برای سرهنگِ مدرسه ی حقانی که وزیر فرهنگِ دولت تدبیر و امید شد.

هویت چیست؟ و ما کیستیم؟

هویت، کم و بیش همان فهم و درکی است که ما از خودمان داریم.

یک جمله ی ساده و سرراست!

با این همه نباید فراموش کرد که هم “فهم” و فرایند پیچیده ی آن، و هم “خود” و چه گونه گی شکل گیری آن، بسیار تو در تو و پر پیچ و خم است؛ در نتیجه، فهم  مناسب مفهوم “فهمیدن” به یک معنا نیازمند گشت و گذاری طولانی در تاریخ فلسفه و سرک کشیدن به پهنه های فراوان علمی است. این همه، تازه هم چنان که نازک اندیشان به درستی درک کرده اند، نیازمند گشودن دور سهمگینی است که پدیده ی زبان، بر زبان ما بسته است؛ چه، تصور کنید در جهانی که به باور بسیاری چیزی نیست مگر “زبان”، چه گونه می توان “فهم” را فهمید؟

فهم “خود” و “ما” حتا از فهمِ “فهم” هم پیچیده تر است.
خود چیست؟ مگر بازتاب جهانی که برای ما بر ساخته شده است یا می شود؛  خود چیست؟ مگر تصویری که دیگری از ما و ما از “دیگری” باز می تابانیم؛ تصویری از ما در موقعیت و زمانی دیگر.

خود چیست؟ مگر تاریخی از بازتاب جریانی از تاریخ؛ تاریخی از جریان آدمیت و تاریخی از شدن ما؛ چه دور سهمگین و چه پیچ و تاب ویرانگری در برابر ما ایستاده است.

به این ترتیب عجیب نیست اگر توضیح و حتا توزیع هویت، همیشه امری آسان و دشوار (سهل و ممتنع) باشد؛ و بگو مگوهای فراوانی را برانگیزد. پیش تر در سرنام “هویت چیزی نیست که به نظر می رسد”(۱) تلاش کرده ام هویت را در چشم انداز تازه ای که جهان جدید در برابر ما گشوده است، بازبینی کنم؛ امیدوار بودم آن چراغ بتواند تا اندازه ای این راه تاریک و باریک را بنماید و ما را در انتخاب “بودن” در برابر “نبودن” کمک کند.

در چشم انداز جهان جدید که جهان پرگونه گی و هم پارچه گی(۲) است؛ در جهان جریان های آتی و جریان جهان های آتی، در جهانی که جهان، ناگزیر است خود را در آینه ی “ارج شناسی جدید”(۳) به تماشا بنشیند، هویت بازتاب فهمی است که هر هستنده از “هستی و زمان” دارد. هویت چیزی نیست مگر تصویر ما در دیگری و تصویر دیگری در ما، در زمانی دیگر.

در این چشم انداز سانسور، سرکوب و سکوت (با هر توجیهی) که همیشه نصیب دگراندیشی است، روی دیگر، دیگرهراسی عمیقی است که به جان و جهان کوچک انسان خودآزار و آدمیت ناتمام ما افتاده است و همه چیز را به آتش می کشد. سانسورچی با طرد، حذف و خاموش کردن دیگری مراسم مرگ خویش را آماده می کند.

دفاع از سانسور و امکان آن، در هر فرهنگی، تنها نشانگان دست هایی است که با شرمنده گی بالا رفته اند.

پانویس ها

۲- این واژه و بار گران آن را از دکتر حسین سیف زاده گرفته ام که هم پارچه گی(ائتلاف در برابر اختلاف) و نظم جهان جدید را در برابر یک پارچه گی و نظم های سنتی (قبیله گی) و مدرن (ملی) می گذارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)