زیباترین بهانهی زنی تنهاست
این پرنده سردش است
در هوای آغوش گرم تو.
…
سرما و سردی این دی ماه را
هرکس به اندازه و میزانی میداند
و یادشان میرود تو هستی،
من نباشم،
همیشه دنیا سرد است
و بیشتر میل به گرمای بودنت دارم در دلم.
…
به یاد داری که میگفتی: اصلا نترس!
پیش تو میمانم!
زمانی که نخستین باران پاییز و
نخستین بارش برف زمستانی ببارد!
باران آمد،
برف هم بارید،
اما آمدن تو، نیامد!
خودت میدانی تاکنون،
چند بغل به من بدهکاری؟!
…
گرم نمیشوم!
گرم نمیشوند،
دستهایم…
وقتی پیشم نیستی،
دیگر آنقدر با نامههای سردت
نگو دوستت دارم!.
…
خیلی اوقات فراموش میکنم،
که تو پیشم نیستی!
نمیدانم چرا هر روز،
چشم انتظار آمدنت میمانم!.
…
دروغهای گرم تو،
که برایم مینویسی: دوستت دارم!
سرمای این تنهایی را از یادم برده است،
آه، چه شیریناند، دروغهای مردانهات.
…
امروزم، از دیروزم نمیروی!
در این عشق تو،
همه روزم را دوست دارم،
ذرهای بیشتر
از دیروزم،
پیر نمیشوم با عشق تو،
اینجوریهاست، دیگر!.
شعر: #دریا_حلبچهای
برگردان: #زانا_کوردستانی

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.