجه را چنین آورده است که «محمد رضاشاه موفق شده بود که با تغییر قانون اساسی قدرت بیشتری کسب کند. با سفرای خارجی رابطۀ مستقیمی داشت و بی مشورت آنان تصمیم نمی گرفت . نکته ی جالب توجه این است که اطلاعات ما از روحیات و طرز تفکر شاه بستگی به درد دل او با سفرای انگلیس و امریکا داشت که در مکاتباتشان منعکس می باشد.» (۳)
باری با این اوصاف و با این دو طرز تفکر متفاوت گرچه علاء و مصدق همدیگر را می شناختند ولی وقتی دکتر مصدق نخست وزیر شد، علا در مقام وزیر دربار و مشیر ومشار شاه قرار داشت. بدیهی است با اختلاف نظری که علا ء و مصدق داشتند باید روبروی هم می ایستادند.
«رابطه علاء با مصدق در این وقت از اهمیت بسزایی برخوردار بود . جالب توجه است ، مصدق به هنگام نخست وزیری علاء او را دوست سی ساله خود خوانده بود، اکنون نیز علاء مصدق را دوست سی ساله ی خود می دانست.»(۴)
ولی مصدق و شاه در دو جبهۀ مخالف قرار داشتند و علاء در میان این دو قرار گرفته بود . مصدق شخصاً به ملی کردن نفت و کوتاه کردن دست عمال استعمار عقیده داشت و چنانچه قبلاً اشاره شد مصدق در مورد قرارداد ۱۹۳۳ از علاء دفاع کرده بود.(۵)
اما علاء اکنون می بایست از موضع شاه دفاع می کرد، چنانچه وقتی مصدق در نطق خود اشاره کرد که عمال انگلیس در همه جا هستند در دربار شاه هم وجود دارند ، علاء این را یک توهین تلقی کرد.» (۶)
اما مصدق این مورد را اشتباه کرده بود این آمریکا بود که در دربار یک جاسوس گماشته بود؛علاء برای آمریکا جاسوسی می کرد نه انگلیس. «بر اساس اسناد سازمان سی-آی-ای که در سال ۲۰۱۷ از طبقهبندی خارج شد، علاء حداقل بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۴ مامور مخفی این سازمان بود. او مکالمات شخصی خود با شاه، ملاقاتهای وی با شخصیتهای سیاسی و مذهبی را به سفیر وقت امریکا در ایران، هندرسون، گزارش میداد. همچنین وی به کمک سفیر امریکا، نقش مهمی در جلوگیری از خروج شاه در اسفند ۱۳۳۱ و امکان پایان سلطنت در ایران ایفا کرد. او از مهم ترین کسانی بود که شاه را برای کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت مصدق مجاب کرد.»(۷)
چنانچه از این سند پیداست دقیقاً در این سال های بحرانی نخست وزیری حکومت ملی دکتر مصدق تا مدت کوتاهی پس از کودتای ۲۸ مرداد علاء در خدمت سازمان جاسوسی آمریکا بوده است .
پس هنگامی که علاء در مقام وزیر دربار در نهم اسفند ۱۳۳۲ دکتر مصدق را برای دیدار با شاه به کاخ دعوت می کند در توطئۀ آشوبی که می خواستند در آن میان مصدق را از بین ببرند دست داشته است . منتها مصدق متوجه اوضاع شد و فورا خود را به ستاد ارتش رساند و از آنجا به مجلس رفت و پناهنده شد. اوباش به خانه مصدق حمله کردند که می خواستند به آتش بکشند.
مصدق پس از آن به علاء مشکوک شد و از شاه خواست به علامت حسن نیت علاء را از وزارت دربار معزول کند.
مصدق برای از میان بردن تناقضات قانون اساسی یک هیات ۸ نفره انتخاب کرد که نسبت به حل این معضل اقدام کند که شاه مقید به سلطنت باشد و نه اینکه حکومت کند ولی گزارش این هیأت نیز با مخالفت شاه و طرفداران و مخالقان آن به جایی نرسید.(۸)
حل این تناقض در نهایت به گردن انقلاب ۵۷ افتاد که ریشه سلطنت و قانون اساسی مشروطه را یکجا کند.
دوشنبه – ۲۵ مهر ۱۴۰۱
۲۰۲۲-۱۰-۱۷
hassanbehgar@gmail.com
—
(۱)
در دهلیزهای قدرت (زندگی نامه سیاسی حسین علاء)منصوره اتحادیه (نظام مافی )
نشر تاریخ ایران چاپ اول۱۳۹۰
(۲)
همانجا رویه ۱۵۳
(۳)
همانجا رویه ۲۵۱
(۴)
موحد – خواب آشفته نفت . پوشینه۱ رویه ۱۴۵.
(۵)
موحد – خواب آشفته نفت . پوشینه۱ رویه ۱۲۷.
(۶)
در دهلیزهای قدرت رویه ۲۶۹
(۷)
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1951-54Iran
این سند به نقل از ویکی پدیا با لینک زیر است :
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A1
(8)
موحد – خواب آشفته نفت . پوشینه ۲- رویه های۷۳۶/۷

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.