ای یادگارِ خشم و خروشِ جوانیم

ای زندگانیم

ای موجِ سربلند

ای سر دو‌تا نکرده به سودای چون و چند

اینک که عزمِ رزم به پا کردی

جوش و خروش بر فلک آوردی

اینک که بازوانِ توانایت

تابیده، هم به وقتِ هماوردی

اینک که چشم‌های درخشانت

رخشیده با حماسه همدردی

هرگز مبَر زِ یاد

زنجیرِ گیسوانِ سپیدم را

تا دستبندِ دستِ سیه‌کارگان کنی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)