بعد از برگذاری مراسم امیر هوشنگ ابتهاج متخلص به «ه. ا. سایه،» شاعر به نام ایرانی، توسط حکومت اسلامی.!! ناسیونالستهای حاشیهی در خارج از کشور موضوع گیریها متفاوتی داشتند. باموضعگیریهای که فقط برای رهائی از تنهائی و ارضا شدن بود. بهانهای برای اهانت به کمونیستها…

«مرگ بر کمونیستها…»
«لعنت بر پوتین سرخ»
«این کمونیستها بودند که خمینی آوردند»
«ایران را پس میگیریم»
دهها جمله بی معنی که هیچ رابطی به اصل مسئله نداشت و اینکه چرا؟ سایه در کنار جمهوریاسلامی نشست وحیثیت هنری خود را به باد فنا سپرد! که نه پاسخی درخورفهم بود و نه اشارهی به حقیقت ماجرا داشت، بحثهای تاریک و ناروشن با پاشیدن بذر حماقت….»
«شیعه گری»
ریشه ناسیونالیست ایرانی بر پایه اسلام شیعه رشد کرد و ستون نگهدارند ٱن مذهب شیعه است. ریشهی این ستون را در پرچم ایران بانشان رنگ سرخ بر اساس خون سرورآزادگان حسین ابیطالب، با تصمیم نمایندگان مشروطیت ثبت شده است..
«حزب توده و ناسیونالیزم» (ملیگرایی)
حزب توده متعلق به یک دور تاریخی در ایران بود این حزب از لحاظ فکری و اهداف سیاسی بیشتر به احزاب سوسیال دمکرات اروپایی نزدیک بود. حزب توده با این واقعیت که با سوسیالیزم و لنینزیم کاملا بیگانه بود یک حقیقت در خور فهم، برای کنشگران سیاسی نیز اثبات شده است.
حزب توده طرفدار رفرم بود «رفرمیسم بود» نماینده ملیگرایان عقلانی «ناسیونالیزم عقلانی» در ایران… به همین دلیل تاثیرات زیادی در پیشروی و آگاهی مردم داشتند بیشتر روشنفکران، نویسندگان، اکثریت هنرمندان را در ایران جذب حزب توده شد بودند و آفرینندگان بهترین آثار هنری در زمینههای متفاوت بودند. از حق نگذاریم و بیشترین آثار نویسندگان را در چهار گوشه جهان به زبان فارسی ترجمه کردند تاثیرات زیادی بر روی زبان فارسی گذاشتند.
روزنامههای متفاوتی انتشار دادند و تبدیل به سنت در جامعه کردند، با تشکلهای فراوان چون تشکیلات زنان، کارگران و دهها تشکل دیگر. جامعه را رو به جلو هل دادند.
نه تنها ناسیونالیستها، ملی گرایان، حتی ارمنیها و طیف وسیعی که عاشق ایران مدرن بودند. حامیان حزب توده بودند. حزب در آن زمان نه در دفاع و نه بر علیه مذهب انتقادی داشت و چیزی نوشت.
این تصویر از حزب توده متعلق به حزب تودهی قبل از کودتای ۲۸ مرداد که توسط سازمان سیاه آمریکا و انگلیس سرکوب شدند. سرکوب شدید حزب توده و اعدام بیشتر رهبران عملی و اعضا و هوادارنش به شکل گسترده و فلائی باعث مرگ این حزب برای در ایران شد….».
ناسیونالیسهای ایرانی درانقلاب ۵۷ حامی آیت الله خمینی بودند و در حمایت از خمینی در برابری جنبش انقلابی و برابری ایستادند و درحکومت اسلامی ذوب شدند. نویسندگان. هنرمندگان، خواندگان، فیلم سازان، همه و همه در رکاب آیتالله خمینی اجیر شدند کپی مُرده از حزب توده وجود داشت که فقط اسمش شبیه آن حزب توده پر قدرت و پیشرو قبل از کوتاه بود.
نویسندگان زیادی به استقبال خمینی رفتند سرودههای زیادی در وصف آمدن او سروده شد. در میان نویسندگان خارج نشین که در اوج تنهائی ایزوله یا سلطنت طلب شدند یا هرازگاهی با توهین به کمونیست خودشان را ارضا میکنند. ابتدا در رکاب خمینی بودند.
«و اما ناسیونالیست ایرانی»
ناسیونالیستهای ایرانی یک پدید عجیبی نیستند!
شباهت زیادی به ناسیونالستهای ترک در ترکیه دارند به آنها نزدیکترند.
ناسیونالیستهای ترکیه علیرغم روشنفکر بازی
وعاشق شدن ادغام در فرهنگ اروپا،
اماپوست واستخوانشان، رگهای خونشان، فریادهای قلبشان، به ساز دوران امپراتوری عثمانی در رقصیدنند.
مهم توهمات افتخار آفرین مساجدی ست که در هرگوشهی از این جهان با نام ترک حک شد باشد.
این توهمات تا آنجا صاعقه زند که رئیس جمهوری ترکیه در مراسم اختتامیه نخستین همایش رهبران مسلمان آمریکای لاتین در استانبول با افتخار به این توهم دامن زند. که مسلمانان نخستین بار به آمریکا قدم گذاشتند: «دریانوردان مسلمان در سال ۱۱۷۸ میلادی به سواحل آمریکا رسیدند. کریستف کلمب هم در خاطراتش از مسجدی نوشته که بر فراز تپهای در کوبا قرار داشت.» گفتار اردوغان مورد تائید هیچ یک از کنشگران در جهان قرار نگرفت…
در مبارزات انتخاباتی ترکیه، کسانی رای میآورند که در ضدیت با کوردها گام بردارند و بهترین دلیل برای رسیدن به صدر جدول انتحابات، باید در سرکوب و کشتار کوردها دخیل بوده باشند و یا علیه آنها پروپاگاندا و نفرت پراکنی کند. چون ریشه حکومت داری و سلطان شدن به وجود یک دشمن و یک تهدید برای تجزیه کشور مهم است….
اساس ناسیونالیست براساس نژاد با تاریخ فاتحان سرزمینی که فکر میکنند متعلق به آنهاست شکل میگیرد، اما ناسیونالیست ایرانی مغلطهی از قهرمانان عرب بر اساس داستانهای که بدور از حقیقت بر اساس توهمات ساخته شده است. و فاتحان بیگانه مسلط بر آن شکل گرفت باشد، تاریخ غرور و احساس ملی ایرانیگری بر پایهی بر اساس مذهب شیعه گری ست.
مرگ شاعر بزرگ درباری ایران چگونگی امیر هوشنگ ابتهاج متخلص به، ه. ا. سایه، در رکاب جمهوری اسلامی را، باید در حماقت ناسیونالست ایرانی جستجو کرد که در اوج جنون و بیگانه با انسان بودن گاه دل به شیخ میدهند و گاه دل به شاه…
۲۷ آگوست ۲۰۲۲میلادی
شمی صلواتی

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.