هرچه قدر به پایان عمر فرعون دوران ما، خامنه‌ای نزدیک ترمی شویم مُعضل جانشینی او نیز پررنگ تر می‌شود. نخستین بار که بیماری او مطرح شد، نام چند نفر از شرکای رژیم برای جایگزینی سر زبانها افتاد. آخوندها: شاهرودی، رفسنجانی، حسن خمینی، آملی لاریجانی، رئیسی قاتل و گرگ زادۀ آقا!

یعنی مجتبی خامنه‌ای. به مرور زمان همۀ رقیبان ریز و درشت مجتبی یکی پس از دیگری از گود بازی کنار گذاشته شدند. هاشمی رفسنجانی در استخر فرح سرش به زیر آب رفت و نفس کشیدن را فراموش کرد. شاهرودی به مرگ طبیعی یا مصنوعی! سقط شد و رفت. آملی لاریجانی و برادران فاسدش توسط ولی نعمتشان خامنه‌ای به کناری پرتاب شدند. یادگار خمینی را خامنه‌ای از نزدیک شدن به قدرت نهی کرد و برحذر داشت. ابراهیم رئیسی را در آخرین نمایش انتخابات از جعبۀ رای سازی بیرون آوردند. قرار بود این هیولا بنا به ماهیتش جامعه ملتهب ایران بپاخاسته را مهار کند. دار و درفش براه اندازد و از کشته پشته بسازد که مشغول است.

حالا خود رئیسی تبدیل شده است به کیسه بوکس مردم علیه خامنه‌ای. از گوشه و کنار مملکت شعار بحق مرگ بر رئیسی بر آسمان بلند است. در این میان مجتبی خامنه‌ای فرزند دوم سیدعلی دوش به دوش پدر، در خیمه و خرگاه ولایت مشغول تمرین قتل و غارت است. مردم ایران با شناخت دقیق ماهیت سلطنت مطلقۀ، نخستین بار در قیام ۸۸ شعار دادند: «مجتبی بمیری! رهبری را نبینی!» همزمان اتاق فکر بیت رهبری برای مجتبی، دکان درس فقه خارج در قم راه انداختند. سایت جهان نیوز همان دوران از اعتراض دایناسور‌های حوزه علمیه قم دراین باره نوشت. مبنی بر اینکه مجتبی به خاطر بی سوادی‌اش صلاحیت تکیه زدن به این کرسی را ندارد.

در مرداد ماه امسال بصورت ناگهانی نُطُق نخست وزیر سابق خمینی در حصر خانگی در این زمینه باز شد. موسوی طی بیانیه‌ای به موروثی شدن ولایت فقیه حمله کرد. ذوب شدگان در ولایت بی محابا به نخست وزیر جنگ و جنایت خمینی واکنش نشان دادند. در عین حال در رابطه با مجتبی خامنه‌ای و جانشینی او، لام تا کام کلمه‌ای برزبان نیاوردند. تکذیب و تایید نکردن موضوع جانشینی بر پیچیدگی امر افزود. از قدیم گفته‌اند تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها. سرانجام روز دوم شهریور ۱۴۰۱ خبرگزاری رسا از قول خبرگزاری حوزه علمیه قم اعلام کرد کلاس درس فقه خارج آیت اله مجتبی خامنه‌ای در قم سالیان است که ادامه دارد. اعلام یک شبۀ آیت الهی مجتبی، یاد آور از خمره در آوردن ناگهانی پدرش خامنه‌ای پس از مرگ خمینی است. روزی که خامنه‌ای شخصاً گفته بود باید به حال جامعه ومردمی گریست که من رهبر‌شان باشم.

موضوع مطرح کردن چند بارۀ مجتبی خامنه‌ای در حالی است که مردم ایران صدها بار شعار داده‌اند نه تاج و نه عمامه نظام کارش تمامه. نه شاه می‌خواهیم نه رهبر مرگ بر ستمگر. مردم ایران بیدارند از شاه و شیخ بیزارند. این خواسته‌های بحق مردم بپاخاستۀ ایران به روشنی میگوید مردم ایران از رسم و راه ستمگران چکمه پوش و نعلین بپا سالهاست که عبور کرده‌اند.

آشکار تر اینکه خلق ستمدیدۀ ایران زمین بارها آرزوی مرگ گرگ زاده را قبل از تکیه زدن به صندلی ولایت نموده‌اند. قرائن و شواهد متقن نشان میدهد که بقول شیر همیشه بیدار ایران و ایرانی، آقای مسعود رجوی، مجتبی خامنه‌ای از گندم ری نخواهد خورد. آینده بر صحت این پیش بینی گواهی خواهد داد.
محمد قرایی- سوئد
شهریور ۱۴۰۱

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)