خون در زمین فرو نرفت؛ روی زمین پخش شد، از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را میدید میفهمید جایی بیگناهی را کشتهاند.
شاهرخ مسکوب، سوگ سیاوش
خانمها و آقایان محترم سلام بر شما. با این یادآوری که در جانباختن مهسا و مهساهای میهنمان، مسؤولیت حکومت آخوندی و کسانیکه از پستان دین شیر دنیا میدوشند، تردید برنمیدارد، پیش از ورود به بحث کریدور زنگِزور، به بخشی از قصیده شاعر بزرگ تونس «أبوالقاسم الشابی» که اُمکلثوم و فِیروز و حلیم رومی، هم با صدای زیبایشان خواندهاند. اشاره میکنم.
إذا الشّعْبُ یوْمَاً أرَادَ الْحَیاهَ – فَلا بُدَّ أنْ یسْتَجِیبَ القَدَرْ
وَلا بُدَّ لِلَّیلِ أنْ ینْجَلی – وَلا بُدَّ للقَیدِ أَنْ ینْکَسرْ
روزی که مردم زندگی را برگزینند سرنوشت ناگزیر است که به خواستههایشان گردن نهد. پس تاریکیها ناچار زدوده میشود و بندها بی شک در هم میشکنند.
وَلا بُدَّ لِلَّیلِ أنْ ینْجَلی – وَلا بُدَّ للقَیدِ أَنْ ینْکَسرْ
روزی که مردم زندگی را برگزینند سرنوشت ناگزیر است که به خواستههایشان گردن نهد. پس تاریکیها ناچار زدوده میشود و بندها بی شک در هم میشکنند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این بحث به کریدور زنگِزور (زنگهزور) Zangezur corridor اشاره دارد، دالان مِغری Մեղրի که پیشتر کریدور ترکستان خوانده میشد. ضرورت طرح این بحث رویدادهای جاری (در قفقاز جنوبی) بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان، و پیامدهای مهم آن برای کشور ما است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.