شنود چی های «واجا»ونوچه شیپورچی های مطبوعات چی!
شنودچی های«واجا»به کمک پیشرفته ترین وسایل استراق سمع،توسط نوچه ها و عوامل رده بندی شده خود،برای بقای بیشتروالبته عدم پذیرش مسئولیت در فعالیتهای عملیاتی،درحوزه نشرنیزبا همان نوچه شیپورچی های مطبوعاتی خود برای کنترل اوضاع وفریب عوام حاضرندبه هرحشیشی تشبُّث کنندکه گفته:«الغریق یتشبِّث بالحشیش».
دربازی فوتبال لیدروبوق چی هاتوسط مافیای ورزشی گزینش تاسفارشی در بوق بدمند؛مطبوعات ماهم به همین وضعیت مبتلا شده و عرصه عده ای خاص.
مطبوعات ایران چه دردوره پهلوی(که تعدادمحدودبود)وچه درنظام ج.ا.ا(که به شمارش بسیار ودرمحتواحداقل )همیشه تحت سیطره حکومت،نهادهای امنیتی و قدرت درحوزه اقتصادوتجارت بوده است؛حتی باانتشاربرخی مطالب،این برچسب، ناچسب نمی شود!برای آن دلایل متعددی هست که دراین مقال میسورنیست.
پس ازانقلاب بهمن ۵۷،نشریات متعددی در دکه های مطبوعاتی مشاهده شدکه زیرساخت وهیات مدیره ومدیرمسئول وبرخی ازاعضای اصلیش وابسته به نهادهای حکومتی وامنیتی هستندکه عرصه را برای روزنامه نگاران و خبرنگاران مستقل تنگ کرده اند.آنهامی توانند فلفور مجوز بگیرند،برایش وام بگیرند وقس علیهذا…
روزنامه نگاروخبرنگارمستقل(که خودم راجزو آنهامی دانم و نوشته هاو وضعیت فعلی ام گواهی آن است)هم برای معیشت وهم بدلیل علاقمندی به این شغل می بایست در چنین فضایی فعالیت داشته باشند.
دراین میان برخی بقول معروف آهسته می روندوآهسته می آیندکه گربه شاخشان نزندتابتوانندعلاوه برحفظ حریَّت،بقاداشته باشند.وبرخی هم فشار،سانسورو تحقیر پشت تحقیر راتحمل نکرده وبواسطه بایکوت ومحرومیت ازسوی رانت قدرت در مطبوعات،یابه شغل دیگری روی آورده ویا خانه نشین شده اند؛ازجمله خودم که مدتهامسافرکشی کردم وفعلابدلیل محرومیت وساخت وپاخت ازحرفه وحقوق اولیه ام محروم هستم.
درعوض رانت قدرت درمطبوعات تاتوانست نوچه پرورش دادتابه امر وسفارش واشاره آنهابه تولیدخبروانتشاریادداشت وگزارش بپردازند.چپ واصلاح طلبانه،راست و اصولگرایانه اش هم تفاوتی ندارد.بستگی به کثرت وقلت نیروهایشان درحوزه امنیت و قدرت درنهادهادارد…
خودم سال های سال بابرخی شان در روزنامه سلام برخوردداشته ام.برخی که براساس تعامل(!)پس از تعطیلی سهم برده ویا به وطن مالوف بازگشته اند!؟
من دریادداشت هایی پیرامون «واجا»برخی مطالب را آنجاعرض کرده ام:
اینجا: «واجا» http://mahkame2.wordpress.com/2011/08/30
اینجا:«شنود»http://mahkame2.wordpress.com/2011/08/18
اینجا:«کانالیزه شدن کاریزماتیک های آنالیزشده» http://mahkame2.wordpress.com/2011/12/17
لینک«حاج آقا»را هم دنبال کنیدhttp://mahkame2.wordpress.com/2009/08/13/
واینجا: https://www.tribunezamaneh.com/archives/21806
در یادداشت«ادب از که آموختی،گفت:ازوزارت اطلاعات»به موضوع شنود اشاره شده است.
مدتی است مطالب اخوی بنده به نام(محمود)که کارشناس«مرکز تحقیقات استراتژیک»است،علیرغم تذکرم،بنام من«محمدشوری»چاپ می شود؛آخرینش درروزنامه بهاربود؛که برای باردوم اتفاق افتاد،پنچ شنبه ۲۱شهریور۹۲ص۳این لینک:
http://baharnewspaper.com/News/92/06/21/18946.html باعنوان«فرصت حضوردراجلاس شانگهای»که باعکس«محمود»وبه اسم«محمد» چاپ شد.
چیزی شبیه همان اقدامی که قبلا سایت«جرس»درمورد یادداشت بنده باعنوان «وزیر اطلاعاتی که نقش وزیر بازی می کند»که آنرا ابتدابانام«محمد شورجه»چاپ کرد.اینجا:« http://www.rahesabz.net/story/35946/»البته بعدکه بااعتراض من روبروشد،ظاهراتصحیح کرد.
شباهت این اتفاق در روزنامه«بهار»وسایت«جرس»هم چنین نشان از این داردکه نفوذنیروهای امنیتی درچنین سایت هایی -که غالباخانوادگی توسط اپوزبسیون حکومتی و باکمک و هزینه رانتی تاسیس شده-مشهود است.
پیشترهم چندین باردرروزنامه های قانون،مردم سالاری وجاهای دیگربه همین منوال مطالب ایشان(اخوی من) به نام«محمد»چاپ شده است.
تکراراین فعل نمی تواندهمینطوری وسرخودوسهوی باشد.باتوجه به اینکه من چندین بار تذکر داده بودم.حالا چرا به چنین حشیشی هی تشبث می شود نمی دانم. فقط می دانم اگرجایی شان می سوزد به گفته رئیس جمهورسابقشان آب بریزند آنجایی که می سوزد!
من درآخرین نوشته خودباعنوان«روزخبرنگار،انجمن صنفی روزنامه نگاران و خودم» اینجا: http://assize.blogspot.com/2013/08/blog-post.htmنوشتم:
«آخرین مطلبی که در مطبوعات از من چاپ شد یادداشتی با عنوان«فقدان امنیت»بود که در روزنامه مردم سالاری به چاپ رسید.واواک(واجا) باکمک گرفتن از نوچه هایش در مطبوعات و همیاری برخی و فشاربر برخی سعی داشته ودارد تا بدون قبول مسئولیت مانع حضورم درمطبوعات شود.حالا که عمله آنها نشده ایم،ما را ازحیِّز انتفاع بیاندازد…»
بسم الله الرحمن الرحیم.قل اعوذ برب الفلق من شرماخلق ومن شر فاسق اذا وقب ومن شرحاسد اذاحسد
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
۲۵ شهریور۹۲

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)