امپریالیسم فرهنگی یک فرایند سلطه است که به واسطه آن قدرتمندترین کشورهای جهان از نظر اقتصادی تلاش می کنند از طریق انقیاد ارزش ها، سنت ها و فرهنگ های اکثریت کشورهای فقیرتر و جایگزینی آن ها با دیدگاه های فرهنگی خود از برتری خود بهره برداری کرده و این برتری را حفظ کنند. امپریالیسم فرهنگی جنبه ای مهم از سیاست هایی است که دولت-ملت های سرمایه داری پیشرفته، مانند آمریکا و دولت-ملت های اروپای غربی، به شکل نظام مند برای تامین منافع اقتصادی و سیاسی خود در رابطه با کشورهای کم تر توسعه یافته و ضعیف تر در “جهان سوم” اتخاذ می کنند.

بنابراین امپریالیسم فرهنگی‪[۱]‬ را می توان به عنوان جزیی جدانشدنی از روندهای شناخته شده در راستای جهانی شدن در نظر گرفت. به واسطه امپریالیسم فرهنگی ارزش های فرهنگ های محلی از سوی ارزش های فرهنگی مسلط غربی (که با [ارزش های] بنگاه های چند ملیتی پیوند دارند) تهدید شده و در نهایت جایگزین می شوند.

امپریالیسم فرهنگی سابقه ای طولانی دارد و خاستگاه آن به دوران امپراتوری روم بازمی گردد. ابزارهای  امپریالیسم فرهنگی نیز گوناگون هستند. یکی از این ابزارها در دنیای امروز آموزش رهبران آینده و نخبگان حاکم در کشورهای فقیرتر در مدارس و دانشگاه های غربی است؛ جایی که ذهن آن ها با دکترین ها و اصول بازار آزاد اشباع می شود. با این حال تاثیر فیلم های آمریکایی، برنامه های تلویزیونی و برنامه های خبری بین المللی، مانند سی ان ان و بی بی سی، که رویکردی غربی را به مخاطبان جهانی عرضه می کنند فراگیرتر بوده است.

مهم ترین پیامد تمامی این روندها و دیگر جنبه های مرتبطِ جهانی شدن شکل گیری این تفکر بوده است که   [زبان]انگلیسی آمریکایی مهم ترین زبان برای موفقیت های تجاری و علمی و توسعه است.

فرایندهای مختلف امپریالیسم فرهنگی مسائل مهمی را در زمینه درک ما از فرهنگ مجازی پیش روی ما قرار می دهد.موقعیت نهادیِ مسلط آمریکا به عنوان کشوری که مسئول توسعه ابتدایی اینترنت بود آشکارا به این کشور مزیتی فرهنگی در برابر جوامع کم تر توسعه یافته داده است. زبان، شمایل ها (آیکون ها) و نمادهای شبکه جهانی وب عمدتا جهت گیری“غربی” (و در واقع تا حد زیادی آمریکای شمالی) دارند.

برای آزادی خواهان سایبری‪[۲]‬ فراگیری رسانه های جدید به این دلیل که این رسانه ها را می توان به عنوان ابزاری برای رهایی از سرکوب دولت ها و رسیدن به “رویای آمریکایی” استفاده کرد به فال نیک گرفته می شود.

در چنین بافتی اینترنت را می توان هم به عنوان فناوری رسانه ای که توسط فرهنگ مسلط “غربی” شکل گرفته است و هم به عنوان تسهیل گر فرایندهای جهانی شدن، همسو با هدف های امپریالیسم فرهنگی، در نظر گرفت. با این حال در سال های اخیر می توان ظهور روندهای فرهنگی مقابله ای‪[۳]‬ (مانند ایندی میدیا [رسانه های مستقل]‪[۴]‬) را مشاهده کرد.

در این میان کشورهایی مانند چین که احساس کردند اینترنت تهدیدی برای آن هاست از همان آغاز به نظارت و تجسس به عنوان ابزارهایی برای حفاظت از مرزهای سرزمینی خود روی آوردند. اگرچه پیشبرد چنین راهبردهایی مشکل است و در عین حال این جوامع را از مزایای بالقوه اقتصادی و سیاسی دسترسی به جریان آزاد اطلاعات محروم می کند. با همه این ها استفاده چینی ها از اینترنت به سرعت در حال گسترش است و زبان چینی احتمالا به زودی به پرکاربردترین زبان در فضای مجازی تبدیل می شود.

دیگر کشورهای کوچک و در حال رشد به کار بردن اینترنت به عنوان ابزاری برای معرفی فرهنگشان با هزینه بسیار کم را به عنوان یک مزیت بالقوه می بینند.

افزون بر این ها در فضای مجازی زبان های قدیمی و سنت ها ارج نهاده می شوند و “نزاع های فرهنگی” برای به تصویر کشیدن هویت ها و تاریخ های ملی رقیب در حال رخ دادن است.

[۱] cultural imperialism

[2] cyberlibertarians

[3] counter-cultural trends

[4] Indymedia

این متن ترجمه ای است از مدخل “ ‪CULTURAL IMPERIALISM‬” از کتاب زیر:

Bell, D. J., Loader, B. D., Pleace, N., & Schuler, D. (2004). Cyberculture: The key concepts. Routledge. pp.30-31.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)